بازنویسی هفت اورنگ جامی از نظم به نثر
گفتار در ترغیب بسترشدان آگاه بر مداومت تکرار لا اله الا الله
ای کسی که سال ها با ساده اندیشی سخنان بیهوده می گویی و آثاری بی ارزش می نویسی و در دنیای پر از ریا و نیرنگ ، روزگار را سپری می کنی . تا چه وقت قصد داری اسیر دنیای فریبکار باشی و خود را به گناه آلوده کنی ؟ به اصل خود بازگرد و از گناه دور شو . چرا دل همچون آینه خود را با آلودن به گناه تیره کرده ای ؟ آینه دل را از گناه پاک کن و دلت را با یاد فرمان های خدا صیقل داده و از تعلقات از بین رفتنی و زود گذر دنیوی پاک کن تا آنچه برای تو می تواند ماندگار باشد ، نمایان شود .
وسیله صیقل دادن این آینه عبارت " لا اله الا الله " است . " لا " تمامی کائنات و هستی را در بر می گیرد . هر جا یادی از "لا" باشد ، خبری از خود بزرگ بینی ، غرور و تکبر نیست و بر خودبزرگ بینی خط بطلان کشیده شده است . "لا" در عالم وجود همه چیز را در بر می گیرد . در دنیا همه چیز فانی است . اگر بر جهل خود فائق شوی ، خواهی دید که چیزی همتای حق نیست و حق را همه جا و هر وقت در آشکار و نهان مشاهده می کنی . اگر از بتوانی غرور خود را رها کنی ، می توانی به فیض دیدن انوار حق نایل شوی . در این زمان است که انوار حق بر تو اثر گذاشته و بر وجود تو غالب می شوند و پس از آن دیگر نیازی به صیقل جان با " لا اله الا الله " که " لا " ی آن برای نفی غیر خدا " الا " برای اثبات خدا است ، نخواهی داشت . وقتی انوار حق بر تو تجلی یابد ، غرور و خود بزرگ بینی را رها می کنی و در هر حالتی ، خواب ، خوردن ، سخن گفتن و شنیدن ، خدا را ناظر بر اعمالت می بینی و در همه احوال ضمیر و دلت بیدار است و در حقیقت با چشم ظاهر مردم را می بینی و و با چشم دل حق را مشاهده می کنی .
در مراقبت حال
اگر توانستی به اسرار غیب دست بیابی ، از آن مراقبت کن . ارزش زمان را بدان و همیشه هوشیار باش که در گذر زمان لحظات را در غفلت نگذرانی . دلت را از اشتیاق به وابستگی های مادی خالی کن . به جای تمرکز و و توجه به مردم ، به ذات حق توجه کن و مردم را فراموش کن و در هر حالی ، دل مشغولیت ، برآورده سازی نیاز های دل و جانت باشد .
دلت مانند یک تخم پرنده است که شاهبازی در آن قرار دارد . اگر جوجه را تربیت نکنی ، هنگامی که به پرواز در می آید کوتاهی تو در آموزش ندادنش ، موجب تباهی پرنده می شود . تربیت دل این گونه است که همیشه مراقب نفس سرکش خود باشی و خود را از امیال و هوس ها دور کنی و فقط به خدا توجه داشته باشی .
در تحقیق معنی اختیار و جبر
اختیار به معنی آن است که انجام دهنده کار اجازه و توان انجام دادن هر کاری را داشته باشد . به عبارتی دیگر اختیار آن است که انجام دهنده کار ، با دانش و شناختی که خداوند از نیک و بد در اندیشه او قرار داده ، نخست کار را می نگرد ، سپس نیک و بد آن را می سنجد ، آنگاه اگر کار را نیکو تشخیص داد ، آن را انجام می دهد . درک و شعور فهمیدن نیک بودن کار همان اختیار است که از طرف پروردگار در وجود انسان قرار داده شده است . هر عملی که براساس این دانش و اراده تحقق یابد از نظر " اختیاریون " " خرد " نامیده می شود و آنچه بدون دانش تحقق یافته و اراده و انجام آن از اراده انسان خارج بوده و انجام دهنده کار مجبور به انجام آن باشد ، آن را " اضطراری " گویند . از این دیدگاه به ظاهر هر کس در کار خود صاحب اختیار بوده و مجبور به انجام کار نیست اما در اصل اختیار او تحت تاثیر اجبار ، موجب انجام کاری شده و قدرتی برای انتخاب و اختیاری برای انجام کار نداشته است.