گفتار در ترغیب بسترشدان آگاه بر مداومت تکرار لا اله الا الله

        ای کسی که سال ها با ساده اندیشی سخنان بیهوده می گویی و آثاری بی ارزش می نویسی و در دنیای پر از ریا و نیرنگ ، روزگار را سپری می کنی . تا چه وقت قصد داری اسیر دنیای فریبکار باشی و خود را به گناه آلوده کنی ؟ به اصل خود بازگرد و از گناه دور شو . چرا دل همچون آینه خود را با آلودن به گناه تیره کرده ای ؟ آینه دل را از گناه پاک کن و دلت را با یاد فرمان های خدا صیقل داده و از تعلقات از بین رفتنی و زود گذر دنیوی پاک کن تا آنچه برای تو می تواند ماندگار باشد ، نمایان شود .

        وسیله صیقل دادن این آینه عبارت " لا اله الا الله " است . " لا " تمامی کائنات و هستی را در بر می گیرد . هر جا یادی از "لا" باشد ، خبری از خود بزرگ بینی ، غرور و تکبر نیست و بر خودبزرگ بینی خط بطلان کشیده شده است . "لا" در عالم وجود همه چیز را در بر می گیرد . در دنیا همه چیز فانی است . اگر بر جهل خود فائق شوی ، خواهی دید که چیزی همتای حق نیست و حق را همه جا و هر وقت در آشکار و نهان مشاهده می کنی . اگر از بتوانی غرور خود را رها کنی ، می توانی به فیض دیدن انوار حق نایل شوی . در این زمان است که انوار حق بر تو اثر گذاشته و بر وجود تو غالب می شوند و پس از آن دیگر نیازی به صیقل جان با " لا اله الا الله " که " لا " ی آن برای نفی غیر خدا " الا " برای اثبات خدا است ، نخواهی داشت . وقتی انوار حق بر تو تجلی یابد ، غرور و خود بزرگ بینی را رها می کنی و در هر حالتی ، خواب ، خوردن ، سخن گفتن و شنیدن ، خدا را ناظر بر اعمالت می بینی و در همه احوال ضمیر و دلت بیدار است و در حقیقت با چشم ظاهر مردم را می بینی و و با چشم دل حق را مشاهده می کنی .

در مراقبت حال

        اگر توانستی به اسرار غیب دست بیابی ، از آن مراقبت کن . ارزش زمان را بدان و همیشه هوشیار باش که در گذر زمان لحظات را در غفلت نگذرانی . دلت را از اشتیاق به وابستگی های مادی خالی کن . به جای تمرکز و و توجه به مردم ، به ذات حق توجه کن و مردم را فراموش کن و در هر حالی ، دل مشغولیت ، برآورده سازی نیاز های دل و جانت باشد .

         دلت مانند یک تخم پرنده است که شاهبازی در آن قرار دارد . اگر جوجه را تربیت نکنی ، هنگامی که به پرواز در می آید کوتاهی تو در آموزش ندادنش ، موجب تباهی پرنده می شود . تربیت دل این گونه است که همیشه مراقب نفس سرکش خود باشی و خود را از امیال و هوس ها دور کنی و فقط به خدا توجه داشته باشی .

در تحقیق معنی اختیار و جبر

      اختیار به معنی آن است که انجام دهنده کار اجازه و توان انجام دادن هر کاری را داشته باشد . به عبارتی دیگر اختیار آن است که انجام دهنده کار ، با دانش و شناختی که خداوند از نیک و بد در اندیشه او قرار داده ، نخست کار را می نگرد ، سپس نیک و بد آن را می سنجد ، آنگاه اگر کار را نیکو تشخیص داد ، آن را انجام می دهد . درک و شعور فهمیدن نیک بودن کار همان اختیار است که از طرف پروردگار در وجود انسان قرار داده شده است . هر عملی که براساس این دانش و اراده تحقق یابد از نظر " اختیاریون " " خرد " نامیده می شود و آنچه بدون دانش تحقق یافته و اراده و انجام آن از اراده انسان خارج بوده و انجام دهنده کار مجبور به انجام آن باشد ، آن را " اضطراری " گویند . از این دیدگاه به ظاهر هر کس در کار خود صاحب اختیار بوده و مجبور به انجام کار نیست اما در اصل اختیار او تحت تاثیر اجبار ، موجب انجام کاری شده و قدرتی برای انتخاب و اختیاری برای انجام کار نداشته است.