بازنویسی داستان ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی از نطم به نثر
زنان : شهرو ، ماهدخت از ماه آباد ، سرو آزاد از آذربایجان ، ٱبنوش از گرگان ، نازدلبر از دهستان ، دینار گیس از ری ، زرین گیس دختر خاقان ، شیرین و پری ویس از بوم کوه کهستان، ابنار و ناهید دخت دبیران ، گلاب و یاسمن دخت وزیران از اصفهان ، دخت کنارنگ از ساوه ، سهی زن شاه ، ناز ، اذرگون ، گل گون محل جغرافیایی وقوع داستان ایران شمالی از خراسان شرقی تا ماد به عبارتی از مرو تا همدان ، اشاراتی به شیراز و کرمان و استخر نیز شده است . نخجیرگاه شاه خزر است ، از ساری و ٱمل و جنوب زاول هم نام برده شده است از سرزمین طبرستان ، گرگان ، کهستان ، خوارزم ، خراسان ، دهستان ، سند ، هند ، تبت ، چین ، سغد ، مرز توران ، ماچین یا مهاچینا به معنی چین بزرگ نیز در داستان نام برده شده است . فرق شاهنامه با ویس و رامین شاهنامه ما رابا وضع خارجی زندگانی مردم ان دوران اشنا می کند اما در ویس و رامین زندگی داخلی یک کاخ که نقش عمده قهرمانان داستان را زنان بازی می کنند اشنا می شویم . این داستان ایران در دوران ساسانی را مجسم می کند و رامین نمونه ای از نجیب زادگان و اشراف ایرانی است که در شکار کردن بزم و شراب نوشیدن ، عشق سرامد است . ازدواج با محارم یا ازدواج خویدوده که بخشی از عقاید زردشتی است یا تاثیر چشم زخم و فراهم کردن طلسم و تاثیر ستارگان در سرنوشت اشخاص داستان به فراوانی در داستان دیده می شود . با وجود روح ایرانی داستان امکان این که داستان از هند به ایران راه یافته باشد وجود دارد هم اکنون داستان ویس و رامین در هندوستان جایگاه ویژه ای دارد . شروع کتاب ستایش یزدان سپاس و ستایش ایزد یکتا که جهان ما را افرید ، زیبایی عالم به خواست اوست ، خداوند پاک و بی همتا و بی شریک که عظمت او در انددیشه انسان نمی گنجد . قابل دیدن نیست از هر کاستی دور است توصیف کمال و زیبایی و صفات او را نمی توان نمود ، او بی ابتدا و بی انتهاست ، چیزی با او برابر نیست ، برای او اندازه و زمان و مکان نمی توان تعیین کرد ، زمان به خواست او از افرینش اغاز شد ه و از نیستی هستی را پدید اورده است ، خدا نخست عالم روحانی که از مادیات جداست را افرید ، پس از ان به افرینش ملایک و سپس عالم مادی پرداخت . در این مرححله فلک و اجرام سماوی ، اسمان و ستارگان نورانی.و هر یک کار خود را می کنند و در سرنوشت انسان نقش دارند ، ستارگانی که اسمان تاریک را با انها برای ما روشن کردی ، روز و شب و فصل ها را برای مازمینیان بوجود اوردی. ای کردگار قدرتمند بزرگ و بخشنده به سبب قدرت نمایی و بخشش چیزی از تو کاسته نمی شود . لطفت جاودان و بیکران است ، این ٱفرینش اثاری از قدرت و توانایی اوست ، بود و نبود این جهان به خواست اوست ، گرما و سرما و تری و خشکی به فرمان اوست از این ها اب و باد و خاک و اتش را پدید اورد سپس از انها هزاران نوع موجود دیگر را افرید ، اجسام زیادی افرید که دارای نام های گوناگون هستندطلا و گوهر های فراوان را در دل سنگ افرید که از چشم مردم پنهان هستند ، سپس گیاهان و بعد از ان حیوانات را افرید و هنگامی که به ٱفرینش انسان رسید نهایت زیبایی را در خلقت او به کار برد و همه موجودات را مسخر او گردنید افریده ای که ازباد و خاک و اب نیست . موجودی که علرغم نداشتن دانش بر کل جهان افرینش با اندیشه خود هر روز به فاوری نوینی دست می یابد و به دنبال کسب دانش و اموختن ان است تا ان را در کار هایش به کار بندد و به جایگاهی فراتر دست یابد . نفس حیوانی خود دور می شود و به دنبال نشانه های الهی و پاکی و جاودانگی می گردد . اری ، شک و تردید را کنار بگذار ، از توحید و تسبیح حق به سوی یقین و ایمان برو ، خداوند قابل تشبیه به چیزی نیست
+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۴۷ ب.ظ توسط سروش نیا
|