چاره اندیشی افراسیاب برای جبران شکست از ایرانیان

         افراسیاب پس از شکست با خردمندان توران چون پیران ، گرسیوز ، قراخان پسرش ، شیده و گرسیون به گفتگو نشست و به آنها گفت تا کنون این گونه نبوده که ایرانیان تا کاخ من بیایند باید هزاران هزار سرباز ترک و چینی از سراسر مرز ایران و توران محافظت کنند باید گرداگرد مرز ایران را رزمگاه کنیم .

          افراسیاب دبیر خود را فراخواند و برای پادشاهان کشور های تحت امرش چون فغفور شاه چین نامه نوشت تا سپاهیان و اسب های بسیار برای جنگ با ایران بفرستد . سربازان و گله های اسب زیادی گرد آورد . از این لشکر آراسته پنجاه هزارتن برگزید و به شیده داد و به او گفت با این سپاه ضمن نگهبانی مرز خوارزم آماده حمله به ایران از آن سو باش به پیران نیز گفت با سیصد هزار سوار به مرز ایران برو و جنگ را آغاز کن !

چاره اندیشی کی خسرو

        پس از شنیدن خبرآماده شدن وسیع تورانیان کی خسرو با بزرگانی چون زال ، گودرز ، شیدوش ، فرهاد ، رهام ، توس ، رستم ، فریبرز ، شاپور ، بیژن ، گیو ، گستهم ، گرگین ، زنگه شاوران ، گژدهم و همه نامداران دیگر نشستی برگزار کرد و گفت دشمن قصد حمله دارد مانیز باید آماده نبرد شویم .

       سپس دستور داد سیصد هزار جنگجوی برگزیده از روم و هند و تازی تا چهل روز دیگر نزدش آماده باشند همچنین به به کشور های تحت امرش نامه نوشت و آنها را با سپاهیانشان برای جنگ فراخواند پس از گرد آمدن لشکریان کی خسرو به آنها درم و دینار و هدایای بسار داد .

       سی هزار شمشیرزن را به رستم سپرد تا از راه سیستان به هندوستان و سپس غزنین برود و پس از گرفتن تاج و تخت شاه آنجا حکومت را به فرامرز بسپارد تعدادی سپاه برگزیده نیز به او بده و از آنجا از راه کشمیر و کابل به جنگ افراسیاب برو زیرا او الانان و غز دژ را به لهراسب داده تا با ما بجنگد و به اشکش سی هزار نیزه دار داد تا از خوارزم با شیده به ایران کند .

       به گودرز سپاه داد تا با گرگین ، زنگه ، گستهم ، زواره ، فرهاد ، گیو ، گرازه و رهام  به تورانیان حمله کند و به او گفت مانند توس که با همه جنگ دارد به کسی ستمی نشود .همچنین شخص جهان دیده ای را نزد پیران بفرست تا با مهربانی او را به ایران دعوت کند اگر نپذیرفت بگو با گرز و شمشیر روبرو خواهی شد و باید هر چه دارایی داری برای حفظ جانت به ما بدهی ! همچنین پسر و برادرت را به عنوان ضمانت نزد ما بفرست تا از تو به ما آسیبی نرسد .

آرایش لشکر توسط گودرز

        گودرز هزار سوار خنجردار و ده هزار جنگجوی سخنور را برگزید به گیو سپرد و او نزد پیران فرستاد تا پیام را برساند . گیو به بلخ و سپس ویسه گرد محل اقامت پیران رفت و پیران با دوازده هزار سوار برای گفتگو کنار رود جیحون رفت گفتگو ها دو هفته طول کشید پیام رسانیده شد و ایرانیان در سخنوری بر تورانیان غالب شدند و گفته شد باید یکی از این دو راه را بپذیری ! یا با خاندانت نزد کی خسرو بیایی یا با افراسیاب بوده و منتظر جنگ باشی !

       پیران قاصدی را نزد افراسیاب فرستاد تا داستانش با گودرز و گیو به او بگویند و به کمک او بیاید. افراسیاب با شنیدن خبر سی هزار شمشیرزن را برای پیران فرستاد و دستور داد همه بکُش این بار باید کی خسرو را شکست دهیم . پیران به گیو گفت شرایط شما را نمی توانم بپذیرم !

        گیو بازگشت و به گودرز پیام را رسان و گفت در راه سپاه افراسیاب را دیدم احتمالا ً آنها قصد پیشدستی در جنگ را دارند . پیران با صد هزار سوار در کنابد است .

        گودرز در زیبد لشکر خود را آراست . فریبرز و گرازه و زواره را در میمنه لشکر ، رهام و گستهم و گژدهم را در میسره لشکر ، گیو و گرگین و زنگه شاوران را برای حفاظ از پشت لشکر ، سیصد سوار را مامور جایی که کوه قرار داشت و سیصد سوار مامور را جایی که رود بود مستقر کرد یک دیدبان نیز بالای کوه فرستاد تا تحرکات دشمن را گزارش کند ، شیدوش ، هجیر ، فرهاد و کتماره را گرداگرد خود در قلب لشکر قرار داد .