ارداویراف نامه

ارداویراف نامه

           چون اسکندر رومی بد کردار گمراه با ستم و نبرد و زیان گران به ایرانشهر آمد شاه ایران ، دستوران (وزیران) ، داوران ، هیربدان ، موبدان ، دین بُرداران (مومنان) ، نیرومندان و دانایان را کشت و در میان مهان (بزرگان) و کدخدایان کین و ناآشتی افکند ، دربار و دین را ویران کرد و اوستا و زند (تفسیر اوستا) را که بر پوست های گاو به آب زر نبشته شده بود ، سوزانید پس بین مردم آشوب و پیکار بود ، در امر یزدان به شک افتادند ، بسیار گونه کیش و شک و اختلاف رای در کشور پیدایی آمد .

         برای بازیافتن دین مُغ مردان اندوهگین و پر غم و دستوران دین بر خانه آذر فرنبغ (از موبدان بزرگ زمان) انجمن کردند و سخن براین بود که چاره باید جستن ، یکی از ما برود و از مینویان (جهان دیگر) آگاهی آورد تا این مردم از نیک و بد کار ها بیاگاهند و به فریاد روان آنان رسد .

         سپس همه مردم را فراخواندند و از میان آنها هفت مرد برگزیدند که به یزدان نزدیکتر و به اندیشه و گفتار و کُنش پیراسته تر و نیکو تر بودند به آنها گفتند با خود بنشینید و از شما یکی را که به کار بهتر و بی گناه تر و خوشنام تر است ، برگزینید .

        پس آن هفت مرد نشستند و از هفت ، سه و از سه ، یکی ویراف نام را برگزیدند . ارداویراف سر و تن بشست و جامه نو پوشید پس او را سه جام زرین می و منگ خوراندند ، روان ویراف از تن به چگاد داییتی (قله البرز) ، چینود پُل (پلی در عالم برزخ) رفت و هفتم شبانه روز بازگشت و در تن رفت ، ویراف برخاست .

        هیربدان و دستوران پیش او نماز بردند ، ویراف چون آنان را دید به پیشباز آمد و نماز برد و گفت : درود از هرمزد خدای (اهورامزدا) و امشاسپندان (ایزدان نزدیک اهورامزدا) و زردشت سپیتمان و سروش پرهیزکار (نام ایزد) و دیگر مینوان بهشت بر شما

        سپس دستوران گفتند : خوش آمدی تو ویراف ، پیغامبر ما ، تو را نیز درود باد . هرچه دیدی به راستی بر ما گوی . پس ویراف گفت : نخستین شب سروش پرهیزکار و ایزد آذر دست مرا فراز گرفتند. نخستین گام را به اندیشه نیک و دیگر گام را به گفتار نیک و سدیگر گام را به کردار نیک به پل چینود فراز آمدم ، آنجا روان درگذشتگان دیدم که به سبب کنش و کردار هرچه نیک رفتار تر ، خوش تر و خرم تر و در بوی خوش می گشتند و کنار دوشیزگانی ستودنی و زیبا که با کُنش آنها همنشین بودند . پس گفت :  پس از گذشتن از پل چینود ، ایزد مهر و رشن و وای و بهرام و اشتاد و دیگر مینوان (بهشتیان) بر من نماز بردند و من دیدم ایزد رشن ترازویی زرین به دست داشت و پرهیزگاران و دروندان (دروغگویان) را قضاوت می کرد . به من گفتند بیا تا به تو بهشت و دوزخ و روشنی و خواری و آسانی و فراخی و خوشی و خرمی و رامش و شادی بهشت را که پاداش پرهیزگاران است به تو نماییم و تاریکی و تنگی و دشواری و بدی و اندوه و آسیب و درد و بیماری و سهمگینی در دوزخ را پادافراه (مجازات) است که دیوان و جادوان و بزه گران کنند به تو بنماییم .

        ویراف گفت : به جایی فراز آمدم که همیستگان خوانند جایی که روان ها تا تن پسین (رستاخیز) آنجا مانند ، روان مردمانی که کرفه (نیکی) و گناهشان برابر بود . سپس به " ستاره پایه " فراز نهادم ، آنجا که اندیشه نیک مقیم است ، روان پرهیزگارانی که چون ستاره ای درخشنده که روشنی همی از آن تابید . به دیگر گام به " ماه پایه " جایی که گفتار نیک مقیم است رفتم ، به سدیگر گام " خورشید پایه" جایی که کردار نیک مقیم است ، چهارم گام به " گُرزمان " (طبقه ای از بهشت) جایی که روان هایی که پادشاه نیک و دهبُد وسالار نیک بودند . سپس به جایی فراز آمدم که بلندی روشنی دیدم که روان یزشگران (به جای آورندگان مراسم دینی) مقیم بودند .

         دیگر بار به پل چینود باز آمدم روان دروندان (بد کرداران) دیدم که در سه شب نخست در حال رنج کشیدن بودند ، سرما و زمستان و خشکی و گند دیدم و سرانجام سروش پرهیزگار و ایزد آذر دست مرا فراز گرفتند و از آن جای تاریک و سهمگین بیاوردند ، به آن روشنی بیکران و انجمن هرمزد و امشاسپندان بردند و فرجام یافت به درود و شادی رامش


پژوهشی در اساطیر ایران – مهرداد بهار – آگاه – تهران - 1378

 

تبلیغات تجاری هزینه است یا افزایش درآمد

 

        انسان از محيط اطراف و عوامل مختلف به آساني تاثیر می پذیرد و در اثر آن تاثیر ‌، اعمال و رفتار ارادي از خود نشان مي‌دهد . اين رفتار كه در نهاد اوست به او قدرت می دهد تا حركت‌هاي فعل و انفعالي در برابر دریافت ها و داده‌ها ، داشته باشد . بنابر این اندیشه و دیدگاه ، " تبليغ " عبارت است از رساندن پيام به مخاطب از طريق برقراري ارتباط ، به منظور ايجاد تغیير و دگرگوني در بينش ، رفتار و كردار او ، به عبارتی دیگر به مجموعه‌اي از روش ها و شيوه‌هاي تاثيرگذاري رواني و انفعالي تبلیغ  گفته مي‌شود .

        در تجارت و بازاریابی " تبلیغ " راهی برای تاثیرگذاری مثبت (نه فریبکارانه) جهت جلب توجه مخاطبان و گرایش و علاقمند نمودن مشتریان بر تولید ، محصول یا خدمات تبلیغ کننده در راستای افزایش فروش و درآمد اوست لذا انتخاب روش های تبلیغ مناسب که با صرف هزینه پایین بتواند بهترین نتیجه را به تبلیغ کنندگان به دست آورد بسیار اهمیت دارد . امروزه روش‌های تبلیغ در تجارت با توجه به استفاده ازفناوری های مدرن و روز دنیا هزینه بسیار پایین‌تری را متوجه تبلیغ دهندگان می‌کند.

        بنابرین بازاريابی باید هدفمند باشد و نیاز های قسمت خاصی از جامعه را به عنوان مصرف كننده مورد نظر به طور كامل و دقيق مورد بررسی قرار دهد سپس با استفاده از ابزارهای بازاريابی برای جذب آن‌ مشتریان اقدامات لازم صورت ‌گیرد .

        نوعی از تبلیغ ، تبلیغ مستقیم است که در آن تبلیغ دهنده مستقیماً با بازار هدف خود در ارتباط است و مهم‌ترین عامل در این روش داشتن اطلاعات کامل و بروز از بازار هدف است.

        از این روی تبلیغ هزینه نبوده بلکه نوعی سرمایه گذاری برای تبلیغ کنندگان است ، برای حصول نتیجه از تبلیغ رعایت سه نکته لازم است : 1- هوشمندانه بودن محتوای تبلیغ  2- مشخص بودن مخاطبان و بازار هدف 3-  دقیق و کامل بودن آمار تعداد مشتریان و نیاز هایشان

        از ابزار های ساده ، مستقیم و هدفمند در تبلیغ می توان از فکس تبلیغاتی ، تبلیغات پستی ، پیامک تبلیغاتی ، تبلیغات تلفنی نام برد .

        ارسال فکس یا نمابر تبلیغاتی به شماره‌های فکس بازار هدف ، یکی از ارزان‌ترین روش‌های تبلیغات هدفمند محسوب می شود.

        ارسال پستی کارت پستال ، کاتالوگ ، بروشور ، خبرنامه و یا یک نامه ساده به همراه قرار دادن هدایایی درون پاکت نوع دیگری از تبلیغ است .

       پست وسیله‌‌ای مناسب برای تبلیغ کنندگان است تا نشان دهند ، شرکت مشتریان قبلی خود را از یاد نبرده‌ است ، پست همچنین در زمینه‌‌هایی زیر نیز می تواند اطلاع رسانی یا خدمات رسانی کند :

       اعلام فروش‌های فوق‌العاده ، تخفیف فصلی ، ارسال مستقيم  پيام و تبليغات كالا يا خدمات به مشتريان ،‌ پاسخ و واكنش مشتريان اعم از نظر ، انتقاد يا درخواست را دريافت نمايد ، سفارش كالا يا خدمات مشتريان را به توليد كنندگان يا عرضه كنندگان برساند ، كالا را به مشتري تحويل دهد ، صورت حساب و پرداخت‌های مربوط را ارسال و دريافت كند و در نهايت روابط توليد كنندگان و عرضه كنندگان كالا و خدمات را به مناسبت‌های مختلف و از طريق ارسال هدايا و ارائه آخرين تغييرات در محصولات و قیمت‌ها حفظ نمايد.

      ارسال پیام کوتاه SMS در بین مردم جهان از محبوبیت زیادی برخوردار است . به عقیده بسیاری از مردم ، استفاده از این خدمات به دلیل ارزان بودن به سرعت فراگیر شده است.

       تماس تلفني خودکار و اعلام پيام صوتي دلخواه به مخاطبين به صورت گروهي و به وسیله‌ی رايانه از قبيل تبريک و تسليت مناسبت‌ها ، پيام دعوت ، اعلام اقساط معوقه و ...

 

        اگر یک نفر به شما پیشنهاد بدهد که حاضر است برای زمانی که پشت فرمان خودروی شخصی تان نشسته اید و به امور روزانه خود می رسید ، پول پرداخت کند ، چه پاسخی می دهید ؟ شاید تصور چنین درآمدی کمی غیرممکن به نظر برسد ، اما دنیای تبلیغات امروزه این رویا را به واقعیت رسانده است . تنها کاری که شما باید بکنید این است که اجازه بدهید بدنه خودرویتان را با آگهی یک شرکت تجاری یا خدماتی بپوشانند.

        شاید تا کنون با این نوع خودروها در یک بزرگراه یا خیابان خودمان برخورد نکرده باشید. اما اگر برای گردش یا ماموریت به کشور دیگری رفته باشید ، احتمالا ًیکی از آنها را شاید دیده باشید . در این صورت احتمالا رنگ های متنوع و لوگوهای نقش بسته روی آن چشم شما را به خود خیره کرده است . دقیقا به همین دلیل است که شرکت های تبلیغاتی (غیر ایرانی) اخیرا تبلیغ روی خودروهای شخصی را جدی گرفته و برنامه های جدیدی را در این مورد به اجرا در آورده اند.

        این روش تبلیغی تا حالا بسیار کار ساز بوده است زیرا به کمک آن توان راه ورود برندها و نام های تجاری را به مکانی هایی که قبلا رسانه های سنتی از دستیابی به آنها محروم بوده اند نظیر خیابان ها ، محل کار افراد و مدارس ، بازکرد.

        تبلیغ روی خودرو در ایران هنوز جا نیفتاده است و اگر هم وجود داشته ، تاکنون محدود به وسایل حمل و نقل عمومی نظیر اتوبوس یا مترو (بیشتر فضای داخلی واگن ها و ایستگاه مترو) بوده است . آگهی هایی که بر روی برخی اتوبوس های شرکت واحد نقش می بندند نیز از همین دست است .

        یک تفاوت اساسی این نوع تبلیغ در ایران با کشورهای پیشرفته ، عدم توجه به عنصر خلاقیت و اصول زیبایی بصری است . در خیابان های شهرهای کشورمان بندرت می توان استفاده از رنگ های موثر را در آگهی های اتوبوسی دید .

        در تبلیغات زیباشناسانه توجه به علایق مخاطب و عنصر جذابیت ، اصلی اساسی است که پیش از ارائه هر طرحی مورد توجه قرار می گیرد ، این در حالی است که در تبلیغات سود محور ، مخاطب از اهمیت کمتر و تبلیغ از تاثیرگذاری کمتری برخوردار است و تلاشی برای جلب توجه مخاطب و  تصاحب ذهن و روح وی انجام نمی پذیرد .

      امروزه شرکت های تبلیغاتی به راحتی می توانند طرح مورد نظر آگهی خود را روی صفحات مقاوم در برابر آب و گرما پیاده کرده و متقاضیان برای تبلیغ کردن بدون این که وقتی زایل کنند ، هر جور که دلشان می خواهد می توانند  آنرا روی بدنه خودروهایشان بچسبانند . این نوع آگهی ها می توانند به گونه ای باشند که تمام سطح بدنه خودور حتی شیشه ها را بپوشانند.  وقتی هم که دوره آگهی به پایان برسد ، می توان به راحتی صفحات کاغذی را از بدنه خودرو جدا کرد و آن را مثل روز اول به صاحبش تحویل داد.

      تحقیقات آمارها نشان می دهد که این نوع آگهی ها کم هزینه تر و پربازده هستند . مثلا در جایی مثل انگلیس هزینه این نوع آگهی برای تاثیرگذاری بر هر هزار نفر حدود ۴۰ پنی است. این رقم به نسبت ۲/۱ پوند برای آگهی های کنار خیابان ، ۵ پوند برای آگهی های روزنامه ای و ۲۰ پوند برای ارسال آگهی از طریق پست الکترونیکی بوده و بسیار باصرفه تر است . این آمار فقط مربوط به تاثیرپذیری رانندگانی است که خودروی حامل آگهی را می بینند و تاثیر پذیرفتن عابران پیاده ای را که در معرض آن قرار می گیرند را شامل نمی شود . ضمن اینکه این نوع خودروها زمانی که در جایی پارک می شوند ، تبدیل به یک بیلبورد (تابلوی بزرگ ثابت در کنار خیابان ) شده که با این روش آگهی دهنده دیگر هزینه یک بیلبورد را پرداخت نمی کند ، اما از مزایای تبلیغاتی آن برخوردار می شود .

از دیگر مزایای این نوع آگهی برای شرکتی که هزینه آن را پرداخت کرده این است که اگر درست انجام شود، مردم فقط به آن نگاه نمی کنند، بلکه بیشتر اوقات در مورد آگهی که می بینند با هم بحث و گفتگو می کنند و این از نظر شرکت های تبلیغاتی یک تاثیر ایده آل به حساب می آید.

        شما ممکن است در مسیر راه خودتان به سر کار با پوسترها ، بیلبوردها و انواع دیگری از تبلیغات مواجه شوید و بدون توجه از کنارآنها عبور کنید اما اگر با خودرویی که با یک آگهی پوشیده شده برخورد کنید ، کمی بعید است که توجه تان را به خود جلب نکند چون مانند خودروی جدید و نویی می ماند که ناگهان جلوی چشمتان سبز شده و شما برای اولین بار آن را می بینید . حتی ممکن است برای این که حس کنجکاوی تان ارضا شود ، آن را تعقیب کرده تا آگهی های روی خودرو را تمام و کمال ورانداز کنید.  این خواسته ای است که یک تبلیغات چی خواسته یا ناخواسته با آن درگیر است ، به این دلیل گاهی تبلیغات چی ها برای رسیدن به برتری ، به روش های نوآورانه تر و تاکتیک های جدیدتری روی می آورند .

        آگهی روی خودروهای شخصی را اگر نتوان روشی نوظهور نامید اما بی شک تاکتیکی جدید با توانایی ها و قدرت تاثیرگذاری بسیار بالا است.  یکی از نشانه های بارز موفقیت این نوع آگهی ها پرسش هایی است که در ذهن عابران یا رانندگان خودروهای دیگر ایجاد می کند .

        بر اساس تحقیقاتی که در زمینه تاثیرگذاری آگهی روی خودروهای شخصی انجام گرفته ، مردم می خواهند در مورد کالا یا خدمتی که تبلیغ شده است ، بیشتر بدانند. اینجا است که وجود راننده و اطلاعاتی که در مورد محصول یا خدمت تبلیغ شده دارد ، اهمیت پیدا می کند . از این رو شرکت های تبلیغاتی سعی می کنند رانندگان این خودروها را از میان مناسب ترین ها برگزینند . این نوع تبلیغ رابطه مستقیم تر و نزدیکی میان برند مورد تبلیغ و مشتریان ایجاد می کند. در واقع رانندگان خودروهای کادوپیچ شده به عنوان سفیران برند عمل می کنند و به آن جان می بخشند.

        قبل از استفاده از روش خودرو کادو پیچ شده با آگهی تبلیغاتی باید به نکاتی توجه داشت و اطلاعاتی را فراهم نمود : 1 - انتخاب خودروهای مناسب با آگهی (شاسی بلند ، کوچک ، سریع ، ون ، باری و ... مناسب با آگهی) 2 - انتخاب رانندگان مناسب جهت پاسخگویی به مخاطبین آگهی 3 - روش های رانندگی مختص به هر یک از رانندگان 4 -  میزان ساعاتی که رانندگان پشت فرمان خودرو هستند. 5 -  انتخاب مسیرهای روزانه مناسب  6 - انتخاب مکان های مناسب برای پارک خودرو و ساعات مناسب برای پارک در هر مکان 7 -  مناسب بودن مشخصات فردی رانندگان

        این کار تبلیغی شبیه آن است که شرکتی برای تبلیغ محصول خودش، تی شرت هایی را برای بازیکنان و یا طرفداران یک تیم فوتبال طراحی کرده باشد . البته شاید نتوان تضمین کرد که فوتبال دوستان رفتاری موجه از خود به تبلیغ نشان دهند و تبلیغ بتواند تصویری کاملاً مثبت از محصول مذکور در ذهن مخاطبان به جای بگذارد اما نمی توان فراموش کرد که یکی از رموز موفقیت در این نوع تبلیغ جلب حس اعتماد و در قدم بعدی وفاداری مخاطبین و مشتریان بالقوه است.

        نوع طراحی و گرافیک در آگهی های خودروی شخصی هم به گونه ای است که باید منحصر به فرد بوده و ضمن توانایی در جلب توجه از خلاقیت های بصری نیز بهره مند باشد .

        تفاوت این نوع طراحی با الگویی که روی اتوبوس های شهری پیاده می شود : حوزه فعالیت برای طراحی محدود تری است ، در اتوبوس های شهری فضای بیشتر برای طراحی و استفاده از رنگ وجود دارد و طراح می تواند فضاهای خالی را نیز در کارش به گونه ای خلاقانه مورد استفاده قرار دهد.

       مزیت طراحی بر روی خودروهای شخصی : 1 - می توان از طرح های سوال برانگیز بهره برد و در ذهن مخاطب ایجاد کنجکاوی و پرسش کرد . 2 - این روش باعث می شود که مخاطبین به راننده مراجعه کرده (روشی که در مورد اتوبوس ها یا متروهای شهری غیرممکن است) و در واقع بدین ترتیب برند مورد تبلیغ را یک گام به آنها نزدیک تر کرد.

        امروزه انواع پیام ها و آگهی ها با اشکال و انحای مختلف ما را به محاصره خود درآورده اند . برخی مواقع ما حتی بدون آن که خودمان بدانیم یا بخواهیم در معرض پیام یک تبلیغ قرار می گیریم. بنابراین حتی اگر هنگام رانندگی در خیابان حضور یک خودروی کادوپیچ شده در کنارتان شما را غافلگیر کند ، تنها وجود یک طرح ایده پردازانه روی آن است که می تواند این غافلگیری را به نتیجه دلخواه طراح آنبرساند .

تبلیغات اینترنتی

       اینترنت با توجه به ماهیت پر مخاطب آن همواره یکی از بهترین راه های تبلیغات و جذب مشتری بوده است . اما در طی گذر زمان برخی روش ها به طور کامل خاصیت خود را از دست داده اند و یا حتی تبدیل به ابزارهای کلاهبرداری و آزارهنده شده اند .

       مهمترین روشهای تبلیغاتی که امروزه تقریبا ً از بین رفته اند شامل موارد زیر است:

       الف - ایمیل مارکتینگ:  تبلیغات از طریق به دست آوردن یک لیست ایمیل از کاربران فعال روی اینترنت و فرستادن ایمیل تبلیغاتی روشی بود که تا چند سال پیش مرسوم بود اما امروزه کاملا کم رنگ تر شده است . زیرا اغلب سرویس های ایمیل این نوع ارسال انبوه ایمیل (هرزنامه) را به داخل پوشه اسپم هدایت می کنند . در کنار این موضوع اگر به داخل اینباکس هم برود کافی است درصدی از کاربران آن را به عنوان اسپم گزارش کنند بقیه ایمیل ها خود به خود اسپم خواهد شد . معمولا سرویس های ایمیل اگر از یک آی پی سرور خاص ، زیاد اسپم دریافت کنند ، آن سرور را مسدود می کنند .

       در روش ایمیل مارکتینگ که بیشتر برای کلاهبرداری کاربرد دارد  کاربران با هدایت به سایت های جعلی مورد سوء استفاده (سرقت نام کاربری و رمز عبور و ... ) قرار می گیرند .

       ب - تبلیغات با روش پنجره های بازشونده در مرورگر:  در گذشته شما با ورود به یک سایت ناخوداگاه با باز شدن یک سری پنجره تبلیغاتی مواجه می شدید  یا در حین خروج از یک سایت در داخل یک تله گیر می افتادید و با بستن یک پنجره یک سایت دیگر باز می شد . امروزه مرورگرها این نوع روش ها را مسدود کرده اند.

       ج - تبلیغات در فایل انیمشین به خصوص با فرمت Gif :  اغلب کاربران اکنون در مرورگرهای خود دارای ابزارهای مسدود کننده انیمیشن هستند . ابزارهای مسدود کننده تبلیغ به طور هوشمند لینک های خارج از سایت را تشخیص می دهند و آن را مسدود می کنند.

       امروزه روش تبلیغاتی بر مبنای خواست و جستجوی کاربر در موتور های جستجو  طراحی می شود و تبلیغات مرتبط نمایش داده می شود .

        روش تبلیغ دیگر استفاده از شبکه های اجتماعی بر اساس گروهی که کاربر در آن در حال گشت و گذار است و سابقه گشت و گذار دارد طراحی می شود مثلا ً براساس شبکه اجتماعی فیس بوک ، تبلیغات مرتبط نمایش داده می شود .

        بسیاری از شرکت ها ، برای معرفی خود و محصولاتشان از تبلیغات چاپی در مجلات و روزنامه ها استفاده می کنند اما پس از مدتی مشاهده می کنند که فروش آنها ، تفاوت چندانی نمی کند . سپس به این نتیجه می رسند که تبلیغات ، روش مناسبی برای افزایش فروش نیست . ولی مشکل اصلی ، نوع تبلیغی است که آنها استفاده می کنند .

        اگر هدف آگهی ، فروش مستقیم کالا باشد . سازنده تبلیغات حرفه ای قبل از شروع کار ، نیاز به انجام تحقیقات دارد . در این تحقیقات محصولات مشابهی را که توسط رقیبان ارائه می شوند ، به دقت بررسی می کرده و مزایا و معایب آنها را مشخص می کند . سپس مزیت منحصر به فرد کالای مورد تبلیغ خود را ، نسبت به رقیبان می یابد . این مزیت شاید واقعا منحصر بفرد نباشد ولی مهم آن است که شما اولین نفری باشید که آنرا در تبلیغات خود ذکر می کنید . یک شرکت سازنده سس گوجه فرنگی در آمریکا ، در تبلیغات خود ذکر می کرد که در تهیه سس ، از گوجه هایی استفاده می کنند که پوست آنها کاملا جدا شده اند و بنابرین سس حاصل خوشرنگ تر و خوشمزه تر است. در همان زمان ، غالب سازندگان سس نیز همین کار را انجام می دادند ، ولی این شرکت با ذکر این مطلب در تبلیغات ، از رقیبان پیشی گرفت .

        عنوان تبلیغ : اولین و مهمترین بخش یک تبلیغ عنوان آن است . هدف عنوان آن است که توجه خواننده را بخود جلب کند و او را وادار به خواندن ادامه تبلیغ کند . این در حالی است که بسیاری از آگهی های چاپ شده در مجلات عنوان ندارند و یا طراح ، نام شرکت را با حروف بزرگ نوشته و آن را بجای عنوان قرار داده است !

       برای ساخت عنوان از چندین روش می توان استفاده کرد : 1 - ذکر یک واقعیت 2 - ایجاد محبوبیت 3 - برانگیختن بحث 4 - استفاده از واژه چگونه 5 - ساخت تصویر ذهنی 6 - خطاب مستقیم با رزومه کاری خود 7 - متعجب ساختن 8 - پیشنهاد فروش منحصر به فرد 9 – استعاره 10 - نقل داستان واقعی 11 - طرح پرسش 12 - ایجاد نیاز 13 - نقل قول 14 - ارائه تضمین

       متن تبلیغ : بهترین گزینه برای متن نوشتن یک داستان کوتاه چند خطی است . این داستان می تواند از زبان یکی از مشتریان باشد که مشکلی داشته و با استفاده از محصول یا خدمات مشکلش رفع شده است .

       مزیت نوشتن داستان آن است که اثر عمیقی را در حافظه خواننده حک می کند . باید سعی شود احساسات مشتری را در نظر گرفت ، زیرا اکثر خریدها بر اساس احساس انجام می شوند و سپس منطق سعی می کند توجیهی برای آن بیابد .

        نوشتن مزایای کلیدی : نوشتن مزایای کلیدی محصول بسیار مهم است لذا باید دریابید بین مشخصات و مزایای محصول تفاوت عظیمی وجود دارد . بسیاری از سازندگان تبلیغ ، مشخصات محصول را نام می برند ، ولی اگر مزیت هر مشخصه بیان نشود ، خواننده محصول را نخواهد خرید .

     

        یشنهاد فروش : آخرین و سودآورترین بخش تبلیغ ارائه پیشنهاد فروش است ، فضای کافی از صفحه را برای ارائه پیشنهاد فروش خود اختصاص دهید و از مشتریان بخواهید کاری را انجام دهند . این کار حتی می تواند فقط تقاضای تماس با شما و ثبت سفارش باشد . برای کاستن ترس مراحل کار را نیز به دقت بنویسید .

        از مشتری درخواست تماس مستقیم با بخش فروش کنید و بگویید ، آنها آدرس شما را ثبت خواهند کرد و در هر زمانی که برای شما مناسب باشد ، کالا برایتان با پیک مخصوص شرکت ارسال خواهد شد و وجه آن دریافت خواهد کرد. هزینه حمل و نقل به عهده ما است . منتظر تماس شما هستیم .

        توضیح جزء به جزء مراحل فروش ، باعث می شود او با آرامش بیشتری با شما تماس بگیرد . تبلیغ از طریق دهان به دهان

        روشی خوب دیگری برای بازاریابی از طریق توصیه‌های زبانی است ، زیرا نتایج بسیارموثری به بار می‌آورد و می‌تواند چنان تاثیری در زمینه رقابت ایجاد کند که نتایج روش‌های دیگر بازاریابی بندرت به پای آن برسد .

          گام نخست در مدیریت توصیه‌های زبانی این است که بدانیم : 1 - آیا تعداد و حجم توصیه‌های زبانی در این حوزه از محصولات خاص اهمیت بیشتری دارد ؟ 2 - تاثیرگذاری هر توصیه زبانی به چه میزان است ؟ 3 - این که چه کسی ، چه چیزی را و در کجا تبلیغ می‌کند ؟

          اما 1- اهمیت این محرک‌ها در مورد انواع محصولات متفاوت است . 2 - توصیه‌هایی که افراد بر اساس تجربه خود از مصرف یک کالا یا خدمت به دیگران می‌کنند ، در این میان اهمیت بیشتری دارند .3 - توصیه‌های زبانی ، تجربی و کنترل شده باشد تا به مشتریان این فرصت را  بدهیم تجربیات مثبت خود را در اختیار دیگران بگذارند و به این ترتیب آن را به گوش مخاطبان محصول برسانند ، بسیار پراهمیت است .4 -  پس از به بازار رفتن محصول نیز می‌توان حرف آن را بر سر زبان‌ها انداخت ولی گاهی رضایت مشتریان برای بر سر زبان انداختن محصول کافی نیست ، برای ایجاد شهرت موثر ، تجربه مشتریان از محصول نه تنها باید بسیار فراتر از حد انتظار باشد بلکه محصول باید در مورد آن دسته از خصوصیاتی که برای مشتریان از اهمیت بالایی برخوردارند و بیشتر احتمال دارد درباره آن با دیگران صحبت کنند ، برتری عمده ای نشان دهد .

       تحقیقات موسسه مکنزی نشان می‌دهد که در حوزه انواع محصولات ، از محصولات بهداشتی آرایشی پوست گرفته تا بازار موبایل ، اثر تبلیغات زبانی که یک مصرف‌کننده به گوش مصرف کننده دیگر می‌رساند ، دوبرابر بیشتر از تبلیغاتی است که سرمایه شرکت‌ها صرف آن می‌شود و بیشتر به افزایش فروش کمک می‌کند .

       دو نکته مهم دیگر در اثرگذاری توصیه‌های زبانی از سوی افراد وجود دارد:  1- ارتباط  2 -  خلاقیت ، این دو عامل به هم مربوطند و مخصوصا در مورد محصولاتی که نوآوری در آنها سهم عمده‌ای ندارد و جلب توجه مصرف‌کننده مشکل‌تر است .

       برخی برنامه‌های تبلیغاتی نیز حول محور شناسایی مشتریان با نفوذ تمرکز می‌کنند.  افرادی که تبلیغ‌کنندگان اصلی آن برند یا محصول خواهند بود . البته برنامه‌های تبلیغاتی نمی‌توانند دقیقا تعیین کنند که مصرف‌کنندگان به دیگران چه خواهند گفت .

       نوع برنامه تبلیغاتی‌ که شرکت‌ها انتخاب می‌کنند به تعداد و قدرت نمایندگان با نفوذی که پیدا می‌کنند بستگی دارد . شرکت‌های تلفن همراه داده‌های کاملی را از مشتریان خود دارند که می‌توانند به دقت افراد بانفوذ را درمیان آنها شناسایی کنند . به این ترتیب پیام‌ها را می‌توانند خطاب به افراد خاصی ارسال کنند که احتمال بیشتری دارد که نظر مثبت خود را درباره خدمات به دیگران اعلام کنند .

        نتیجه می گیریم که یک تبلیغ خوب تاثیر مثبت در ذهن برجای می‌گذارد و در یادها می‌ماند و می‌توان امیدوار بود به هنگام خرید در ذهن بیننده نقش بسته باشد . یک تبلیغی که اثر منفی ایجاد می‌نماید نیز در یاد می‌ماند .

         ممکن است که یک تبلیغ موفق روزنامه‌ای حتما یک تبلیغ موفق بیلبردی یا انواع دیگر تبلیغ نباشد زیرا این مقولات دارای شرایط مجزایی وگاهی منحصر به خود هستند .

         بیلبورد تبلیغاتی : در خصوص طراحی بیلبرد به اولین نکته‌ای که باید توجه شود ، مدت زمانی است که یک تابلو در معرض دید مخاطب قرار می‌گیرد که بطور معمول هر تابلو حدود هفت ثانیه دیده می‌شود . این مدت زمانی است که فرصت دارید توجه مخاطب را به سمت خود جلب نمایید ، پیام خود را انتقال دهید ، نام و مشخصات خود را برای او بیان کنید و در نهایت پس از عبور از کنار تابلوی پیام تبلیغ در ضمیر او نقشی برجای بگذارد .

        مهم‌ترین کاری که در تابلو باید انجام دهید خلاقیت است ، برای انجام این کار سه ابزار عمده در اختیار است : کلمات ، تصاویر و رنگ

        مهارت در بکارگیری این سه ابزار و شیوه بکارگیری آنها در یک تبلیغ ، تبلیغ را تبدیل به یک اثر عالی و به یاد ماندنی می‌نماید .

        کلمات : باید با توجه به مدت زمان رویت یک تابلو به نوشته‌های روی بیلبرد توجه خاصی داشت ، لذا نوشته‌های بیلبردها باید تاثیرگذار ، کوتاه ، جالب و ساده باشد به همین دلیل اطلاعاتی که بر روی بیلبرد ارایه می‌دهید ، بسیار مهم است . این اطلاعات معمولا شامل نکاتی همچون نام تجاری و اطلاعات مربوط به آدرس و یا شماره تلفن یا وب سایت اختصاصی می‌شود.

       متن تبلیغاتی باید بتواند ایجاد علاقه برای خرید محصول و یا خدمات مورد نظر نماید . قصد اصلی در اینجا این است که به دور از رقابت‌های موجود فواید محصول را بیان نمایید .

به مخاطب وعده‌ای بدهید که به ازای خرید محصول به مزایای آن دست خواهد یافت : او جوان‌تر ، زیباتر ، محبوب‌تر ، مورد توجه بیشتر خواهد شد ، آرامش ، آسایش ، سرگرمی ، سهولت در کار ، صرفه‌جویی در وقت و زمان را برای او به ارمغان می آورد .

        اطلاعاتی که در این بخش به مشتریان باید ارایه دهید شامل یک توصیف کوتاه در مورد شرکت  یا  یک شعار می شود ، سعی کنید شعار شما قابل فهم ، مطمئن ، به یاد ماندنی و ساده باشد و مزایای محصول که رقبا فاقد آن هستند را بیان کند . تا حد امکان از کلمات کمتر استفاده كنید ،

        واقع شدن بیلبورد در یک محل مناسب به همراه یک طراحی ساده قابل درک که به آسانی قابل خواندن بوده و متناسب بودن متن تبلیغ با بازار هدف به خوبی شناسایی شده موجب موفق بودن تبلیغ می شود .

        از لحاظ ظاهری نوشته‌های بیلبورد باید بزرگ و واضح باشند تا به راحتی خوانده شوند . (ارتفاع نام حدود یک متر و ارتفاع سایر نوشته‌ها حدود 70 سانتی‌متر) و باید سعی كنید در انتخاب فونت‌ها خلاق و خوش سلیقه باشید .

      چنانچه از اشکال گرافیكی مانند عکس استفاده می شود باید از عکس‌های مرتبط با موضوع مورد تبلیغ استفاده کنید تا بیننده را وادار کند بعد از نگاه اول مجددا سر را چرخانده و نگاه دیگری به تابلو بیندازد ، مهم‌ترین رسالت یک طراح ارائه دید تازه و نو و متفاوت در تابلو بیلبورد است (که می تواند شامل تصاویر گرافیكی به بزرگی تابلو ، اشکال سه بعدی ، قسمتی از طرح را خارج از کادر تابلو ادامه دهند ، دارای جزییات خاص ، ساده باشد ، رنگ‌های استفاده شده بادقت و توجه انتخاب شوند زیرا هر رنگی مفهوم خاص خود را دارد و حالت خاصی را القا می‌نماید ، از تفاوت کنتراست رنگ‌های استفاده شده ‌باشد . از رنگ‌ها برای خط های دور نوشته و علامات خیلی زیاد استفاده نشود ، از در هم ریختگی دید پرهیز شود ، ترتیب را به نحوی چیده شود كه چشم مخاطب را به آرامی به مسیر مورد نظر خود سوق دهد ، تکرار می شود که حتما مخاطب خود را بشناسید ، علایق او را بسنجید و دلایل او را برای خرید بررسی نمایید و نکاتی را که دوست دارد در مورد محصول بداند بیان نمایید .  مطمئن شوید تابلوی شما برای بازار خرید کاملا قابل فهم و درک است برای این پس از اتمام کار از شخص دیگری که تاکنون طرح شما را ندیده بخواهید به صورت گذرا نگاهی به تابلو بیندازد و نظرش را در زمینه وضوح ، ضعف و قوت طرح بیان کند ببینید چه نکاتی از طرح را به خاطر می‌آورد و چه نکاتی از نظر او قابل فهم نبوده به اولین سخنان او با دقت توجه كنید زیرا بیلبردها چیزی جز یک احساس اولیه نیستند.

 

منابع

مقاله حسن بنانج ، به نقل از: نشریه مهندسی تبلیغات

منبع : دانشنامه چاپ و تبلیغات از مقالات ارسالی به سایت آفتاب

مقاله اینترنتی محسن سلیمانی

مقاله طاها میرزایی قاضی

 

 

 

 

زن در اساطیر و حماسه ایرانی

 

آفرینش انسان

         از دیدگاه اسطوره ای نخستین زن و مرد بشر از نطفه­ی کیومرث ، ریخته شده بر زمین ، به شکل گیاهی ( ریواس ) پیوسته به هم از زمین روییدند . اهریمن بر اندیشه­ی آنان می­تازد و آنان نخستین دروغ را به زبان می­آورند و آفرینش خود را به اهریمن نسبت می­دهند ، به مجازات این گناه مدت ها از داشتن فرزند محروم می­مانند . توبه می­کنند و سرانجام می­توانند با هم وصلت کنند . که حاصل آن ده فرزند که اساس به وجود آمدن ده نژاد بشر شد .

         « آفرینش نخستین زوج براساس منبع ایرانی اسطوره ، اوستا : شما تخمه­ی بشر هستید ، شما نیای جهان هستید ، به شما بهترین اخلاص را بخشیده­ام ، نیک بیندیشید ، نیک بگویید و کار نیک کنید و دیوان را نستایید . »

          آفرینش نخستین زوج براساس منبع هندی اسطوره ، گزیده­های ریگ ودا : به گونه دیگر در وداها ، آسمان بسان پدر ، و زمین مانند مادر ، نمودار شده است : « ای آسمان و زمین .... ای پدر و مادر ....  باشد که رزق گوارا و چراگاه پرآب ، از آن ما گردد » و « ای پدر آسمان و ای مادر زمین .... به ما برگ و بار ( برکت ) بخشید . »

        در دنیای اسطوره ایران باستان زن موجودی مقدس است و در آن اکثر خدایان مونث ترسیم شده اند ، مونث بودن خدایان به دلیل پاکی و کاربری و زایش و... بوده است زیرا که همه این صفات را در زن می داند .

        در ایران باستان دوره ای که معروف به دوره مادر شاهی یا مادر سالاری است ، دوره ای کوتاه بوده اما آثار آن در طول تاریخ باقی است ، در ایران باستان رب النوع ها یا الهه هایی دیده می شود که به صورت ایزد بانو خود نمایی کرده و تا زمانی که تاریخ وجود دارد در میان کتیبه ها و نقش برجسته ها و اشیاء و سفالینه های به جا مانده اند .

        در دوره مادر سالاری فعالیت کشاورزی و سایر اعمال مهم اقتصادی به همت زنان بوده ، به این دلیل در آن روزگار برای زنان ارزش و مقام بزرگی قائل بوده اند و آنها را مظهر نعمت و فراوانی می خواندند و قوام و دوام اجتماع را متکی به وجود آنان می دانستند . ارزش اقتصادی زنان سبب شده بود که ریاست اقوام و قبایل با آنان باشد . از مختصات این دوره یکی اینکه فرزندان فقط در کلان مادران وارد می شدند و فقط از او فرمانبرداری داشتند و شوهرها نیز در قبیله مادران وارد می شدند و از بانوی قبیله پیروی می نمودند .

        احتمالاً دوره مادرشاهی یا به عبارتی زن سالاری قبل از حکومت مادها بوده است آن طور که از نقش برجسته آشوری نینوا مربوط به قرن هفتم میلادی برمی آید ، زنان در فعالیت اقتصادی دوشادوش مردان شرکت داشتند و زنان نیز حمل قسمتی از مایحتاج زندگی را بر عهده گرفته بودند که بعدها با آمدن دوران پدر شاهی یا پدرسالاری و پیدایش بردگی و وجود نظام برده داری ، جایگاه زن را نیز از مقام اول اجتماعی خود که در نظام مادرشاهی داشت به مقام دوم تنزل داد .

       نظام اصلی اجتماعی در برهه ای از تاریخ باستان بر اقتدار شماری از ملکه ها استوار بوده که هر یک صاحب سه طایفه یا بیش تر بودند . عده ای از اقوام معتقد بودند که جهان زاده ایزد بانوی قدرتمند    « ماه » است .

       در آثار باستانی به دست آمده متعلق به فرهنگ­های پیش از کشاورزی ، نماد ­های خدایانی از جنس زن بسیار یافت شده است که عموماً بیانگر قدمت ایزد بانو ها (بانو خدا ها) در جوامع کهن است ، این ایزد بانو ها و پهلوان بانو ها مظهر آرمان­های زنان باستان و بی­گمان از آرمان­های دوران مادر سالاری سرچشمه می­گیرند .

      اکنون به معرفی برخی از ایزد بانو های مهمی که در اعتقادات و باور های مردمان باستان مایه خیر و برکت و خوبی و برخی مایه شر و بدی بوده اند ، می پردازیم .

     سپندارمد با نمادی زنانه ، دختر اورمزد به شمار می آید او سمت چپ اورمزد می نشیند و چون ایزد بانوی زمین است و به چهارپایان چراگاه می بخشد . این امشاسپند مونث است. 

      خرداد به معنی تمامیت ، کلیت و کمال است و مظهری است از نجات برای افراد بشر ، آب را حمایت می کند و در این جهان ، شادابی گیاهان مظهر اوست . این امشاسپند مونث است. 

      ناهید ایزد بانویی با شخصیتی بسیار برجسته که جای مهمی در آیینهای ایران باستان به خود اختصاص می دهد و قدمت ستایش او به دوره های بسیار پیشین و حتی به زمان پیش از زرتشت می رسد .

      اردوی سور آناهیتا معنی پاکی وبی آلایشی می دهد.  این ایزد بانو با صفات نیرومندی ، زیبایی و خردمندی به صورت الهه عشق و باروری نیز در می آید . زیرا چشمه حیات از وجود او می جوشد و بدینگونه « مادر خدا » نیز می شود . او همتای ایرانی آفرودیت ، الهه عشاق و زیبایی در یونان و ایشتر الهه بابلی ، به شمار می رود .

        اشی ایزد بانویی است که نماد توانگری و بخشش است او را دختر اومزد و سپندارمد به شمار آورده اند که پیشرفت و آسایش به خانه ها می برد و خرد و خواسته می بخشد.
        دین یا دئنا ایزد بانویی که مظهر وجدان است و به آدمیان نیرو می دهد که راه اهورایی را برگزینند او را دختر اورمزد و سپندارمد و خواهر ایزد اشی به شمار آورده اند . نقش اساسی او بر پل چینود است .

        ماه ایزد بانویی است که با ماه و روان گاو و  چهار پایان ارتباط دارد او در اسطوره ها با ایزد آسمان ازدواج کرده است .

       چیستا ایزد بانویی که نماد دانش و آگاهی و فرزانگی است . غالباً با ایزد بانوی دین با هم ذکر می شوند او راه راست را نشان می دهد .

       الهه مادر یا الهه آسیایی که از آسیایی صغیر تا شوش مورد پرستش بوده ، ممکن است این الهه کهن که مظهر آبادانی و بارداری بوده بعدها به صورت ایزد « اشی » و خواهر ایزد « سروش » درآمده باشد . ماهی و انار از مظاهر این الهه است . گاهی شیرها یا بزکوهی از مظاهر اوست .

        زامياد : ایزد زمين محسوب مي‌شود .

        پارند : ايزدي بانویی است که نگهبان دارايي مرد است .                

        براساس کتاب اوستا هر جا ستايشي آمده ، زنان با مردان برابر بوده‌اند : اينك ما جان و وجدان و قوه درك و روان و خرد و فروهرهاي نخستين آموزگاران كيش و نخستين شنوندگان آيين آن ، مردان و زنان پاك را كه سبب پيروزي راستي بوده‌اند را مي‌ستاييم. (يشت)

        براساس كتاب نيرنگستان پهلوي ، زنان مي‌توانستند در سرودن يسنا و برگزاري مراسم ديني با مردان شركت كنند يا خود به تنهايي انجام دهند .

       براساس كتاب مادیگان هزار دادستان زنان می توانستند به شغل وكالت و قضاوت مشغول گردند .

       براساس كتاب  ارداويرافنامه پرورش كودكان يكي از وظايف زن به شما مي‌رود .

       در جهان ایزدان زن نیز نقش منفی و خیره سری ، شر و ناخشنودی را بر عهده دیوها که ایزدان زن بد نهاد هستند ، گذاشته شده كه به نمونه هایی از آنها در اساطير ايراني ذیلا ً اشاره شده است .

       جِه یا جهی : دختر يا زن اهريمن كه اغواگر و فريبنده مردان است . ( بند/ 9 ارديبهشت يشت)

       پري : چهره‌اي منفي از زن و نماد اغواگری زنانه به شمار مي‌رفته است . در پهلوی پریک ، پری شریر یا جادوگر است . پریان در جستجوی این هستند که مومنان را با زیبایی خود بفریبند و ایمان آنان را از میان ببرند .

      بوشاسب : ديو خواب مفرط و تنبلي است . ديو زن است و به دارنده دست هاي دراز موصوف است .

       نسو : ديو زنی است که نماد لاشه و مردار و هر چيز گنديده است .  

 

زن در اثر حماسی " شاهنامه فردوسی "

        شاهنامه فردوسي از زناني بسیاری نام مي‌برد كه برخي سنت شكني كرده و حماسه آفريده‌اند :

زنان را همين بس بود يك هنر                 نشينند    و   زايند  ، شيران  نر

       فردوسی زن را با عالی ترین صفات ستوده است ، او نسبت به همسر خود که در دوران طولانی تدوین شاهنامه یاریش نموده ، بارها ابراز عشق کرده و او را ستوده است .

       زنان نامدار شاهنامه هر یک نمونه برجسته ای از زیبایی ، خردمندی ، آزادگی ، دلیری ، فداکاری و عفت اند که همه جا یاریگر همسران خویش بوده و به وقت ضرورت به تنهایی به میدان نبرد رفته اند. این نکته بسیار مهم است که در شاهنامه - هم در مورد عشق های شاهان و هم در مورد عشق های پهلوانان - زنان گام اول را بر می دارند . آنها هستند که ابتدا عاشق می شوند و آنها هستند که بی پروا و آشکار به محبوب مرد خود ابراز عشق می کنند .

       فرانک ، پس از مرگ همسر ، دلیرانه در میدان نبرد علیه ضحاک پای می فشارد و تا پایان پیش می رود .

       گرد آفرید ، هنگامی که گردان ایرانی از مقابله با سهراب می ترسند ، پیش می تازد .

       جریره ، پس از فرود سیاوش همه دژ را به آتش می کشد ، همه اسبان تازی را می کشد و سرانجام خودکشی می کند تا بدست دشمن نیفتد .

      کتایون خردمند و مهربان تا پایان در کنار پسر خود اسفندیار می ماند و با گشتاسب به خاطر خود کامگی و پستی اش مقابله می کند.

      سیندخت ، مادر رودابه و زن مهراب در خردمندی و تدبیر بی همتا و همه کاره دربار است . او با سام طرف می شود و به مذاکره می نشیند و همه امور را به درستی به سرانجام می رساند  .

      رودابه ، رستم در جنگ با اسفندیار نه فقط از پدران ، بلکه از مادر خود رودابه نیز نام می برد و به وجود او می بالد .

      از میان زنان شاهنامه تنها دو مورد دارای شخصیت منفی بوده اند :

      سودابه ، همسر کیکاوس که از روی هوس دل به عشق سیاوش داد و بی پروا و بی ملاحظه پیش رفت و عفاف سیاوش بود که راه را بر این خیانت بست .

      گردیه ، خواهر بهرام چوبین که همواره با او ناسازگار بود و پس از مرگ بهرام زن دشمن خونی او ، گستهم شد . گردیه به این شوهر نیز وفا دار نماند و با خسرو پرویز وارد معامله شد و به شرطی که در حرمسرای شاهی جای شایسته ای به او بدهند به گستهم زهر داد و او را کشت و خود را تسلیم خسرو کرد .

        فرنگيس ، كه پا به پاي گيو و كي خسرو از رود جيهون با كشتي عبور كرد .

         بطور کلی زنانی که در شاهنامه نامشان برده شده سه گروهند :

زنان عادى

        زنان هستند که در روند رويدادهاى داستان هاى شاهنامه گاه گاه نقش آفرين می کنند .

        در داستان زال و رودابه زنى است که ميانجى عشق ميان اين دو دلداده است یا زن مکارى که به خواهش سودابه سقط جنين مى کند یا زن گازر (رختشوی) که در پروردن داراب نقش مادر را بازى مى کند یا مادر کفشگر زاده ى نو کدخدا که از زنان زيان آور شاهنامه است یا چهار دختران کاردان و دلبر آسيابان یا سه دختران برزين دهقان (ماه آفريد ، فرانک ، شنبليد ) یا آرزو دخترهنرمند ماهيار گوهرفروش یا زن شيردوش که ازبهرام پذيرايى مى کند یا پيرزنى که فال آيين گشسب را مى گيرد و او را از کشته شدن مى آگاهاند یا سه تن زنانى که يکى بکر و ديگرى شويمند بى فرزند و سومى شويمند باردار است .

زنان دربارى و وابسته به دربار

        اين زنان در چهره ى دختر خانه ، مادر، همسر و معشوقه اند و متعهد انجام کارى در بيرون خانه نيستند و در چهره ى شاه ، شهبانو ، گنجور ، سپهسالار ، پهلوان ، کنيز ، پرستنده ، دايه ، دلال محبت ، فال بين ، ريسنده و... در روند رويدادها در بيرون از سراى خويش ظاهر مى شوند .

       بلند آوازه ترين و بلند پایه ترین زنان کاخ نشين شاهنامه سه گروهند :

1- شاهان

      هماى ، پوران دخت و آزرم دخت شاهان ایران ، قيدافه ملکه ى اندلس ، مادر تلخند ، گو ملکه ى بخشى از هندوستان

2- شهبانوان      

      در شاهنامه رد پاى چند شهبانو ايرانى و انيرانى را بيشتر نمى توان گرفت که شامل این افرادند : سيندخت همسر مهراب شاه کابل ، سودابه همسر کیکاووس ، مادر سياوش ، کتايون همسر گشتاسپ و دختر قيصر روم و مادر اسفنديار ، هماى که از وى به هنگام ياد کرد از شاهان زن نام برديم در روزگار بهمن شهبانوى ايران است ، ناهيد دختر فيلقوس و همسر داراب ، مادر روشنک و همسر دارا ، روشنک همسر اسکندر ، دختر اردوان و همسر اردشير ، دخترمهرک نوشزاد و همسر شاپور ، سپينود دختر شنگل و همسر بهرام گور ، مريم دختر قيصر ، گرديه خواهر بهرام چوبين و شيرين همسر خسرو پرويز ، خاتون همسر خاقان چين و مادر زن بهرام چوبين

3- شاهدخت

      شمار شاهدخت هاى ايرانى در شاهنامه اندک نيست . از شاهدخت هاى ايرانى ارنواز و شهرناز دختران جمشيد ، هماى و به آفريد دختران گشتاسپ ، روشنک دختر دارا و نوشه که به روايت شاهنامه از تبار نرسى است ، دختران سرو پادشاه يمن ، همسران پسران فريدون ، رودابه دخترمهراب کابلى وهمسر زال ، سودابه دختر شاه هاماوران و همسر کیکاووس ، تهمينه دختر شاه سمنگان و همسر رستم ، فرنگيس دختر افراسياب و همسر سیاوش ، منيژه دختر افراسياب و همسر بيژن ، کتايون دختر قيصر روم و همسر گشتاسپ ، ناهيد دختر فيلقوس و همسر داراب ، دختر کيد هندى و همسر اسکندر ، سپينود دختر شنگل و همسر بهرام گور ، دختر خاقان چين و همسر بهرام چوبين و ... از اين شمارند .

اشتباه منتقدان به دیدگاه فردوسی در مورد زنان

       برخی از روی نا آگاهی بدون منظور یا عامدا ً با تکیه بر اشعار نامعتبر سعی در مخدوش نمودن چهره و اندیشه سترگ فردوسی آن زنده کننده زبان فارسی ، ادبیات و فرهنگ ایرانی و شاهکار بی نظیر و جهان شمول وی شاهنامه را در مورد زنان ( زن ستیز بودن ) دارند که می توان به دلایل زیر اعتبار این نظریه بی پشتوانه را مردود دانست :

       این افراد با جدا نگريستن به اشعار و غافل ماندن از زمينه ی موضوعی و داستانی ، تعميم دادن يک مورد - حتّی اگر در چهارچوب موضوعی اش ، مستند باشد - به همه ی منظومه ، يکی شمردن ِآنچه فردوسی از پشتوانه های باستانی اش به شاهنامه آورده و برداشت ها و گريزهای گهگاهی  شخص شاعر در سرآغاز ِروايت ها يا اوج ِبزنگاه ها و يا پايانه ی داستان ها ، مايه ی اغتشاش فکری و عدم درک درست خویش در کار ِدريافتِ درست از متن و مفاهیم و اندیشه فردوسی در این کار فرهنگی بزرگ و طاقت فرسا شده اند . ( اشاره این کج اندیشی به بيتِ مجعول " زن و اژدها هر دو در ... " است که به تایید و تحقیق پژوهشگران افزوده کاتبان و ساختگی بودنش قطعی و بی چون و چراست . )

       حتی از دید بانوان نیز رفتار زن ِنکوهيده ، زن ِبدانديش و دُژکردار و فتنه انگيز (چون سودابه) که در نکوهيده بودن خیانت به همسر ، دستِ کمی از مردی با همين منش و کنش را ندارد ، پسندیده نیست . در همين منظومه وصف های شکوهمند و احترام انگيز در ستايش انديشه و کردار شايسته ی بانوانی همچون فرانک ، سيندخت ، رودابه ، تهمينه ، گردآفريد و همترازان ايشان وجود دارد که این افراد توجهی به آنها نکرده اند .

       اگر همه ی ساده انگاری ها و برون نگری های پشت سر را در رويکردِ به شاهنامه کنار بگذاريم و با چشمانی ژرفا کاو - به سخن ِنيما - «بينايی ی ِ فوق ِ بينايی ها»، از لايه ی بيرونی و پديدار ِآن بگذريم و ژرفْ ساختِ آن را با همه ی بُعدهای ناشناخته اش بنگريم ، شاهنامه از يک سو شاهکاری بی همتا در زبان و ادب فارسی و فرهنگ ايرانی است و از سوی ديگر به سبب ويژگی های والای ساختاری ، درونْ مايه ی سخت انسان مدارانه (چشم پوشيده از زن يا مرد بودن ِانسان) و هستی نگر  و فراقومی دارد که آشکارا اثری جهان شمول است . هيچ يک از اثرهای ادبی  ايرانيان تا کنون به اندازه ی شاهنامه در بيرون از ايران و در حوزه های زبان و ادب و فرهنگ ديگران شناخته نشده و ارج و پايگاهی چنين والا نداشته است . 

       از نگاه آموزشی داستان رزم گردآفرید با سهراب نکته های ریز و آموزنده ای در خود دارد در این داستان گردآفرید دختر زیباروی ، پهلوانی و جنگاوری و افسونگری را درمی آمیزد و رزم آورده و نیرنگ می سازد اما در این داستان از دل « نیرنگ » و « افسونگری » ، معنای تازه ای بیرون کشیده می شود که خواننده این نیرنگ ها و افسون ها را ستایش کند !

 

         در این افسانه فردوسی گوشزد می کند یک زن می تواند با بهره جستن از ویژگی های زنانه ی خویش به یاری ایران بشتابد و حتی جایگاهی فراتر از مردان بیابد ، فردوسی بزرگ در اینجا به برتری زنان اشاره دارد که افزون بر برابری در نیروی بازو و خرد ، می توانند با بهره گیری از ویژگی های زنانه ی خود توانمندترین و خردمندترین پهلوانان مرد را نیز به زانو درآورند.

         در حالی که در زمانی کمابیش نزدیک به فردوسی ، در باختر به اصطلاح مردم سالار (یونان / روم ) زنان همسان بردگان بودند اما در ایران نزدیک به همان دوران یعنی دوران ساسانی ، زنان به جایگاه شاهی رسیده اند . از همین روی است که فردوسی بزرگ نیز در شاهکار خود جایگاهی برابر و یکسان به زنان می دهد چرا که او نیز پرورش یافته ی این فرهنگ است.

         باید دانست که همانگونه شخصیت های مرد شاهنامه بد و خوب دارند ، شخصیت های زن هم بد وخوب دارند و به سخن دیگر بدی شخصیت های داستان ها و روایات پیوندی با جنیسیت بازیگر و زن بودنش ندارد.

        زنان در شاهنامه در عین برخورداری از فرزانگی ، بزرگ منشی و دلیری ، از جوهر زنانه به نحو سرشار نیز بهره مندند . زنانی چون سیندخت و رودابه و تهمینه و فرنگیس و جریره و منیژه و گردآفرید و کتایون و گردیه و شیرین هم عشق بر می انگیزند و هم احترام را ، هم زیبایی بیرونی دارند و هم زیبایی درونی و بر خلاف مردان ، همه ی زنان بیگانه ای (همسران پسران - فریدون سلم و تور و ايرج - یمنی اند ، سیندخت و رودابه کابلی است ، فرنگیس و منیژه و جریره و تهمینه و مادر سیاوش تورانی اند . و کتایون زن گشتاسب رومی است . ) که با ایرانی پیوند می کنند ، از صفات عالی انسانی برخوردارند . ( به غیر از سودابه ) این زنان به طرز عجیبی جسارت عاشقانه را با پاکدامنی می آمیزند.

         رودابه مانند ژولیت با آن که می داند خانواده اش با خانواده ی زال دشمن اند ، در پروردن عشق خود کمترین تردیدی به دل راه نمی دهد ، زال را پنهانی به قصر خود فرا می خواند ، آنگاه با لطف و دلبری بی نظیری ، گیسوان خویش را از بام فرو می افشاند ، تا او کمندوار دست به آن بزند و به فراز کاخ برود .

         تهمینه حتی از او هم جسورتر است . رستم که به دنبال اسب گم شده ی خویش به خانه ی آنها می رود و مهمان می شود و در اتاق خود آرمیده است ،  بی هیچ ترس و تردید و حسابگری ای ، پنهانی به خوابگاه او می رود و به او می گوید : من نادیده عاشق تو شده ام ، بیا با من ازدواج کن ! تهمینه پس از شنیدن خبر مرگ پسرش سهراب بیش از یک سال زندگی نمی کند .

        جریره پس از مرگ پسرش فرود بر سر نعش او خود را خنجر می زند و می کشد .

        رودابه پس از مرگ رستم چندی دیوانه می شود و سپس حالت ترک و تسلیم در پیش می گیرد .         

        کتایون پس از مرگ اسفندیار سرنوشتی همانند رودابه دارد .

        شیرین نیز پس از مرگ خسرو زندگی را از خود می گیرد . 

       فرنگیس دختر افراسیاب همسر سیاوش که شوهرش در میان همه ی مردان زمان خود بی نظیر است و به دست پدرش کشته می شود ، است به دلیل پشتیبانی از همسرش ، پدرش قصد جان او را می کند و او با پسرش کیخسرو سال ها آواره می شود تا بالاخره با وی به ایران فرار می کند .

       بر خلاف آن چه در پيشينه ي افسانه هاي ملل بوده كه پهلوانان و قهرمانان از وصلت خدايان با مردم به دنيا مي آيند در شاهنامه تمام قهرمانان از بطن زن زمینی نه الهه به دنيا مي آيند .

       در شاهنامه آن گاه كه مردان از انديشه باز مي ماندند زنان وارد ميدان انديشه وكارزار مي شوند و گره ها را مي گشایند . سين دخت هنگامی كه مي بيند همسرش مهراب سخت نگران و وامانده از نبرد با ايران و ارتش منوچهر شاه است خود پیش مي رود تا مشكل را حل بكند .

      آن گاه كه گژدهم به دست سهراب دستگير مي شود دخت او گردآفريد كه خود را نگاه بان دژ سپيد مي داند ننگ سكوت را بر نمي تابد و با پوشيدن زره پنهان كردن گيسوان خود زير كلاه همانند يك مرد به نبرد سهراب مي رود . دليري و شجاعت از ويژگي هايي درخشان زنان شاهنامه است .

      چهرزاد ، دخت بهمن نخستين زني است كه در شاهنامه پادشاه ايران شده و سي و دو سال پادشاهي كرده است . پوران دخت و آزرم دخت نیز به پادشاهي رسیده اند . گرديه نيز پس از ابراز لياقت و كارداني از سوي خسرو پرويز به شهرباني ري برگزيده مي شود .

       سيمرغ پرنده اي افسانه اي چهره اي زنانه دارد که دلسوزي و نگهداري از زال در كوه كنار جوجه هايش نمايانگر خوي زنانه – مادرانه ي اين پرنده ايراني است . 

       زنان از به خطر رفتن فرزندان دلگير و پريشان مي شوند . هنگامي كه رستم به نبرد مازندران مي رود رودابه اين گونه پريشان حال مي گردد و از مرگ نوه اش وتهمينه از مرگ پسرش سهراب سوگواري مي كند .

     از دیدگاه ملیت شخصیت‌های زن در شاهنامه را می توان در چهار رده بخش‌بندی کرد : 1ـ شاهان ایرانی 2 ـ پهلوانان ایرانی 3 ـ شاهان انیرانی 4 ـ پهلوانان انیرانی

     شخصیت های مرد و زن انیرانی در شاهنامه به سه دسته‌ی بخش بندی می شود : 1- تورانیان (و هم‌ پیمانان آنها)  2 - رومیان 3 - تازیان

تفاوت نقش زن در شاهنامه با سایر آثار ادبی فارسی

      زنان در شاهنامه فردوسی بسیار برتر از زنان دیگر منظومه های ادب پارسی اند . شیرین در خمسه ی نظامی زنی است عاشق پیشه که جز عشق هیچ از او نمی دانیم اما شیرین در شاهنامه زنی است خردمند و دلاور که زندگی می کرده است و در زندگی عاشق هم شده است . این شیرین بسیار باورپذیرتر از شیرین نظامی است . حضور زن در شاهنامه نه تنها فرعی ، فرودست نشانده و کمرنگ نیست بلکه در بعضی موارد این حضور جوهره اصلی داستان را به خود اختصاص داده است.

زن در بین النهرین

      زن در بين النهرين نيز حيات را آفريده و او را يك رب النوع و الهه یا ایزد و سرچشمه زندگی  مي‌دانستند و نظام اجتماعی بر ميزان ابتكار زن در خانواده استوار بوده است .

      ويل دورانت به دليل توانايي زن در فرهنگ اجتماعی مي‌گويد :  « وظيفة پدر در منزلتي عرضي و كوچك » قرار داشته است .

      گوردن چايلد در كتاب سير تاريخ عنوان مي‌كند : در بين ملل كشاورز زن عامل خويشاوندي است .

      ا.ت. او مستد در كتاب تاريخ شاهنشاهي هخامنشي مي‌نويسد :  حمورابي پيشينه‌اي را براي از راه به در بردن يك كنيزك نامزد شده كه هنوز در خانة پدر زندگي مي‌كند ذكر مي‌كند ، مرد بايد كشته شود و زن آزاد گردد .

 

یادداشت :

       در آیین زرتشت یک روز از سال به نام روز زن نامگذاری شده است. مردم ایران روز پنجم اسپندار­مد « اسفند » را جشن می­گرفتند و به آن عید زن می­گفتند. در این روز که تقدیر و تشکری از زحمات زن محسوب می­شد ، مرسوم بود که مردان برای زنانشان هدیه­هایی ارزنده تهیه کرده و به آنان تقدیم کنند .

        سه چهار بیت در شاهنامه جنبه ی الحاقی دارند و یا مناسبت هایی در پشت آنهاست که مغرضان و ناآگاهان آن را نادیده انگاشته اند که مشهورترین آنها بیت الحاقی و مجعول زیر که منتصب به داستان سودابه و سیاوش و خیانت وی به همسرش در شاهنامه است :

زن و اژدها هر دو در خاک به                   جهان پاک از این هر دو ناپاک به

 

منابع:

آموزگار، ژاله: تاریخ اساطیری ایران ، چاپ ششم ، تهران ، سمت ، 1383

هینلز، جان: شناخت اساطیری ایران ، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی ، چاپ هشتم ، تهران ، نشر سرچشمه ، 1382

چهرهء زن در اساطیر ایرانی طاهره جعفرقلیان

Bottom of Form

زن در اساطیر ژرمنی در قیاس با اسطوره‌های زن در شاهنامه فردوسی پژوهشگر مژگان پژمان‌مهر

http://www.shahnamehvairan.com       

http://www.lifekowsar.com

http://ariapars.persianblog.ir  

http://mehremihan.ir/shahnameh

http://iran.epage.ir/fa

 

 

 

زن در اساطیر و حماسه ایرانی

 

آفرینش انسان

         از دیدگاه اسطوره ای نخستین زن و مرد بشر از نطفه­ی کیومرث ، ریخته شده بر زمین ، به شکل گیاهی ( ریواس ) پیوسته به هم از زمین روییدند . اهریمن بر اندیشه­ی آنان می­تازد و آنان نخستین دروغ را به زبان می­آورند و آفرینش خود را به اهریمن نسبت می­دهند ، به مجازات این گناه مدت ها از داشتن فرزند محروم می­مانند . توبه می­کنند و سرانجام می­توانند با هم وصلت کنند . که حاصل آن ده فرزند که اساس به وجود آمدن ده نژاد بشر شد .

         « آفرینش نخستین زوج براساس منبع ایرانی اسطوره ، اوستا : شما تخمه­ی بشر هستید ، شما نیای جهان هستید ، به شما بهترین اخلاص را بخشیده­ام ، نیک بیندیشید ، نیک بگویید و کار نیک کنید و دیوان را نستایید . »

          آفرینش نخستین زوج براساس منبع هندی اسطوره ، گزیده­های ریگ ودا : به گونه دیگر در وداها ، آسمان بسان پدر ، و زمین مانند مادر ، نمودار شده است : « ای آسمان و زمین .... ای پدر و مادر ....  باشد که رزق گوارا و چراگاه پرآب ، از آن ما گردد » و « ای پدر آسمان و ای مادر زمین .... به ما برگ و بار ( برکت ) بخشید . »

        در دنیای اسطوره ایران باستان زن موجودی مقدس است و در آن اکثر خدایان مونث ترسیم شده اند ، مونث بودن خدایان به دلیل پاکی و کاربری و زایش و... بوده است زیرا که همه این صفات را در زن می داند .

        در ایران باستان دوره ای که معروف به دوره مادر شاهی یا مادر سالاری است ، دوره ای کوتاه بوده اما آثار آن در طول تاریخ باقی است ، در ایران باستان رب النوع ها یا الهه هایی دیده می شود که به صورت ایزد بانو خود نمایی کرده و تا زمانی که تاریخ وجود دارد در میان کتیبه ها و نقش برجسته ها و اشیاء و سفالینه های به جا مانده اند .

        در دوره مادر سالاری فعالیت کشاورزی و سایر اعمال مهم اقتصادی به همت زنان بوده ، به این دلیل در آن روزگار برای زنان ارزش و مقام بزرگی قائل بوده اند و آنها را مظهر نعمت و فراوانی می خواندند و قوام و دوام اجتماع را متکی به وجود آنان می دانستند . ارزش اقتصادی زنان سبب شده بود که ریاست اقوام و قبایل با آنان باشد . از مختصات این دوره یکی اینکه فرزندان فقط در کلان مادران وارد می شدند و فقط از او فرمانبرداری داشتند و شوهرها نیز در قبیله مادران وارد می شدند و از بانوی قبیله پیروی می نمودند .

        احتمالاً دوره مادرشاهی یا به عبارتی زن سالاری قبل از حکومت مادها بوده است آن طور که از نقش برجسته آشوری نینوا مربوط به قرن هفتم میلادی برمی آید ، زنان در فعالیت اقتصادی دوشادوش مردان شرکت داشتند و زنان نیز حمل قسمتی از مایحتاج زندگی را بر عهده گرفته بودند که بعدها با آمدن دوران پدر شاهی یا پدرسالاری و پیدایش بردگی و وجود نظام برده داری ، جایگاه زن را نیز از مقام اول اجتماعی خود که در نظام مادرشاهی داشت به مقام دوم تنزل داد .

       نظام اصلی اجتماعی در برهه ای از تاریخ باستان بر اقتدار شماری از ملکه ها استوار بوده که هر یک صاحب سه طایفه یا بیش تر بودند . عده ای از اقوام معتقد بودند که جهان زاده ایزد بانوی قدرتمند    « ماه » است .

       در آثار باستانی به دست آمده متعلق به فرهنگ­های پیش از کشاورزی ، نماد ­های خدایانی از جنس زن بسیار یافت شده است که عموماً بیانگر قدمت ایزد بانو ها (بانو خدا ها) در جوامع کهن است ، این ایزد بانو ها و پهلوان بانو ها مظهر آرمان­های زنان باستان و بی­گمان از آرمان­های دوران مادر سالاری سرچشمه می­گیرند .

      اکنون به معرفی برخی از ایزد بانو های مهمی که در اعتقادات و باور های مردمان باستان مایه خیر و برکت و خوبی و برخی مایه شر و بدی بوده اند ، می پردازیم .

     سپندارمد با نمادی زنانه ، دختر اورمزد به شمار می آید او سمت چپ اورمزد می نشیند و چون ایزد بانوی زمین است و به چهارپایان چراگاه می بخشد . این امشاسپند مونث است. 

      خرداد به معنی تمامیت ، کلیت و کمال است و مظهری است از نجات برای افراد بشر ، آب را حمایت می کند و در این جهان ، شادابی گیاهان مظهر اوست . این امشاسپند مونث است. 

      ناهید ایزد بانویی با شخصیتی بسیار برجسته که جای مهمی در آیینهای ایران باستان به خود اختصاص می دهد و قدمت ستایش او به دوره های بسیار پیشین و حتی به زمان پیش از زرتشت می رسد .

      اردوی سور آناهیتا معنی پاکی وبی آلایشی می دهد.  این ایزد بانو با صفات نیرومندی ، زیبایی و خردمندی به صورت الهه عشق و باروری نیز در می آید . زیرا چشمه حیات از وجود او می جوشد و بدینگونه « مادر خدا » نیز می شود . او همتای ایرانی آفرودیت ، الهه عشاق و زیبایی در یونان و ایشتر الهه بابلی ، به شمار می رود .

        اشی ایزد بانویی است که نماد توانگری و بخشش است او را دختر اومزد و سپندارمد به شمار آورده اند که پیشرفت و آسایش به خانه ها می برد و خرد و خواسته می بخشد.
        دین یا دئنا ایزد بانویی که مظهر وجدان است و به آدمیان نیرو می دهد که راه اهورایی را برگزینند او را دختر اورمزد و سپندارمد و خواهر ایزد اشی به شمار آورده اند . نقش اساسی او بر پل چینود است .

        ماه ایزد بانویی است که با ماه و روان گاو و  چهار پایان ارتباط دارد او در اسطوره ها با ایزد آسمان ازدواج کرده است .

       چیستا ایزد بانویی که نماد دانش و آگاهی و فرزانگی است . غالباً با ایزد بانوی دین با هم ذکر می شوند او راه راست را نشان می دهد .

       الهه مادر یا الهه آسیایی که از آسیایی صغیر تا شوش مورد پرستش بوده ، ممکن است این الهه کهن که مظهر آبادانی و بارداری بوده بعدها به صورت ایزد « اشی » و خواهر ایزد « سروش » درآمده باشد . ماهی و انار از مظاهر این الهه است . گاهی شیرها یا بزکوهی از مظاهر اوست .

        زامياد : ایزد زمين محسوب مي‌شود .

        پارند : ايزدي بانویی است که نگهبان دارايي مرد است .                

        براساس کتاب اوستا هر جا ستايشي آمده ، زنان با مردان برابر بوده‌اند : اينك ما جان و وجدان و قوه درك و روان و خرد و فروهرهاي نخستين آموزگاران كيش و نخستين شنوندگان آيين آن ، مردان و زنان پاك را كه سبب پيروزي راستي بوده‌اند را مي‌ستاييم. (يشت)

        براساس كتاب نيرنگستان پهلوي ، زنان مي‌توانستند در سرودن يسنا و برگزاري مراسم ديني با مردان شركت كنند يا خود به تنهايي انجام دهند .

       براساس كتاب مادیگان هزار دادستان زنان می توانستند به شغل وكالت و قضاوت مشغول گردند .

       براساس كتاب  ارداويرافنامه پرورش كودكان يكي از وظايف زن به شما مي‌رود .

       در جهان ایزدان زن نیز نقش منفی و خیره سری ، شر و ناخشنودی را بر عهده دیوها که ایزدان زن بد نهاد هستند ، گذاشته شده كه به نمونه هایی از آنها در اساطير ايراني ذیلا ً اشاره شده است .

       جِه یا جهی : دختر يا زن اهريمن كه اغواگر و فريبنده مردان است . ( بند/ 9 ارديبهشت يشت)

       پري : چهره‌اي منفي از زن و نماد اغواگری زنانه به شمار مي‌رفته است . در پهلوی پریک ، پری شریر یا جادوگر است . پریان در جستجوی این هستند که مومنان را با زیبایی خود بفریبند و ایمان آنان را از میان ببرند .

      بوشاسب : ديو خواب مفرط و تنبلي است . ديو زن است و به دارنده دست هاي دراز موصوف است .

       نسو : ديو زنی است که نماد لاشه و مردار و هر چيز گنديده است .  

 

زن در اثر حماسی " شاهنامه فردوسی "

        شاهنامه فردوسي از زناني بسیاری نام مي‌برد كه برخي سنت شكني كرده و حماسه آفريده‌اند :

زنان را همين بس بود يك هنر                 نشينند    و   زايند  ، شيران  نر

       فردوسی زن را با عالی ترین صفات ستوده است ، او نسبت به همسر خود که در دوران طولانی تدوین شاهنامه یاریش نموده ، بارها ابراز عشق کرده و او را ستوده است .

       زنان نامدار شاهنامه هر یک نمونه برجسته ای از زیبایی ، خردمندی ، آزادگی ، دلیری ، فداکاری و عفت اند که همه جا یاریگر همسران خویش بوده و به وقت ضرورت به تنهایی به میدان نبرد رفته اند. این نکته بسیار مهم است که در شاهنامه - هم در مورد عشق های شاهان و هم در مورد عشق های پهلوانان - زنان گام اول را بر می دارند . آنها هستند که ابتدا عاشق می شوند و آنها هستند که بی پروا و آشکار به محبوب مرد خود ابراز عشق می کنند .

       فرانک ، پس از مرگ همسر ، دلیرانه در میدان نبرد علیه ضحاک پای می فشارد و تا پایان پیش می رود .

       گرد آفرید ، هنگامی که گردان ایرانی از مقابله با سهراب می ترسند ، پیش می تازد .

       جریره ، پس از فرود سیاوش همه دژ را به آتش می کشد ، همه اسبان تازی را می کشد و سرانجام خودکشی می کند تا بدست دشمن نیفتد .

      کتایون خردمند و مهربان تا پایان در کنار پسر خود اسفندیار می ماند و با گشتاسب به خاطر خود کامگی و پستی اش مقابله می کند.

      سیندخت ، مادر رودابه و زن مهراب در خردمندی و تدبیر بی همتا و همه کاره دربار است . او با سام طرف می شود و به مذاکره می نشیند و همه امور را به درستی به سرانجام می رساند  .

      رودابه ، رستم در جنگ با اسفندیار نه فقط از پدران ، بلکه از مادر خود رودابه نیز نام می برد و به وجود او می بالد .

      از میان زنان شاهنامه تنها دو مورد دارای شخصیت منفی بوده اند :

      سودابه ، همسر کیکاوس که از روی هوس دل به عشق سیاوش داد و بی پروا و بی ملاحظه پیش رفت و عفاف سیاوش بود که راه را بر این خیانت بست .

      گردیه ، خواهر بهرام چوبین که همواره با او ناسازگار بود و پس از مرگ بهرام زن دشمن خونی او ، گستهم شد . گردیه به این شوهر نیز وفا دار نماند و با خسرو پرویز وارد معامله شد و به شرطی که در حرمسرای شاهی جای شایسته ای به او بدهند به گستهم زهر داد و او را کشت و خود را تسلیم خسرو کرد .

        فرنگيس ، كه پا به پاي گيو و كي خسرو از رود جيهون با كشتي عبور كرد .

         بطور کلی زنانی که در شاهنامه نامشان برده شده سه گروهند :

زنان عادى

        زنان هستند که در روند رويدادهاى داستان هاى شاهنامه گاه گاه نقش آفرين می کنند .

        در داستان زال و رودابه زنى است که ميانجى عشق ميان اين دو دلداده است یا زن مکارى که به خواهش سودابه سقط جنين مى کند یا زن گازر (رختشوی) که در پروردن داراب نقش مادر را بازى مى کند یا مادر کفشگر زاده ى نو کدخدا که از زنان زيان آور شاهنامه است یا چهار دختران کاردان و دلبر آسيابان یا سه دختران برزين دهقان (ماه آفريد ، فرانک ، شنبليد ) یا آرزو دخترهنرمند ماهيار گوهرفروش یا زن شيردوش که ازبهرام پذيرايى مى کند یا پيرزنى که فال آيين گشسب را مى گيرد و او را از کشته شدن مى آگاهاند یا سه تن زنانى که يکى بکر و ديگرى شويمند بى فرزند و سومى شويمند باردار است .

زنان دربارى و وابسته به دربار

        اين زنان در چهره ى دختر خانه ، مادر، همسر و معشوقه اند و متعهد انجام کارى در بيرون خانه نيستند و در چهره ى شاه ، شهبانو ، گنجور ، سپهسالار ، پهلوان ، کنيز ، پرستنده ، دايه ، دلال محبت ، فال بين ، ريسنده و... در روند رويدادها در بيرون از سراى خويش ظاهر مى شوند .

       بلند آوازه ترين و بلند پایه ترین زنان کاخ نشين شاهنامه سه گروهند :

1- شاهان

      هماى ، پوران دخت و آزرم دخت شاهان ایران ، قيدافه ملکه ى اندلس ، مادر تلخند ، گو ملکه ى بخشى از هندوستان

2- شهبانوان      

      در شاهنامه رد پاى چند شهبانو ايرانى و انيرانى را بيشتر نمى توان گرفت که شامل این افرادند : سيندخت همسر مهراب شاه کابل ، سودابه همسر کیکاووس ، مادر سياوش ، کتايون همسر گشتاسپ و دختر قيصر روم و مادر اسفنديار ، هماى که از وى به هنگام ياد کرد از شاهان زن نام برديم در روزگار بهمن شهبانوى ايران است ، ناهيد دختر فيلقوس و همسر داراب ، مادر روشنک و همسر دارا ، روشنک همسر اسکندر ، دختر اردوان و همسر اردشير ، دخترمهرک نوشزاد و همسر شاپور ، سپينود دختر شنگل و همسر بهرام گور ، مريم دختر قيصر ، گرديه خواهر بهرام چوبين و شيرين همسر خسرو پرويز ، خاتون همسر خاقان چين و مادر زن بهرام چوبين

3- شاهدخت

      شمار شاهدخت هاى ايرانى در شاهنامه اندک نيست . از شاهدخت هاى ايرانى ارنواز و شهرناز دختران جمشيد ، هماى و به آفريد دختران گشتاسپ ، روشنک دختر دارا و نوشه که به روايت شاهنامه از تبار نرسى است ، دختران سرو پادشاه يمن ، همسران پسران فريدون ، رودابه دخترمهراب کابلى وهمسر زال ، سودابه دختر شاه هاماوران و همسر کیکاووس ، تهمينه دختر شاه سمنگان و همسر رستم ، فرنگيس دختر افراسياب و همسر سیاوش ، منيژه دختر افراسياب و همسر بيژن ، کتايون دختر قيصر روم و همسر گشتاسپ ، ناهيد دختر فيلقوس و همسر داراب ، دختر کيد هندى و همسر اسکندر ، سپينود دختر شنگل و همسر بهرام گور ، دختر خاقان چين و همسر بهرام چوبين و ... از اين شمارند .

اشتباه منتقدان به دیدگاه فردوسی در مورد زنان

       برخی از روی نا آگاهی بدون منظور یا عامدا ً با تکیه بر اشعار نامعتبر سعی در مخدوش نمودن چهره و اندیشه سترگ فردوسی آن زنده کننده زبان فارسی ، ادبیات و فرهنگ ایرانی و شاهکار بی نظیر و جهان شمول وی شاهنامه را در مورد زنان ( زن ستیز بودن ) دارند که می توان به دلایل زیر اعتبار این نظریه بی پشتوانه را مردود دانست :

       این افراد با جدا نگريستن به اشعار و غافل ماندن از زمينه ی موضوعی و داستانی ، تعميم دادن يک مورد - حتّی اگر در چهارچوب موضوعی اش ، مستند باشد - به همه ی منظومه ، يکی شمردن ِآنچه فردوسی از پشتوانه های باستانی اش به شاهنامه آورده و برداشت ها و گريزهای گهگاهی  شخص شاعر در سرآغاز ِروايت ها يا اوج ِبزنگاه ها و يا پايانه ی داستان ها ، مايه ی اغتشاش فکری و عدم درک درست خویش در کار ِدريافتِ درست از متن و مفاهیم و اندیشه فردوسی در این کار فرهنگی بزرگ و طاقت فرسا شده اند . ( اشاره این کج اندیشی به بيتِ مجعول " زن و اژدها هر دو در ... " است که به تایید و تحقیق پژوهشگران افزوده کاتبان و ساختگی بودنش قطعی و بی چون و چراست . )

       حتی از دید بانوان نیز رفتار زن ِنکوهيده ، زن ِبدانديش و دُژکردار و فتنه انگيز (چون سودابه) که در نکوهيده بودن خیانت به همسر ، دستِ کمی از مردی با همين منش و کنش را ندارد ، پسندیده نیست . در همين منظومه وصف های شکوهمند و احترام انگيز در ستايش انديشه و کردار شايسته ی بانوانی همچون فرانک ، سيندخت ، رودابه ، تهمينه ، گردآفريد و همترازان ايشان وجود دارد که این افراد توجهی به آنها نکرده اند .

       اگر همه ی ساده انگاری ها و برون نگری های پشت سر را در رويکردِ به شاهنامه کنار بگذاريم و با چشمانی ژرفا کاو - به سخن ِنيما - «بينايی ی ِ فوق ِ بينايی ها»، از لايه ی بيرونی و پديدار ِآن بگذريم و ژرفْ ساختِ آن را با همه ی بُعدهای ناشناخته اش بنگريم ، شاهنامه از يک سو شاهکاری بی همتا در زبان و ادب فارسی و فرهنگ ايرانی است و از سوی ديگر به سبب ويژگی های والای ساختاری ، درونْ مايه ی سخت انسان مدارانه (چشم پوشيده از زن يا مرد بودن ِانسان) و هستی نگر  و فراقومی دارد که آشکارا اثری جهان شمول است . هيچ يک از اثرهای ادبی  ايرانيان تا کنون به اندازه ی شاهنامه در بيرون از ايران و در حوزه های زبان و ادب و فرهنگ ديگران شناخته نشده و ارج و پايگاهی چنين والا نداشته است . 

       از نگاه آموزشی داستان رزم گردآفرید با سهراب نکته های ریز و آموزنده ای در خود دارد در این داستان گردآفرید دختر زیباروی ، پهلوانی و جنگاوری و افسونگری را درمی آمیزد و رزم آورده و نیرنگ می سازد اما در این داستان از دل « نیرنگ » و « افسونگری » ، معنای تازه ای بیرون کشیده می شود که خواننده این نیرنگ ها و افسون ها را ستایش کند !

 

         در این افسانه فردوسی گوشزد می کند یک زن می تواند با بهره جستن از ویژگی های زنانه ی خویش به یاری ایران بشتابد و حتی جایگاهی فراتر از مردان بیابد ، فردوسی بزرگ در اینجا به برتری زنان اشاره دارد که افزون بر برابری در نیروی بازو و خرد ، می توانند با بهره گیری از ویژگی های زنانه ی خود توانمندترین و خردمندترین پهلوانان مرد را نیز به زانو درآورند.

         در حالی که در زمانی کمابیش نزدیک به فردوسی ، در باختر به اصطلاح مردم سالار (یونان / روم ) زنان همسان بردگان بودند اما در ایران نزدیک به همان دوران یعنی دوران ساسانی ، زنان به جایگاه شاهی رسیده اند . از همین روی است که فردوسی بزرگ نیز در شاهکار خود جایگاهی برابر و یکسان به زنان می دهد چرا که او نیز پرورش یافته ی این فرهنگ است.

         باید دانست که همانگونه شخصیت های مرد شاهنامه بد و خوب دارند ، شخصیت های زن هم بد وخوب دارند و به سخن دیگر بدی شخصیت های داستان ها و روایات پیوندی با جنیسیت بازیگر و زن بودنش ندارد.

        زنان در شاهنامه در عین برخورداری از فرزانگی ، بزرگ منشی و دلیری ، از جوهر زنانه به نحو سرشار نیز بهره مندند . زنانی چون سیندخت و رودابه و تهمینه و فرنگیس و جریره و منیژه و گردآفرید و کتایون و گردیه و شیرین هم عشق بر می انگیزند و هم احترام را ، هم زیبایی بیرونی دارند و هم زیبایی درونی و بر خلاف مردان ، همه ی زنان بیگانه ای (همسران پسران - فریدون سلم و تور و ايرج - یمنی اند ، سیندخت و رودابه کابلی است ، فرنگیس و منیژه و جریره و تهمینه و مادر سیاوش تورانی اند . و کتایون زن گشتاسب رومی است . ) که با ایرانی پیوند می کنند ، از صفات عالی انسانی برخوردارند . ( به غیر از سودابه ) این زنان به طرز عجیبی جسارت عاشقانه را با پاکدامنی می آمیزند.

         رودابه مانند ژولیت با آن که می داند خانواده اش با خانواده ی زال دشمن اند ، در پروردن عشق خود کمترین تردیدی به دل راه نمی دهد ، زال را پنهانی به قصر خود فرا می خواند ، آنگاه با لطف و دلبری بی نظیری ، گیسوان خویش را از بام فرو می افشاند ، تا او کمندوار دست به آن بزند و به فراز کاخ برود .

         تهمینه حتی از او هم جسورتر است . رستم که به دنبال اسب گم شده ی خویش به خانه ی آنها می رود و مهمان می شود و در اتاق خود آرمیده است ،  بی هیچ ترس و تردید و حسابگری ای ، پنهانی به خوابگاه او می رود و به او می گوید : من نادیده عاشق تو شده ام ، بیا با من ازدواج کن ! تهمینه پس از شنیدن خبر مرگ پسرش سهراب بیش از یک سال زندگی نمی کند .

        جریره پس از مرگ پسرش فرود بر سر نعش او خود را خنجر می زند و می کشد .

        رودابه پس از مرگ رستم چندی دیوانه می شود و سپس حالت ترک و تسلیم در پیش می گیرد .         

        کتایون پس از مرگ اسفندیار سرنوشتی همانند رودابه دارد .

        شیرین نیز پس از مرگ خسرو زندگی را از خود می گیرد . 

       فرنگیس دختر افراسیاب همسر سیاوش که شوهرش در میان همه ی مردان زمان خود بی نظیر است و به دست پدرش کشته می شود ، است به دلیل پشتیبانی از همسرش ، پدرش قصد جان او را می کند و او با پسرش کیخسرو سال ها آواره می شود تا بالاخره با وی به ایران فرار می کند .

       بر خلاف آن چه در پيشينه ي افسانه هاي ملل بوده كه پهلوانان و قهرمانان از وصلت خدايان با مردم به دنيا مي آيند در شاهنامه تمام قهرمانان از بطن زن زمینی نه الهه به دنيا مي آيند .

       در شاهنامه آن گاه كه مردان از انديشه باز مي ماندند زنان وارد ميدان انديشه وكارزار مي شوند و گره ها را مي گشایند . سين دخت هنگامی كه مي بيند همسرش مهراب سخت نگران و وامانده از نبرد با ايران و ارتش منوچهر شاه است خود پیش مي رود تا مشكل را حل بكند .

      آن گاه كه گژدهم به دست سهراب دستگير مي شود دخت او گردآفريد كه خود را نگاه بان دژ سپيد مي داند ننگ سكوت را بر نمي تابد و با پوشيدن زره پنهان كردن گيسوان خود زير كلاه همانند يك مرد به نبرد سهراب مي رود . دليري و شجاعت از ويژگي هايي درخشان زنان شاهنامه است .

      چهرزاد ، دخت بهمن نخستين زني است كه در شاهنامه پادشاه ايران شده و سي و دو سال پادشاهي كرده است . پوران دخت و آزرم دخت نیز به پادشاهي رسیده اند . گرديه نيز پس از ابراز لياقت و كارداني از سوي خسرو پرويز به شهرباني ري برگزيده مي شود .

       سيمرغ پرنده اي افسانه اي چهره اي زنانه دارد که دلسوزي و نگهداري از زال در كوه كنار جوجه هايش نمايانگر خوي زنانه – مادرانه ي اين پرنده ايراني است . 

       زنان از به خطر رفتن فرزندان دلگير و پريشان مي شوند . هنگامي كه رستم به نبرد مازندران مي رود رودابه اين گونه پريشان حال مي گردد و از مرگ نوه اش وتهمينه از مرگ پسرش سهراب سوگواري مي كند .

     از دیدگاه ملیت شخصیت‌های زن در شاهنامه را می توان در چهار رده بخش‌بندی کرد : 1ـ شاهان ایرانی 2 ـ پهلوانان ایرانی 3 ـ شاهان انیرانی 4 ـ پهلوانان انیرانی

     شخصیت های مرد و زن انیرانی در شاهنامه به سه دسته‌ی بخش بندی می شود : 1- تورانیان (و هم‌ پیمانان آنها)  2 - رومیان 3 - تازیان

تفاوت نقش زن در شاهنامه با سایر آثار ادبی فارسی

      زنان در شاهنامه فردوسی بسیار برتر از زنان دیگر منظومه های ادب پارسی اند . شیرین در خمسه ی نظامی زنی است عاشق پیشه که جز عشق هیچ از او نمی دانیم اما شیرین در شاهنامه زنی است خردمند و دلاور که زندگی می کرده است و در زندگی عاشق هم شده است . این شیرین بسیار باورپذیرتر از شیرین نظامی است . حضور زن در شاهنامه نه تنها فرعی ، فرودست نشانده و کمرنگ نیست بلکه در بعضی موارد این حضور جوهره اصلی داستان را به خود اختصاص داده است.

زن در بین النهرین

      زن در بين النهرين نيز حيات را آفريده و او را يك رب النوع و الهه یا ایزد و سرچشمه زندگی  مي‌دانستند و نظام اجتماعی بر ميزان ابتكار زن در خانواده استوار بوده است .

      ويل دورانت به دليل توانايي زن در فرهنگ اجتماعی مي‌گويد :  « وظيفة پدر در منزلتي عرضي و كوچك » قرار داشته است .

      گوردن چايلد در كتاب سير تاريخ عنوان مي‌كند : در بين ملل كشاورز زن عامل خويشاوندي است .

      ا.ت. او مستد در كتاب تاريخ شاهنشاهي هخامنشي مي‌نويسد :  حمورابي پيشينه‌اي را براي از راه به در بردن يك كنيزك نامزد شده كه هنوز در خانة پدر زندگي مي‌كند ذكر مي‌كند ، مرد بايد كشته شود و زن آزاد گردد .

 

یادداشت :

       در آیین زرتشت یک روز از سال به نام روز زن نامگذاری شده است. مردم ایران روز پنجم اسپندار­مد « اسفند » را جشن می­گرفتند و به آن عید زن می­گفتند. در این روز که تقدیر و تشکری از زحمات زن محسوب می­شد ، مرسوم بود که مردان برای زنانشان هدیه­هایی ارزنده تهیه کرده و به آنان تقدیم کنند .

        سه چهار بیت در شاهنامه جنبه ی الحاقی دارند و یا مناسبت هایی در پشت آنهاست که مغرضان و ناآگاهان آن را نادیده انگاشته اند که مشهورترین آنها بیت الحاقی و مجعول زیر که منتصب به داستان سودابه و سیاوش و خیانت وی به همسرش در شاهنامه است :

زن و اژدها هر دو در خاک به                   جهان پاک از این هر دو ناپاک به

 

منابع:

آموزگار، ژاله: تاریخ اساطیری ایران ، چاپ ششم ، تهران ، سمت ، 1383

هینلز، جان: شناخت اساطیری ایران ، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی ، چاپ هشتم ، تهران ، نشر سرچشمه ، 1382

چهرهء زن در اساطیر ایرانی طاهره جعفرقلیان

Bottom of Form

زن در اساطیر ژرمنی در قیاس با اسطوره‌های زن در شاهنامه فردوسی پژوهشگر مژگان پژمان‌مهر

http://www.shahnamehvairan.com       

http://www.lifekowsar.com

http://ariapars.persianblog.ir  

http://mehremihan.ir/shahnameh

http://iran.epage.ir/fa

 

 

 

زن در اساطیر و حماسه ایرانی

 

آفرینش انسان

         از دیدگاه اسطوره ای نخستین زن و مرد بشر از نطفه­ی کیومرث ، ریخته شده بر زمین ، به شکل گیاهی ( ریواس ) پیوسته به هم از زمین روییدند . اهریمن بر اندیشه­ی آنان می­تازد و آنان نخستین دروغ را به زبان می­آورند و آفرینش خود را به اهریمن نسبت می­دهند ، به مجازات این گناه مدت ها از داشتن فرزند محروم می­مانند . توبه می­کنند و سرانجام می­توانند با هم وصلت کنند . که حاصل آن ده فرزند که اساس به وجود آمدن ده نژاد بشر شد .

         « آفرینش نخستین زوج براساس منبع ایرانی اسطوره ، اوستا : شما تخمه­ی بشر هستید ، شما نیای جهان هستید ، به شما بهترین اخلاص را بخشیده­ام ، نیک بیندیشید ، نیک بگویید و کار نیک کنید و دیوان را نستایید . »

          آفرینش نخستین زوج براساس منبع هندی اسطوره ، گزیده­های ریگ ودا : به گونه دیگر در وداها ، آسمان بسان پدر ، و زمین مانند مادر ، نمودار شده است : « ای آسمان و زمین .... ای پدر و مادر ....  باشد که رزق گوارا و چراگاه پرآب ، از آن ما گردد » و « ای پدر آسمان و ای مادر زمین .... به ما برگ و بار ( برکت ) بخشید . »

        در دنیای اسطوره ایران باستان زن موجودی مقدس است و در آن اکثر خدایان مونث ترسیم شده اند ، مونث بودن خدایان به دلیل پاکی و کاربری و زایش و... بوده است زیرا که همه این صفات را در زن می داند .

        در ایران باستان دوره ای که معروف به دوره مادر شاهی یا مادر سالاری است ، دوره ای کوتاه بوده اما آثار آن در طول تاریخ باقی است ، در ایران باستان رب النوع ها یا الهه هایی دیده می شود که به صورت ایزد بانو خود نمایی کرده و تا زمانی که تاریخ وجود دارد در میان کتیبه ها و نقش برجسته ها و اشیاء و سفالینه های به جا مانده اند .

        در دوره مادر سالاری فعالیت کشاورزی و سایر اعمال مهم اقتصادی به همت زنان بوده ، به این دلیل در آن روزگار برای زنان ارزش و مقام بزرگی قائل بوده اند و آنها را مظهر نعمت و فراوانی می خواندند و قوام و دوام اجتماع را متکی به وجود آنان می دانستند . ارزش اقتصادی زنان سبب شده بود که ریاست اقوام و قبایل با آنان باشد . از مختصات این دوره یکی اینکه فرزندان فقط در کلان مادران وارد می شدند و فقط از او فرمانبرداری داشتند و شوهرها نیز در قبیله مادران وارد می شدند و از بانوی قبیله پیروی می نمودند .

        احتمالاً دوره مادرشاهی یا به عبارتی زن سالاری قبل از حکومت مادها بوده است آن طور که از نقش برجسته آشوری نینوا مربوط به قرن هفتم میلادی برمی آید ، زنان در فعالیت اقتصادی دوشادوش مردان شرکت داشتند و زنان نیز حمل قسمتی از مایحتاج زندگی را بر عهده گرفته بودند که بعدها با آمدن دوران پدر شاهی یا پدرسالاری و پیدایش بردگی و وجود نظام برده داری ، جایگاه زن را نیز از مقام اول اجتماعی خود که در نظام مادرشاهی داشت به مقام دوم تنزل داد .

       نظام اصلی اجتماعی در برهه ای از تاریخ باستان بر اقتدار شماری از ملکه ها استوار بوده که هر یک صاحب سه طایفه یا بیش تر بودند . عده ای از اقوام معتقد بودند که جهان زاده ایزد بانوی قدرتمند    « ماه » است .

       در آثار باستانی به دست آمده متعلق به فرهنگ­های پیش از کشاورزی ، نماد ­های خدایانی از جنس زن بسیار یافت شده است که عموماً بیانگر قدمت ایزد بانو ها (بانو خدا ها) در جوامع کهن است ، این ایزد بانو ها و پهلوان بانو ها مظهر آرمان­های زنان باستان و بی­گمان از آرمان­های دوران مادر سالاری سرچشمه می­گیرند .

      اکنون به معرفی برخی از ایزد بانو های مهمی که در اعتقادات و باور های مردمان باستان مایه خیر و برکت و خوبی و برخی مایه شر و بدی بوده اند ، می پردازیم .

     سپندارمد با نمادی زنانه ، دختر اورمزد به شمار می آید او سمت چپ اورمزد می نشیند و چون ایزد بانوی زمین است و به چهارپایان چراگاه می بخشد . این امشاسپند مونث است. 

      خرداد به معنی تمامیت ، کلیت و کمال است و مظهری است از نجات برای افراد بشر ، آب را حمایت می کند و در این جهان ، شادابی گیاهان مظهر اوست . این امشاسپند مونث است. 

      ناهید ایزد بانویی با شخصیتی بسیار برجسته که جای مهمی در آیینهای ایران باستان به خود اختصاص می دهد و قدمت ستایش او به دوره های بسیار پیشین و حتی به زمان پیش از زرتشت می رسد .

      اردوی سور آناهیتا معنی پاکی وبی آلایشی می دهد.  این ایزد بانو با صفات نیرومندی ، زیبایی و خردمندی به صورت الهه عشق و باروری نیز در می آید . زیرا چشمه حیات از وجود او می جوشد و بدینگونه « مادر خدا » نیز می شود . او همتای ایرانی آفرودیت ، الهه عشاق و زیبایی در یونان و ایشتر الهه بابلی ، به شمار می رود .

        اشی ایزد بانویی است که نماد توانگری و بخشش است او را دختر اومزد و سپندارمد به شمار آورده اند که پیشرفت و آسایش به خانه ها می برد و خرد و خواسته می بخشد.
        دین یا دئنا ایزد بانویی که مظهر وجدان است و به آدمیان نیرو می دهد که راه اهورایی را برگزینند او را دختر اورمزد و سپندارمد و خواهر ایزد اشی به شمار آورده اند . نقش اساسی او بر پل چینود است .

        ماه ایزد بانویی است که با ماه و روان گاو و  چهار پایان ارتباط دارد او در اسطوره ها با ایزد آسمان ازدواج کرده است .

       چیستا ایزد بانویی که نماد دانش و آگاهی و فرزانگی است . غالباً با ایزد بانوی دین با هم ذکر می شوند او راه راست را نشان می دهد .

       الهه مادر یا الهه آسیایی که از آسیایی صغیر تا شوش مورد پرستش بوده ، ممکن است این الهه کهن که مظهر آبادانی و بارداری بوده بعدها به صورت ایزد « اشی » و خواهر ایزد « سروش » درآمده باشد . ماهی و انار از مظاهر این الهه است . گاهی شیرها یا بزکوهی از مظاهر اوست .

        زامياد : ایزد زمين محسوب مي‌شود .

        پارند : ايزدي بانویی است که نگهبان دارايي مرد است .                

        براساس کتاب اوستا هر جا ستايشي آمده ، زنان با مردان برابر بوده‌اند : اينك ما جان و وجدان و قوه درك و روان و خرد و فروهرهاي نخستين آموزگاران كيش و نخستين شنوندگان آيين آن ، مردان و زنان پاك را كه سبب پيروزي راستي بوده‌اند را مي‌ستاييم. (يشت)

        براساس كتاب نيرنگستان پهلوي ، زنان مي‌توانستند در سرودن يسنا و برگزاري مراسم ديني با مردان شركت كنند يا خود به تنهايي انجام دهند .

       براساس كتاب مادیگان هزار دادستان زنان می توانستند به شغل وكالت و قضاوت مشغول گردند .

       براساس كتاب  ارداويرافنامه پرورش كودكان يكي از وظايف زن به شما مي‌رود .

       در جهان ایزدان زن نیز نقش منفی و خیره سری ، شر و ناخشنودی را بر عهده دیوها که ایزدان زن بد نهاد هستند ، گذاشته شده كه به نمونه هایی از آنها در اساطير ايراني ذیلا ً اشاره شده است .

       جِه یا جهی : دختر يا زن اهريمن كه اغواگر و فريبنده مردان است . ( بند/ 9 ارديبهشت يشت)

       پري : چهره‌اي منفي از زن و نماد اغواگری زنانه به شمار مي‌رفته است . در پهلوی پریک ، پری شریر یا جادوگر است . پریان در جستجوی این هستند که مومنان را با زیبایی خود بفریبند و ایمان آنان را از میان ببرند .

      بوشاسب : ديو خواب مفرط و تنبلي است . ديو زن است و به دارنده دست هاي دراز موصوف است .

       نسو : ديو زنی است که نماد لاشه و مردار و هر چيز گنديده است .  

 

زن در اثر حماسی " شاهنامه فردوسی "

        شاهنامه فردوسي از زناني بسیاری نام مي‌برد كه برخي سنت شكني كرده و حماسه آفريده‌اند :

زنان را همين بس بود يك هنر                 نشينند    و   زايند  ، شيران  نر

       فردوسی زن را با عالی ترین صفات ستوده است ، او نسبت به همسر خود که در دوران طولانی تدوین شاهنامه یاریش نموده ، بارها ابراز عشق کرده و او را ستوده است .

       زنان نامدار شاهنامه هر یک نمونه برجسته ای از زیبایی ، خردمندی ، آزادگی ، دلیری ، فداکاری و عفت اند که همه جا یاریگر همسران خویش بوده و به وقت ضرورت به تنهایی به میدان نبرد رفته اند. این نکته بسیار مهم است که در شاهنامه - هم در مورد عشق های شاهان و هم در مورد عشق های پهلوانان - زنان گام اول را بر می دارند . آنها هستند که ابتدا عاشق می شوند و آنها هستند که بی پروا و آشکار به محبوب مرد خود ابراز عشق می کنند .

       فرانک ، پس از مرگ همسر ، دلیرانه در میدان نبرد علیه ضحاک پای می فشارد و تا پایان پیش می رود .

       گرد آفرید ، هنگامی که گردان ایرانی از مقابله با سهراب می ترسند ، پیش می تازد .

       جریره ، پس از فرود سیاوش همه دژ را به آتش می کشد ، همه اسبان تازی را می کشد و سرانجام خودکشی می کند تا بدست دشمن نیفتد .

      کتایون خردمند و مهربان تا پایان در کنار پسر خود اسفندیار می ماند و با گشتاسب به خاطر خود کامگی و پستی اش مقابله می کند.

      سیندخت ، مادر رودابه و زن مهراب در خردمندی و تدبیر بی همتا و همه کاره دربار است . او با سام طرف می شود و به مذاکره می نشیند و همه امور را به درستی به سرانجام می رساند  .

      رودابه ، رستم در جنگ با اسفندیار نه فقط از پدران ، بلکه از مادر خود رودابه نیز نام می برد و به وجود او می بالد .

      از میان زنان شاهنامه تنها دو مورد دارای شخصیت منفی بوده اند :

      سودابه ، همسر کیکاوس که از روی هوس دل به عشق سیاوش داد و بی پروا و بی ملاحظه پیش رفت و عفاف سیاوش بود که راه را بر این خیانت بست .

      گردیه ، خواهر بهرام چوبین که همواره با او ناسازگار بود و پس از مرگ بهرام زن دشمن خونی او ، گستهم شد . گردیه به این شوهر نیز وفا دار نماند و با خسرو پرویز وارد معامله شد و به شرطی که در حرمسرای شاهی جای شایسته ای به او بدهند به گستهم زهر داد و او را کشت و خود را تسلیم خسرو کرد .

        فرنگيس ، كه پا به پاي گيو و كي خسرو از رود جيهون با كشتي عبور كرد .

         بطور کلی زنانی که در شاهنامه نامشان برده شده سه گروهند :

زنان عادى

        زنان هستند که در روند رويدادهاى داستان هاى شاهنامه گاه گاه نقش آفرين می کنند .

        در داستان زال و رودابه زنى است که ميانجى عشق ميان اين دو دلداده است یا زن مکارى که به خواهش سودابه سقط جنين مى کند یا زن گازر (رختشوی) که در پروردن داراب نقش مادر را بازى مى کند یا مادر کفشگر زاده ى نو کدخدا که از زنان زيان آور شاهنامه است یا چهار دختران کاردان و دلبر آسيابان یا سه دختران برزين دهقان (ماه آفريد ، فرانک ، شنبليد ) یا آرزو دخترهنرمند ماهيار گوهرفروش یا زن شيردوش که ازبهرام پذيرايى مى کند یا پيرزنى که فال آيين گشسب را مى گيرد و او را از کشته شدن مى آگاهاند یا سه تن زنانى که يکى بکر و ديگرى شويمند بى فرزند و سومى شويمند باردار است .

زنان دربارى و وابسته به دربار

        اين زنان در چهره ى دختر خانه ، مادر، همسر و معشوقه اند و متعهد انجام کارى در بيرون خانه نيستند و در چهره ى شاه ، شهبانو ، گنجور ، سپهسالار ، پهلوان ، کنيز ، پرستنده ، دايه ، دلال محبت ، فال بين ، ريسنده و... در روند رويدادها در بيرون از سراى خويش ظاهر مى شوند .

       بلند آوازه ترين و بلند پایه ترین زنان کاخ نشين شاهنامه سه گروهند :

1- شاهان

      هماى ، پوران دخت و آزرم دخت شاهان ایران ، قيدافه ملکه ى اندلس ، مادر تلخند ، گو ملکه ى بخشى از هندوستان

2- شهبانوان      

      در شاهنامه رد پاى چند شهبانو ايرانى و انيرانى را بيشتر نمى توان گرفت که شامل این افرادند : سيندخت همسر مهراب شاه کابل ، سودابه همسر کیکاووس ، مادر سياوش ، کتايون همسر گشتاسپ و دختر قيصر روم و مادر اسفنديار ، هماى که از وى به هنگام ياد کرد از شاهان زن نام برديم در روزگار بهمن شهبانوى ايران است ، ناهيد دختر فيلقوس و همسر داراب ، مادر روشنک و همسر دارا ، روشنک همسر اسکندر ، دختر اردوان و همسر اردشير ، دخترمهرک نوشزاد و همسر شاپور ، سپينود دختر شنگل و همسر بهرام گور ، مريم دختر قيصر ، گرديه خواهر بهرام چوبين و شيرين همسر خسرو پرويز ، خاتون همسر خاقان چين و مادر زن بهرام چوبين

3- شاهدخت

      شمار شاهدخت هاى ايرانى در شاهنامه اندک نيست . از شاهدخت هاى ايرانى ارنواز و شهرناز دختران جمشيد ، هماى و به آفريد دختران گشتاسپ ، روشنک دختر دارا و نوشه که به روايت شاهنامه از تبار نرسى است ، دختران سرو پادشاه يمن ، همسران پسران فريدون ، رودابه دخترمهراب کابلى وهمسر زال ، سودابه دختر شاه هاماوران و همسر کیکاووس ، تهمينه دختر شاه سمنگان و همسر رستم ، فرنگيس دختر افراسياب و همسر سیاوش ، منيژه دختر افراسياب و همسر بيژن ، کتايون دختر قيصر روم و همسر گشتاسپ ، ناهيد دختر فيلقوس و همسر داراب ، دختر کيد هندى و همسر اسکندر ، سپينود دختر شنگل و همسر بهرام گور ، دختر خاقان چين و همسر بهرام چوبين و ... از اين شمارند .

اشتباه منتقدان به دیدگاه فردوسی در مورد زنان

       برخی از روی نا آگاهی بدون منظور یا عامدا ً با تکیه بر اشعار نامعتبر سعی در مخدوش نمودن چهره و اندیشه سترگ فردوسی آن زنده کننده زبان فارسی ، ادبیات و فرهنگ ایرانی و شاهکار بی نظیر و جهان شمول وی شاهنامه را در مورد زنان ( زن ستیز بودن ) دارند که می توان به دلایل زیر اعتبار این نظریه بی پشتوانه را مردود دانست :

       این افراد با جدا نگريستن به اشعار و غافل ماندن از زمينه ی موضوعی و داستانی ، تعميم دادن يک مورد - حتّی اگر در چهارچوب موضوعی اش ، مستند باشد - به همه ی منظومه ، يکی شمردن ِآنچه فردوسی از پشتوانه های باستانی اش به شاهنامه آورده و برداشت ها و گريزهای گهگاهی  شخص شاعر در سرآغاز ِروايت ها يا اوج ِبزنگاه ها و يا پايانه ی داستان ها ، مايه ی اغتشاش فکری و عدم درک درست خویش در کار ِدريافتِ درست از متن و مفاهیم و اندیشه فردوسی در این کار فرهنگی بزرگ و طاقت فرسا شده اند . ( اشاره این کج اندیشی به بيتِ مجعول " زن و اژدها هر دو در ... " است که به تایید و تحقیق پژوهشگران افزوده کاتبان و ساختگی بودنش قطعی و بی چون و چراست . )

       حتی از دید بانوان نیز رفتار زن ِنکوهيده ، زن ِبدانديش و دُژکردار و فتنه انگيز (چون سودابه) که در نکوهيده بودن خیانت به همسر ، دستِ کمی از مردی با همين منش و کنش را ندارد ، پسندیده نیست . در همين منظومه وصف های شکوهمند و احترام انگيز در ستايش انديشه و کردار شايسته ی بانوانی همچون فرانک ، سيندخت ، رودابه ، تهمينه ، گردآفريد و همترازان ايشان وجود دارد که این افراد توجهی به آنها نکرده اند .

       اگر همه ی ساده انگاری ها و برون نگری های پشت سر را در رويکردِ به شاهنامه کنار بگذاريم و با چشمانی ژرفا کاو - به سخن ِنيما - «بينايی ی ِ فوق ِ بينايی ها»، از لايه ی بيرونی و پديدار ِآن بگذريم و ژرفْ ساختِ آن را با همه ی بُعدهای ناشناخته اش بنگريم ، شاهنامه از يک سو شاهکاری بی همتا در زبان و ادب فارسی و فرهنگ ايرانی است و از سوی ديگر به سبب ويژگی های والای ساختاری ، درونْ مايه ی سخت انسان مدارانه (چشم پوشيده از زن يا مرد بودن ِانسان) و هستی نگر  و فراقومی دارد که آشکارا اثری جهان شمول است . هيچ يک از اثرهای ادبی  ايرانيان تا کنون به اندازه ی شاهنامه در بيرون از ايران و در حوزه های زبان و ادب و فرهنگ ديگران شناخته نشده و ارج و پايگاهی چنين والا نداشته است . 

       از نگاه آموزشی داستان رزم گردآفرید با سهراب نکته های ریز و آموزنده ای در خود دارد در این داستان گردآفرید دختر زیباروی ، پهلوانی و جنگاوری و افسونگری را درمی آمیزد و رزم آورده و نیرنگ می سازد اما در این داستان از دل « نیرنگ » و « افسونگری » ، معنای تازه ای بیرون کشیده می شود که خواننده این نیرنگ ها و افسون ها را ستایش کند !

 

         در این افسانه فردوسی گوشزد می کند یک زن می تواند با بهره جستن از ویژگی های زنانه ی خویش به یاری ایران بشتابد و حتی جایگاهی فراتر از مردان بیابد ، فردوسی بزرگ در اینجا به برتری زنان اشاره دارد که افزون بر برابری در نیروی بازو و خرد ، می توانند با بهره گیری از ویژگی های زنانه ی خود توانمندترین و خردمندترین پهلوانان مرد را نیز به زانو درآورند.

         در حالی که در زمانی کمابیش نزدیک به فردوسی ، در باختر به اصطلاح مردم سالار (یونان / روم ) زنان همسان بردگان بودند اما در ایران نزدیک به همان دوران یعنی دوران ساسانی ، زنان به جایگاه شاهی رسیده اند . از همین روی است که فردوسی بزرگ نیز در شاهکار خود جایگاهی برابر و یکسان به زنان می دهد چرا که او نیز پرورش یافته ی این فرهنگ است.

         باید دانست که همانگونه شخصیت های مرد شاهنامه بد و خوب دارند ، شخصیت های زن هم بد وخوب دارند و به سخن دیگر بدی شخصیت های داستان ها و روایات پیوندی با جنیسیت بازیگر و زن بودنش ندارد.

        زنان در شاهنامه در عین برخورداری از فرزانگی ، بزرگ منشی و دلیری ، از جوهر زنانه به نحو سرشار نیز بهره مندند . زنانی چون سیندخت و رودابه و تهمینه و فرنگیس و جریره و منیژه و گردآفرید و کتایون و گردیه و شیرین هم عشق بر می انگیزند و هم احترام را ، هم زیبایی بیرونی دارند و هم زیبایی درونی و بر خلاف مردان ، همه ی زنان بیگانه ای (همسران پسران - فریدون سلم و تور و ايرج - یمنی اند ، سیندخت و رودابه کابلی است ، فرنگیس و منیژه و جریره و تهمینه و مادر سیاوش تورانی اند . و کتایون زن گشتاسب رومی است . ) که با ایرانی پیوند می کنند ، از صفات عالی انسانی برخوردارند . ( به غیر از سودابه ) این زنان به طرز عجیبی جسارت عاشقانه را با پاکدامنی می آمیزند.

         رودابه مانند ژولیت با آن که می داند خانواده اش با خانواده ی زال دشمن اند ، در پروردن عشق خود کمترین تردیدی به دل راه نمی دهد ، زال را پنهانی به قصر خود فرا می خواند ، آنگاه با لطف و دلبری بی نظیری ، گیسوان خویش را از بام فرو می افشاند ، تا او کمندوار دست به آن بزند و به فراز کاخ برود .

         تهمینه حتی از او هم جسورتر است . رستم که به دنبال اسب گم شده ی خویش به خانه ی آنها می رود و مهمان می شود و در اتاق خود آرمیده است ،  بی هیچ ترس و تردید و حسابگری ای ، پنهانی به خوابگاه او می رود و به او می گوید : من نادیده عاشق تو شده ام ، بیا با من ازدواج کن ! تهمینه پس از شنیدن خبر مرگ پسرش سهراب بیش از یک سال زندگی نمی کند .

        جریره پس از مرگ پسرش فرود بر سر نعش او خود را خنجر می زند و می کشد .

        رودابه پس از مرگ رستم چندی دیوانه می شود و سپس حالت ترک و تسلیم در پیش می گیرد .         

        کتایون پس از مرگ اسفندیار سرنوشتی همانند رودابه دارد .

        شیرین نیز پس از مرگ خسرو زندگی را از خود می گیرد . 

       فرنگیس دختر افراسیاب همسر سیاوش که شوهرش در میان همه ی مردان زمان خود بی نظیر است و به دست پدرش کشته می شود ، است به دلیل پشتیبانی از همسرش ، پدرش قصد جان او را می کند و او با پسرش کیخسرو سال ها آواره می شود تا بالاخره با وی به ایران فرار می کند .

       بر خلاف آن چه در پيشينه ي افسانه هاي ملل بوده كه پهلوانان و قهرمانان از وصلت خدايان با مردم به دنيا مي آيند در شاهنامه تمام قهرمانان از بطن زن زمینی نه الهه به دنيا مي آيند .

       در شاهنامه آن گاه كه مردان از انديشه باز مي ماندند زنان وارد ميدان انديشه وكارزار مي شوند و گره ها را مي گشایند . سين دخت هنگامی كه مي بيند همسرش مهراب سخت نگران و وامانده از نبرد با ايران و ارتش منوچهر شاه است خود پیش مي رود تا مشكل را حل بكند .

      آن گاه كه گژدهم به دست سهراب دستگير مي شود دخت او گردآفريد كه خود را نگاه بان دژ سپيد مي داند ننگ سكوت را بر نمي تابد و با پوشيدن زره پنهان كردن گيسوان خود زير كلاه همانند يك مرد به نبرد سهراب مي رود . دليري و شجاعت از ويژگي هايي درخشان زنان شاهنامه است .

      چهرزاد ، دخت بهمن نخستين زني است كه در شاهنامه پادشاه ايران شده و سي و دو سال پادشاهي كرده است . پوران دخت و آزرم دخت نیز به پادشاهي رسیده اند . گرديه نيز پس از ابراز لياقت و كارداني از سوي خسرو پرويز به شهرباني ري برگزيده مي شود .

       سيمرغ پرنده اي افسانه اي چهره اي زنانه دارد که دلسوزي و نگهداري از زال در كوه كنار جوجه هايش نمايانگر خوي زنانه – مادرانه ي اين پرنده ايراني است . 

       زنان از به خطر رفتن فرزندان دلگير و پريشان مي شوند . هنگامي كه رستم به نبرد مازندران مي رود رودابه اين گونه پريشان حال مي گردد و از مرگ نوه اش وتهمينه از مرگ پسرش سهراب سوگواري مي كند .

     از دیدگاه ملیت شخصیت‌های زن در شاهنامه را می توان در چهار رده بخش‌بندی کرد : 1ـ شاهان ایرانی 2 ـ پهلوانان ایرانی 3 ـ شاهان انیرانی 4 ـ پهلوانان انیرانی

     شخصیت های مرد و زن انیرانی در شاهنامه به سه دسته‌ی بخش بندی می شود : 1- تورانیان (و هم‌ پیمانان آنها)  2 - رومیان 3 - تازیان

تفاوت نقش زن در شاهنامه با سایر آثار ادبی فارسی

      زنان در شاهنامه فردوسی بسیار برتر از زنان دیگر منظومه های ادب پارسی اند . شیرین در خمسه ی نظامی زنی است عاشق پیشه که جز عشق هیچ از او نمی دانیم اما شیرین در شاهنامه زنی است خردمند و دلاور که زندگی می کرده است و در زندگی عاشق هم شده است . این شیرین بسیار باورپذیرتر از شیرین نظامی است . حضور زن در شاهنامه نه تنها فرعی ، فرودست نشانده و کمرنگ نیست بلکه در بعضی موارد این حضور جوهره اصلی داستان را به خود اختصاص داده است.

زن در بین النهرین

      زن در بين النهرين نيز حيات را آفريده و او را يك رب النوع و الهه یا ایزد و سرچشمه زندگی  مي‌دانستند و نظام اجتماعی بر ميزان ابتكار زن در خانواده استوار بوده است .

      ويل دورانت به دليل توانايي زن در فرهنگ اجتماعی مي‌گويد :  « وظيفة پدر در منزلتي عرضي و كوچك » قرار داشته است .

      گوردن چايلد در كتاب سير تاريخ عنوان مي‌كند : در بين ملل كشاورز زن عامل خويشاوندي است .

      ا.ت. او مستد در كتاب تاريخ شاهنشاهي هخامنشي مي‌نويسد :  حمورابي پيشينه‌اي را براي از راه به در بردن يك كنيزك نامزد شده كه هنوز در خانة پدر زندگي مي‌كند ذكر مي‌كند ، مرد بايد كشته شود و زن آزاد گردد .

 

یادداشت :

       در آیین زرتشت یک روز از سال به نام روز زن نامگذاری شده است. مردم ایران روز پنجم اسپندار­مد « اسفند » را جشن می­گرفتند و به آن عید زن می­گفتند. در این روز که تقدیر و تشکری از زحمات زن محسوب می­شد ، مرسوم بود که مردان برای زنانشان هدیه­هایی ارزنده تهیه کرده و به آنان تقدیم کنند .

        سه چهار بیت در شاهنامه جنبه ی الحاقی دارند و یا مناسبت هایی در پشت آنهاست که مغرضان و ناآگاهان آن را نادیده انگاشته اند که مشهورترین آنها بیت الحاقی و مجعول زیر که منتصب به داستان سودابه و سیاوش و خیانت وی به همسرش در شاهنامه است :

زن و اژدها هر دو در خاک به                   جهان پاک از این هر دو ناپاک به

 

منابع:

آموزگار، ژاله: تاریخ اساطیری ایران ، چاپ ششم ، تهران ، سمت ، 1383

هینلز، جان: شناخت اساطیری ایران ، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی ، چاپ هشتم ، تهران ، نشر سرچشمه ، 1382

چهرهء زن در اساطیر ایرانی طاهره جعفرقلیان

Bottom of Form

زن در اساطیر ژرمنی در قیاس با اسطوره‌های زن در شاهنامه فردوسی پژوهشگر مژگان پژمان‌مهر

http://www.shahnamehvairan.com       

http://www.lifekowsar.com

http://ariapars.persianblog.ir  

http://mehremihan.ir/shahnameh

http://iran.epage.ir/fa

 

 

 

جاودانان در اساطیر ایران 2

 

تقدیم به احسان و تمامی خوانندگان وبلاگ

        مطالب زیر بنا به درخواست و پرسش هایی که یکی از خوانندگان ( آقای احسان- ز) توسط ایمیل پس از خوانندن چکیده پایان نامه کارشناسی ارشد اینجانب به نام " جاودانان در اساطیر باستان " مطرح کرده بودند تهیه شده است که دوست دارم علاوه بر ایشان آنرا تقدیم به کلیه خوانندگان این وبلاگ کنم .

        نخست باید بگویم اینجانب در پایان نامه خود جاودانان یا بیمرگان و فرشگردکرداران در اساطیر باستان در سه دوره براساس متون به جای مانده از متون دوره فارسی باستان (اوستا) و متون دوره فارسی میانه ( دینکرد ، گزیده های زاداسپرم ، روایات پهلوی و...) و دوره فارسی جدید (شاهنامه فردوسی) بررسی کرده ام . گفتنی است که این بررسی براساس منابع مختلف و همچنین اوستا بوده و نمی توان آنرا جاودانان در دین زردشت خواند ، همچنین باید به این نکته توجه کرد که تعداد و نام جاودانان ذکر شده در متون سه دوره ذکر شده یکسان نبوده به گونه ای که نام برخی در یک دوره موجود و در دوره دیگر ذکر نشده است .

        از آنجا که متن منتشر شده در وبلاگ خلاصه و چکیده ای از پایان نامه است قطعا ً برخی از مطالب از متن اصلی از قلم افتاده است که پرسش های زیر در این مقوله می گنجد .

         پرسش : ماخذ اسطوره چیست ؟ به طور کلی ماخذ اصلی اسطوره ها از آیین ها ، عقاید ، سنت ها ، فرهنگ ، روایت ها و اندیشه های اقوام هند و اروپایی بوده که به دوره های بعد راه یافته است ، اسطور ها اگرچه گاهی به ظاهر حوادث تاریخی را روایت می کنند اما مهم صحت تاریخی آنها نیست بلکه مفهومی است که شرح این داستان برای معتقدان آنها در بر دارد و دیدگاه های آدمی را نسبت به خویشتن و جهان و آفریدگار بیان می کند ، کار های فوق العاده ای که به دست آدمیان زورمند انجام گرفته و اندک اندک شاخ و برگ یافته و به صورت داستان هایی عجیب و غریب در آمده اند و بتدریج تقدس دینی یافته و جنبه الوهیت پیدا کرده اند .

       پرسش : منابع تاریخ اساطیری چیست ؟ کتاب اوستا که زبان آن جزء زبان های دوره باستانی است و مدت ها سینه به سینه نقل می شده در دوره ساسانیان با خطی که بر مبنای خط پهلوی اختراع شده تدوین یافته است که اکنون یکی از منابع محققان در دستیابی به تاریخ اساطیری ایران است البته منابع دیگری چون منابع باستانی هندی ، منابع مانوی ، منابع پهلوی ، منابع عربی ، نگاره ها و سنگ نوشته ها و نوشته های مورخان غیر ایرانی مانند نویسندگان یونانی هردوت ، پلوتارخ و کتزیاس ، منابع ارمنی ، منابع سریانی و در نهایت شاهنامه فردوسی نیر در روشن سازی تاریخ اساطیری باستان ایران نقش بسزایی داشته اند .

       پرسش : نام و محل زندگی بی مرگان و جاودانان در اساطیر چیست و کجاست ؟ بی مرگان و جاودانان در سنت کهن ایران ، نامداران و به خصوص قهرمانانی هستند که نمی میرند و چون زمان معمول زندگیشان به سر می رسد در خواب فرو می روند و یا در جایی پنهان می مانند و هنگام لازم و فرشگرد (دوران بازسازی جهان) به یاری بزرگان دین و مردم می شتابند ، نام این جاودانان بنا به روایات مختلف فرق می کند از میان آنها به شخصیت های چون گرشاسب ، توس ، گستهم پسر نوذر ، کیخسرو پسر سیاوش ، گیو پسر گودرز ، فریبرز پسر کیکاوس ، اوروتت نره پسر زردشت ، گوبد شاه که نیمی از بدنش چون انسان و نیمی دیگر چون چهارپایان بود ، اغریرث برادر افراسیاب پادشاه توران ، یوشت فریان ، پشوتن پسر گشتاسب و غیرو می توان اشاره کرد ، بنابر روایت های باستان جمشید ، فریدون و کیکاوس نیز بی مرگ آفریده شده بودند ولی به سبب ارتکاب به گناه از رده جاودانان بیرون آمدند ، در کتاب بندهشن از متون پهلوی پانزده مرد پارسا و پانزده زن که از بی مرگان هستند به یاری سوشیانس فرزند زردشت که منجی جهان در رستاخیز است نیز می شتابند .

       پرسش : ور جمکرد کجاست ؟ جم یا یمه (در هند) یا جمشید (جم درخشان) ور یا دژی زیرزمینی به نام ورجمکرد (دژ ساخته جمشید) را ساخت زیرا آفریدگار به او هشدار داده بود که مردمان گرفتار سه زمستان هراس انگیز خواهند شد که بر اثر آن همه مردمان و حیوانات نابود خواهند گشت از این رو او تخمه های انواع حیوانات مفید ، خوش نژاد ، انواع  بلندترین ، خوشبوترین و خوش دانه ترین گیاهان و بهترین مردان و زنان ، سوزان ترین آتش ها ، گواراترین خورش ها از هر کدام جفتی را به آنجا برد اوروتت نر که از جاودانان است نیز در ور جمکرد بسر می برد تا پس از اتمام آن زمستان که در پایان تاریخ جهان پیش می آید به همراه جاودانان دیگر دوباره جهان آباد نماید ، البته اسطوره های مشابه آن در داستان طوفان سامی و داستان اسطوره ای در عقاید اسکاندیناوی نیز وجود دارد .

        پرسش : کنگ دژ کجاست ؟ بنا بر متون پهلوی سیاوش بنا کننده گنگ دژ است که به آن سیاوش گرد نیز می گویند . بنابر شاهنامه این دژ بر بالای بلندی ساخته شده است ، بنا به روایت ها کیخسرو در کنگ دژ به دنیا آمده و در پایان جهان باز خواهد گشت ، پشوتن پسر فناناپذیر گشتاسب در این دژ زندگی می کند .

        پرسش : فریبرز کیست ؟ پسر کیکاوس است که با ورود کیخسرو به ایران ادعای جانشینی پدر را داشت ، توس و گودرز ( پدر گیو از جاونان و بی مرگان ) نیز از سلطنت او طرفداری می کردند ، فریبرز در تمامی جنگ های ایران و توران به خونخواهی سیاوش شرکت داشت و سپهدار لشکریان ایرانی بود او نیز از بی مرگان و جاودانان است و چون کیخسرو در خواب پیام ایزدی را مبنی بر زنده رفتن به جهان دیگر را شنید ، فریبرز به همراه گیو ، توس ، بیژن و گستهم پس از ناپدید شدن کیخسرو شبانگاه در میان تند بادی شدید و برفی سخت ناپدید می شود .

        پرسش بهرام ورجاوند کیست ؟ او نمادی از ایزد بهرام است که پس از زردشت می آید . وی به صورت شاه سوار بر پیل سفید آراسته ای برای نجات ایرانیان در برابر بدخواهان و دشمنان از کابل یا هندوستان می آید .

       پرسش : رهام کیست ؟ از پهلوانان ایرانی پسر گودرز است ، در زمان کیخسرو جنگهای مردانه نمود ، وی در جنگ های با تورانیان و جنگ هایی که به خونخواهی سیاوش به فرماندهی گودرز پدر خود و یا رستم انجام شد شرکت کرد . در فارسی و شاهنامه با نام رُهام و در زبان اوستایی رئوهوم یا رئوهائوم است. او همراه کاووس و دیگر پهلوانان به مازندران رفت و گرفتار شد تا رستم آنان را رهانید. در شاهنامه رُهام به همراه بسیاری دیگر از پهلوانان همانند برادرش گیو و برادر زاده اش بیژن پس از ناپدید شدن کیخسرو ، در توفان برف ناپدید می‌شود.

سیاوش پسر کیکاوس

سیاوش پسر کاووس

          در فرهنگ های مختلف بیشتر شخصیت های اساطیری با سرنوشت مشابه اما با نام های مختلف زندگی می کنند ، در فرهنگ باستانی ایران سیاوش پهلوانی ایرانی نژاد با سرنوشتی غم بار است او دست پروده پهلوان رستم پاک نهاد و دارای روحی بزرگ و صلح جو و اعتقادات و اخلاق والای ایرانی است که برای حفظ نفس و پاک مردی خود و برقراری صلح و آرامش در دو سرزمینی که به آنها دلبستگی دارد و پیشگیری از جنگ و خونریزی بین ایران و توران بار ها تا پای از دست دادن جان پیش می رود و به انواع حیله های حاسدان دچار می شود که حاصل آن داستان غم انگیز زندگی او می شود .        سیاوش در باور های باستان

        به سبب اهمیت سرنوشت غم انگیز و جایگاه سیاوش در باور های ایران باستان گل " لاله واژگون" یا " لاله نگونسار " در پاوه و اورامانات و برخی دیگر از مناطق ایران به نام گل " اشک سیاوش " نامیده می‌شود . می گویند این گل در زمانی که گلوی سیاووش پاک‌نهاد با تیغ تیز گرسیوز خونریز بدنهاد آشنا می‌شد ، شاهد ماجرا بود به سبب آن اندوه ، از آن پس گل سر به زیر افکند تا بر بیگناهی سیاووش آرام آرام اشک بریزد در در نقش سرستون‌های ساسانی‌ها در طاق بستان در کنار نقش پادشاه ساسانی نیز لاله واژگون یا لاله نگونسار دیده می‌شود .

         به روایت مشهور سیاوش از ازدواج زنی از نسل گرسیوز با کیکاووس زاده شد . کیکاووس از سلسله کیانیان ، سیاوش را به رستم سپرد ؛ رستم، در زابلستان ، سیاوش را آیین سپاه راندن و کشورداری آموخت. چون سیاوش از زابلستان به کاخ پدر بازآمد ، کاووس وی را نواخت و به شادی آمدن فرزند جشنی برپا کرد. سودابه دختر شاه هاماوران و همسر کیکاووس و نامادری سیاوش ، عاشق و شیفته او شد چنان که در نهان ، پیکی به سوی سیاوش فرستاد و او را به شبستان شاهی فراخواند ؛ سیاوش نپذیرفت. روز دیگر ، سودابه نزد شهریار رفت و از وی دستوری خواست که سیاوش را به شبستان بفرستند تا وی از میان دختران همسری برای خود برگزیند . سیاوش ، به ناچار به شبستان رفت . در بار سوم ، سودابه ، سیاوش را به نزد خویش فراخواند اما سیاوش برآشفت و به تلخی از آنجا برخاست . سودابه ، کاووس را باخبر کرد و سیاوش را متهم ساخت . کاووس ، در این اندیشه بود که سیاوش را به کیفر گناه بکشد اما در آزمایش ، شاه نخست جامه و دست سودابه را بویید و در آن بوی شراب یافت و در دست و بر سیاوش ، بوی گلاب به مشامش رسید ؛ و دانست که سودابه به ناراستی سخن گفته است و پسرش بی‏گناه است . خواست که سودابه را بکشد ، از شاه هاماوران اندیشه کرد که به کین‌خواهی برخیزد ؛ پس به سخن موبدان ، آتشی برپا کرد که گناهکار را از بی‏گناه جدا سازد ؛ سیاوش در این آتش رفت . سیاوش ، این آزمایش را پذیرفت ؛ و روز دیگر در آتشی که کاووس آماده کرده بود ، با اسب شبرنگ خویش وارد شد و تندرست از آن بیرون آمد. چون شاه خواست سودابه را بکشد ، سیاوش وساطت کرد ومانع این کار شد .

         سیاوش به دلیل بی‌وفایی پدرش کیکاوس به توران گریخته و از طرف افراسیاب پادشاه توران به گرمی پذیرفته شد . او نخست با دختر پیران ویسه به نام جریره ازدواج کرد که حاصل ازدواج سیاوش و جریره پسری است به نام فرود ( فرود به معنایی فروتن وخاکی وکسی که به ملایمت با دیگران رفتار می نماید است ) و سپس به پیشنهاد پیران با دختر افراسیاب به نام فرنگیس ازدواج کرد که حاصل ازدواج سیاوش و فرنگیس پسری است به نام کیخسرو است . سرانجام به خشم افراسیاب دچار گشته و کشته شد. ایران و توران بر سر این خون ناروا در هم آویختند و قرن‌ها خون ریزی شد.

سرنوشت سیاوش از زبان شاهنامه فردوسی

       در شاهنامه فردوسی حکایت سیاوش و داستان رستم پهلوان برای انتقام گیری خون اوبزرگ‌ترین اعجاز در میدان جنگ را به نمایش می گذارد .

       فردوسی داستان او را چنین آغاز می‌کند : دو سردار ایرانی ، توس و گیو برای شکار نزدیک مرزهای توران رفته بودند . در میانه‌ی شکار وجنگل به دختری برمی خورند . گیرایی و زیبایی دختر چون تیر بر دل دو پهلوان می نشیند ، این پهلوانان سالخورده و سپید موی بر سر تصاحب دختر به سختی بگومگو می کنند. یکی می گوید من او را نخست دیده‌ام . دیگری می گوید من او را گرفته‌ام . سرانجام او را نزد کیکاوس می بردند. سرگذشت خود بیان می کنند. کیکاوس نیز کشمکش را به نفع خود پایان می دهد.

      به گفته‌ی فردوسی این دختر اصلیتش تورانی و از نسل گرسیوز برادر افراسیاب است که با شهریار ایران درآمیخته و در نتیجه سیاوش پدید آمده است .

      فردوسی می گوید پرورش سیاوش را به رستم پهلوان سپردند تا جنگاوری آشنا به رزم و پهلوانی ماهر در بکارگیری اسلحه شود اما او بیش‌تر از جنگ به صلح علاقه داشت .

      فردوسی زیبایی سیاوش را از نیرو و زور و قدرتمندی او جدا نمی‌کند. زیبایی سیاوش هوش از سر زنان می‌ربود. در همان حال روحش نیز مانند جسمش زیبا بود . او پاکدامنی آسمانی بود .

      به گفته فردوسی سیاوش با این ویژگی‌های مردانه در محیطی نا مردانه با دشواری‌ها و ماجراهای مهلک برخورد کرده است .

       نخستین ماجرا با نامادری‌اش سودابه بود . سودابه زنی بود با زیبایی مشهور، او به سیاوش جوان نرد عشق باخت در حالی که او پسر خوانده‌اش بود . چون پاسخ رد شنید ، گزارش به کیکاوس برد . با روی خراشیده به حضور رسید و گفت : پسرت سر و صورتم خراشید و خواست بر من دست یازد و بهتانی زد . سیاوش از سر راستی سرگذشت را گفت . پادشاه در میان پسر و زنش مانده بود. به پیشنهاد مؤبدان ، دستور داد تا هردو برای شناختن گناه کار از آتش بگذرند . سیاوش از آتش گذشت و در امان شد .

      دومین ماجرا : خاقان توران قسمتی مهمی از ایران زمین را تصاحب کرد . کیکاوس غریو جنگ سر داد و پسرش سیاوش را فرمانده‌ی سپاهیان کرد . رستم نیز با سیاوش جنگ را به خوبی پیش برد . تورانیان از ایران زمین بیرون شدند . اکنون جنگ از دفاع به حمله عوض شد . سپاه ایران می‌باید که وارد خاک توران شود . در این میان فرستادگان افراسیاب رسیدند . افراسیاب درخواست سازش داشت . سیاوش پذیرفت . برای پایان دادن به جنگ ، خبر به پدر رساند . کیکاوس از پیشنهاد سیاوش برآشفت . او را از فرماندهی بر کنار کرد . دیگری را جانشین کرد و فرمان به ادامه‌ی جنگ داد . سیاوش پیشنهاد صلح را از فرمان پدر بهتر دید . از ایران بیرون شد و با سوارانی چند به توران و افراسیاب پناه برد .

سیاوش با این کار در پی آن بود که فرصتی برای رسیدن به هدف بزرگش بیابد . هدف این بود نگذارد خونی که آمیخته از دو کشور در وجودش بود ، بیهوده بر زمین ریزد . سیاوش در توران در نامه‌ای به پدر هدفش را چنین بیان می‌کند : « من به این جوانی ، اندیشه و خرد خود را پاس داشتم و بر نفسم چیره شدم . حرم شهریار نخستین اندوه را بر من آورد ، به گذشتن از آتش وادار شدم .  از این حال نیز رسته و پس از آن به جنگ پرداختم ، پیروز شدم ، سرانجام سازش کردم ، سازشی که دو جهان از آن شاد شوند اما قلب شاه به سنگ مبدل شد . »

       اما در توران ، افراسیاب در خواب سیاوش را دیده بود ، در تعبیر آن به او گفتند که اگر با این جوان ستیز کند یا او به دستش جان دهد ، تاج و تختش پایمال می‌شود ، توران ویرانه می‌گردد و خون جهان را فرامی‌گیرد . از این رو افراسیاب می‌خواست دل سیاوش را با خود همراه سازد . سیاوش نیز افراسیاب را دوست می‌داشت . می‌خواست با توران رشته‌های پیوند ببندد تا به هدفش برسد . از این رو به پیشنهاد پدرانه سردار پیران با فرنگیس دختر افراسیاب ازدواج کرد .

        سپس افراسیاب یکی از زیباترین بخش‌های توران را برای آسایش و زندگی دامادش برگزید . سیاوش در آن جا بنایی مناسب با روحیه‌ی صلح طلبش ساخت . این بنا به نام سیاوش گرد شاهکار جامعی از زیبایی‌های دو جهان بود .

         اما با فتنه گری های گرسیوز سرانجام همه چیز به پایان رسید. قلب افراسیاب از مهر سیاوش خالی شد ، خشم چشمان افراسیاب را بست و به جلاد دستور داد سر سیاوش را از تن جدا کنند. در این لحظه‌ فرنگیس دختر افراسیاب آمده و دلسوخته حکایت از بی‌گناهی سیاوش کرد .  از پدر درخواست کرد تا سیاوش بخشیده گردد . اما این خواهش‌های او کاری از پیش نبرد و کم مانده بود که حتی خود نیز کشته شود اما سرانجام با خواهش برخی ندیمگان مجازات مرگ او به زندان تغییر یافت .

        کار جلادی را سرداری به نام " کرو " انجام می‌داد . این شخص در یک همآوردی ، از سیاوش بی گناه آن ستمدیده بزرگ و صلح جوی ایران و توران شکست خورده بود ، سپرده شد او اکنون می خواست در این فرصت گرانبها سیاوش را بکشد ، که با وساطت نزدیکان شاه و تغییر مجازات ، به نیت پلید و خواستش شومش نرسید .

        بنابر گفته شاهنامه در نبردی ناجوانمردانه افراسیاب سیاوش را سر می برد ، از محلی که خون سیاوش بر آن ریخته گیاهی به نام " خون سیاوشان یا پرسیاوشان " می روید . رستم به خونخواهی سیاوش ، سودابه را می کشد و به دربار افراسیاب لشکر می کشد و بدین ترتیب فصل جدیدی از نبرد های ایرانیان و تورانیان آغاز می شود .

یادداشت

         سیاوش یا سیاووش (یا سیاوخش صورت پهلوی آن) از شخصیتهای مظلوم شاهنامه و فرزند کیکاووس از پادشاهان کیانی است . صورت اوستایی این نام سیاورشن به معنی دارندهٔ حیوان (اسب) نر سیاه است. در شاهنامه نیز اسب سیاوش با صفت شبرنگ (به رنگ شب = سیاه) آمده است .

 

منابع

سایت باشگاه اندیشه-نوشته پرویز شاهمرسی

 ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

نوشته حامد منوچهری کوشا

ملاک برای انتخاب شغل چه می تواند باشد ؟


         انتظار شما هنگام انتخاب شغل چه بوده و به چه عواملی توجه می‌کنید ؟ باید بدانید چرا یک حرفه را انتخاب کرده اید . آیا فشار خانواده , برداشت شما از شغل و ارزش و جایگاه اجتماعی آن در انتخاب آن نقش داشته است یا عوامل دیگری در انتخاب شغل شما موثر بوده است ؟

        عوامل تأثیرگذار در انتخاب شغل عبارتند از:  اعتماد به نفس ، نوع شخصیت ، میزان توانمندی‌ها ، نفوذ والدین ، توجه به علایق و ارزش‌ها ، سطح اقتصادی و... در انتخاب شغل باید ببینید کدام یک از این عوامل روی شما بیشتر تأثیر می‌گذارند و برایتان مهم هستند . توانمندی‌ها و شایستگی‌ها در انتخاب شغل نقش مهمی را ایفا می‌کنند.

        در انتخاب شغل دو نکته مهم نقش مؤثری دارند ، یکی آنکه از توانمندی لازم برای انجام آن برخوردار باشید و دیگر آنکه آیا می‌توانید مطالب و موارد لازم را در این خصوص بیاموزید . باید بدانید کدام ارزش‌هاست که به زندگی شما معنا می‌بخشد و بعد در انتخاب شغل خود آنها را در نظر بگیرید.  

        جان‌هالند (روانشناس) معتقد است که انتخاب شغل به نوعی ابراز شخصیت است. به نظر او انتخاب یک شغل منعکس‌کننده‌ انگیزه ، دانش ، شخصیت و توانمندی یک شخص است و طرز تلقی ‌شما را از زندگی نشان می‌دهد.  بسیاری از افراد تحت فشار زندگی و انتظار دیگران مجبور می‌شوند بدون اینکه آمادگی لازم را داشته باشند ، شغلی انتخاب کنند.

       فرایند انتخاب شغل را با پیروی از مراحل زیر و رعایت آنها انجام دهید :

       ابتدا علایق ، توانمندی‌ها ، ارزش‌ها و اولویت‌های خود را شناسایی کنید . این پرسش‌ها را در ذهن داشته باشید: من چگونه می‌خواهم زندگی کنم ؟ چه علایقی دارم ؟  دوست دارم کجا زندگی کنم و چگونه محیطی را برای انجام کار ترجیح می‌دهم ؟

      دامنه انتخاب‌های خود را محدود نکنید ، مشاغل دیگری را در نظر بگیرید که می‌توانید آنها را انجام دهید و به علایق و ارزش‌های خود توجه کنید .

      اطلاعاتی درباره مشاغل دیگر جمع‌آوری و آنها را هم ارزیابی کنید . از خود بپرسید در چه کاری می‌توانید موفق‌تر ظاهر شوید ؟ کدام شغل بیشتر با خصوصیات شما همخوانی دارد ؟ باید شغلی انتخاب کنید که با استعدادها ، ارزش‌ها و علایق شما تناسب داشته باشد . بررسی کنید چه نیازهای آموزشی را می خواهد و جنبه‌های مثبت و منفی آن چیست ؟ با کسانی که در این مشاغل اشتغال دارند گفت‌وگو کنید.

      بعد از ارزیابی و تهیه فهرست وقت کافی برای اولویت‌بندی آنها صرف کنید .

      به نتیجه انتخاب خود توجه کنید ، تصمیم بگیرید و برنامه‌ای بریزید و اقدام به عملی کردن آن کنید .

      اگر شغل نتوانست شما را راضی کند ، مجبور نیستید تمام عمر به آن مشغول باشید . هم خود شما و هم دنیای کار به مرور زمان تغییر می‌کنند ، خود را با تغییرات هماهنگ کنید اما ممکن است تغییر دادن شغل هم تفاوتی ایجاد نکند . تغییر شغل لزوما نارضایتی را از بین می‌برد ، باید بدانید چه عواملی سبب ناخشنودی شما از شغل فعلی‌تان شده‌اند .

       کارتان می تواند تفاوت قابل ملاحظه‌ای در کیفیت زندگی‌تان ایجاد کند می‌توانید بر زندگی دیگران اثر بگذارید .

      می‌توانید ابتدا به انتظاری که از شغل‌تان دارید توجه کنید ، می‌توانید در شغل فعلی‌تان تحولی به وجود آورید یا شاید بتوانید مهارت‌هایی کسب کنید که سرانجام شما را به خواسته‌تان برساند . بهتر است کاری را انتخاب کنیم که شخصیت‌ شما را به عنوان یک انسان مشخص کند . کار به تنهایی نمی‌تواند باعث احساس موفقیت شود .     

      اشخاص از بسياري جهات با يكديگر متفاوتند . هر يك از افراد داراي صفات و ويژگي‌هايي هستند كه در مجموع هستي آن ها را تشكيل مي‌دهد . هرچند بعضي اشخاص شباهت‌هايي با هم دارند ولي هيچ‌گاه دو نفر به طور كامل شبيه هم نيستند . به عبارت ديگر اشخاص، منحصر به فرد هستند . شخصيت ، مجموعه‌اي از ويژگي‌هاي رواني - اجتماعي است كه در فرد به صورت پايدار وجود دارد و بر رفتار و تفكر وي اثرگذار است . هر شغل داراي ويژگي‌هايي منحصر به فرد است ، یک شغل نيازمند كار فكري است يک شغل دیگر نیازمند کار جسمي است ، یک شغل محيط شلوغ دارد يک شغل محیط خلوت دارد ، یک كار به ‌تنهايي انجام مي‌شود یک کار با گروه انجام می شود . در مقابل ، افراد هم داراي ويژگي‌هاي شخصيتي هستند ، دوست دارند به‌تنهايي يا در گروه كار كنند ، برخي به فعاليت‌هاي ذهني و برخي به فعاليت‌هاي جسمي علاقه دارند ، برخي مسئوليت‌پذير و برخي مسئوليت‌ناپذير هستند.     بعضي مشاغل براي افراد سربه‌زير و ساكت مناسب است در حالي كه تعدادي از مشاغل براي افراد برونگرا و سازگار مناسب به نظر مي‌رسد .  

      شركت‌هاي ژاپني شخصيت افراد را مقدم برتخصص و مهارت آن ها مي‌دانند . به اعتقاد بسياري از کارشناسان وجود تناسب بين شخصيت و ويژگي‌هاي شغلي باعث ايجاد رضايت بيشتر فرد ،  ايجاد انگيزه‌هاي درونزا در فرد ، افزايش كارايي ، خلاقيت و مسئوليت‌پذيري خواهد شد و در صورت عدم وجود اين تناسب نمي‌توان آن را با انگيزه‌هاي بيروني مانند پول، پاداش و ... جبران كرد .        

     براساس نظريه شخصیتی انتخاب شغل ، انسان با توجه به ويژگي‌هاي شخصيتي خود ، شغلي را برمي‌گزيند كه برآورنده نيازهايش باشد . افرادي كه مشاغل يكساني را انتخاب مي‌كنند تا حدود زيادي ويژگي‌هاي شخصيتي مشابهي دارند .

     به نظر جان ال هالند شخصيت افراد 6 نوع است : 1 – كاوشگر 2 – هنرگرا 3-  اجتماعي 4 -  واقع‌گرا  5-  سنت‌گرا   6-  سوداگر

     استعداد نیز ، عامل مهمی در موفقیت یا عدم موفقیت افراد در مشاغل و رشته‌های انتخابی‌شان است . افراد دوست ندارند به کارها و اموری بپردازند که علاقه و گرایشی به آنها ندارند . در واقع هدف عمده انتخاب شغل دستیابی به درآمد حاصل از آن است . بالا بودن بازده و کارآیی اقتصادی برخی مشاغل توجه افراد را به خود جلب می‌کند و موجب گرایش افراد به آن زمینه‌ها می‌گردد . تقریبا تمام افراد تمایل دارند شغلی داشته باشند که از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار باشند .

     رضايت شغلي يكي از عوامل بسيار مهم در موفقيت شغلي است. رضايت شغلي عاملي است كه باعث افزايش كارايي و نيز احساس رضايت فردي مي‌شود که براثر عوامل متعددي حاصل مي‌شود ، رضايت شغلي نوعي احساس مثبت فرد به شغلش است كه زاييده عواملي چون محيط كار ، روابط حاكم بر محيط كار ، عوامل فرهنگي و از همه مهم‌تر ماهيت و چگونگي خود شغل است.

     شغل قسمتی از وجود ، هستی ، زندگی ، آینده و روند تکاملی شخص در مسیر تعالی و  شکوفایی فرد محسوب می گردد . شغل مانند زندگی مسیری جهت رشد ، پویایی ، تحول و تکامل را پیش رو دارد. بنابراین آنچه از اشتغال به دست می آید ، دستمزد نیست ، بلکه رشد و تکامل یکی از اساسی ترین وعمده ترین ابعاد انسان است که بااشتغال حاصل می شود . 

     برای انتخاب مناسب شغل لازم است از هم اکنون با تدبر و اندیشه ای مضاعف از سه طیف عمده ،  خودشناسی ، حرفه شناسی ، محیط شناسی بگذرید . اگر بدون توجه به سطح هوش ، علاقه ، استعداد و یا بدون توجه به مهارت های لازم یک حرفه و حتی عدم اطلاع از نیاز جامعه هر شغلی را انتخاب کنید منجر به شکست ، تغییر شغل ، فرسودگی شغل و احیاناً بیکاری خواهد شد. برای پیشگیری از این وضع بجاست که به طور منطقی خود را تحلیل کنید ، ویژگیهای خود را غربال بزنید و ببینید که با توجه به همه شرایط در چه مشاغلی بهتر توفیق میابید.

توجه به نکات ذیل هنگام انتخاب شغل مفید است :

      هر مقدار پولی می تواند تبدیل به یک کسب و کار موفق شود ، فقط باید مواظب بود ، انتظارتان به اندازه همان سرمایه باشد .

      اگر احتمالا کالایی به سختی و با قیمت بالاتر بین مغازه ها توزیع می شود . ابتدا تعداد محدودی از آن را از مرکز استان خود تهیه کنید و بین مغازه ها توزیع کنید. اگر بازار خوبی بود و توانستید فروش را انجام دهید ، تعداد بیشتری را دوباره خریداری و توزیع کنید . این کار را ادامه دهید تا هم به سودآوری خوبی برسد هم اعتبار خوبی کسب کنید . حال که اعتبار دارید جذب سرمایه برای شما آسان تر است. سرمایه ای از دوستان یا آشنایان جذب کنید و او را شریک کنید. حالا در کنار جنس اصلی ، کالای خودتان را توزیع کنید و کم کم کالای خودتان را جایگزین جنس اصلی ، کالای خودتان را توزیع کنید و کم کم کالای خودتان را جایگزین کالای اصلی کنید .

    می توانید در کسب و کار دیگران شریک و یا با اعتمادسازی از میان اقوام و دوستانم و سایر افراد سرمایه گذار جذب کنید .

    فروش هدایای توریستی در شهرهای تاریخی نمادی از آن شهر ، خواربار فروشی محلی کنار مجتمع های مسکونی ، خشکشویی ، تعمیرگاه یا تعویض روغن یا تنظیم باد خودرو ، راه اندازی فروشگاه اینترنتی کارت شارژ  ، نمونه از راه اندازی یک کسب و کار کوچک و کم هزینه است .

    گرفتن نمایندگی یک شرکت معتبر و پر فروش به صورت محلی یا شهری مانند نان آوران ، سامسونگ یا ال جی ، قطعات خودرو ، ایساکو یا سایپا ، لوازم خانگی ، ایزوگام ، شیشه و بلور در کسب و کار ریسک و خطر کمتری دارد .

      نوسانات بازار ارز و ارزش ریال , صادرات و واردات و ارتباط با بازار خارجی را دچار مشکل کرده است .

      شغل های مرتبط با لوازم آرایشی و بهداشتی با کیفیت خوب معمولا ً در محله های متوسط به بالا مورد استقبال قرار می گیرد البته اگر مغازه جایی خوب و با تردد زیاد مشتری باشد .

     برای راه اندازی تمامی شغل ها باید مغازه مشابه دیگر نزدیک مغازه شما نباشد .

     مبل های بادی و تخت خواب بادی و ماشین های بچه گانه کار لوکسی است و باید همراه کالا های دیگر فروخته شود و احتیاج به سرمایه بیشتر دارد .

      کلوپ بزرگ بازیهای ویدیوئی نیز در سطح کشور کم و بازار خوبی می تواند داشته باشد .

      راه اندازی دفتر خدماتی صرفا ً برای جشن تولد بچه ها ، البته می توان در جشن تولد برنامه های عروسکی , بازیهای مختلف و خوردنی هایی که بچه ها دوست دارند و را ارائه داد .

      تاسیس یک کارگاه قند خرد کنی نیز از کسب و کار های کوچک ور بازده است .

      این نکته را باید در نظر داشت که برای راه اندازی یک کسب و کار شما تنها نیاز به داشتن سرمایه ندارید بلکه اعتبار اخلاقی ، اعتبار خانوادگی مخصوصا ً در شهر های کوچک ، شناخت بازار محل خود ، شناخت مراکز تجمع جوانان و یا خانواده ها ، شناخت تفریگاه های دائمی وفصلی ، شناخت اجناس و نوع خدمات ، گوش دادن به اخبار مراکز استان ، عدم توجه به وعده های غیر محقق دولتی و حسابداری دارید .

      شغلهای فصلی همیشه درآمد زا هستند اما زمان رکود درآمد را هم دارند که باید به آن بسیار توجه نمود .

      وارد کردن لباس کودک از تایلند و عروسک ، بدلیجات از چین و توزیع و فروش از طریق اینترنت نوعی از کسب و کار است .

      هنگام راه اندازی یک شغل همه جوانب را بسنجید و برای شروع آن فورا ً در ابتدا دنبال گرفتن جواز از اتحادیه و شهرداری نروید و هزینه ای ندهید بلکه مدتی کار کنید تا اگر موفق نشدید آن را رها کنید زیرا در صورت تشکیل پرونده در شهرداری و دارایی ، عوارض و مالیات کسب و کار محاسبه می گردد .

     برای شروع لازم نیست همه جنس های یک سوپر مارکت را بیاورید ، می توانید اجناسی که فروش بالاتری در محل یا مدارس محل دارند بیاورید مانند کیک ، نوشیدنی و

     شغل هایی مانند پرورش قارچ نیاز به نیروی کار و سرمایه گذاری دارد و باید اطلاعات دقیقی از وضعیت بازار داشته باشید و یک نفره نمی توان آن را راه اندازی کرد بهترین راه این است که با یک کارخانه تولید قارچ وارد کار شده و همکاری کنید . تولید کنید و به صورت مستقیم به کارخانه بفرستید و با بازار هم کاری نداشته باشید .   

       از نظر برخی افراد بهترین شغل در ایران که نیاز به سرمایه زیاد ندارد و ریسک پایینی دارد دلالی است که خیلی زیاد به آنها جواب داده است .

        راه های زیادی برای تبلیغ وجود دارد ، یک راه تبلیغ برای شغل تبلیغ در روزنامه است که کمتر از یک ماه پیاپی زیاد تاثیر چندانی نخواهد داشت وتبلیغ در سایت های اینترنت معروف نیز خوب است .

        فروش عروسک ، وسایل تزیینی ، ساندویچ ، تن ماهی و وسایل نورانی در چادر و بازار های کنار جاده های شلوغ جاذبه خاصی داشته و بازده خوبی دارد .

        باید توجه داشت که راکد گذاشتن سرمایه نیز کار درستی نیست .

       کسب و کار های خدماتی مانند پیک موتوری ، تاکسی تلفنی ، در زمینه چاپ و تبلیغات با داشتن یک دستگاه چاپ فلکس و بنر هیشه مشتری داشته است .

        در تجارت کنونی جهان ، بحثی تحت عنوان فقر همسایه با فروش کالاهای ارزان مطرح وجود دارد این موضوع در ابتدا با کشور ژاپن شروع شد که کالاهای ارزان و با دوام تولید می کرد ولی با جنگ جهانی دوم این مساله بعنوان یک شکست تجاری شناخته شد . اخیرا چین و برخی از کشورهای های دیگر ، راهبردی مشابه را در پیش گرفتند و آن ارائه کالاهای ارزان و بی کیفیت هست با این تفاوت که پتانسیل های چین با ژاپن بسیار متفاوت و قابل مقایسه نیست . در این راهبرد چین مدتی به ارائه کالا با قیمت ارزان و بی کیفیت (در گریدهای متفاوت) می پردازد با این کار در ابتدا ذائقه درخواست کالای باداوم و با عمر بالا را در مشتری از بین می برد ، در مرحله دوم با قیمت پایین کالا ها ، کلیه تولیدکنندگان داخلی را به فروشنده های مستقیم خودش تبدیل می کند پس از اینکه شما به یک تاجر صرف و مصرف کننده درجه ده تبدیل می شوید حالا همان کالای درجه ده خودش را به قیمت بالا به شما می فروشد و چون صنعتی برای مبارزه نیست شما مجبور به قبول شرایط چین خواهی شد ، یعنی پختن قورباغه به آب سرد

        یکی از اصول موفقیت این است که همیشه اولین نفر در برپایی شغل در محل و منتخب باشید و مطمئنا ً با سرمایه اندک نمی توان بهترین و سود آورترین کارها و شغل ها را داشت .

یادداشت

       اگر قورباغه را مستقیما ً در آب گرم و چوش بیندازید تحمل نمی کند و فورا ً بیرون می پرد اما اگر در ظرفی محتوی آب سرد قورباغه ای را بیندازید و سپس به مرور آب را گرم کنید متوجه آن نشده و سرانجام با گرما و جوش آمدن آب می میرد .

منابع

      مهارت‌های زندگی و شغل  - ترجمه یکتا فراهانی , سايت مشاوره ي وزارت نفت

www.msnbc.com              

    28/10/90

بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک

بازاریابی برای کسب و کار های کوچک

جی کنراد لوینسون نویسنده بیش از ده کتاب در خصوص بازاریابی پارتیزانی است. معاون رییس و مدیر خلاق در شرکت جی والتر تامپسون و لئو برنت و رئیس بازاریابی پارتیزانی بین المللی در یک شرکت مشاوره ای در خدمت کسب و کارهای بزرگ و کوچک در سراسر جهان است ، او پیرامون بازاریابی پارتیزانی می گوید : بسیاری از فرصت های بازاریابی به آن معنا نیست که نیاز به سرمایه گذاری و منابع زیاد پولی داشته باشد .

بازاریابی شامل نام تجاری کسب و کار برای فروش یک محصول یا خدمات ، ساختار ، روش خدمات رسانی ، رنگ ، اندازه ، شکل ، بسته بندی محصول ، محل کسب و کار ، نحوه تبلیغات ، روابط عمومی ، وب سایت ، امضای ایمیل ، پیام صوتی بر روی دستگاه تلفن و پرسش های تلفنی ، نجوه ارائه فروش ، آموزش ، نحوه حل مسئله ، طرح ریزی برای رشد ، نمایندگان و نحوه پیگیری آنها ، نگرش و هر چیزی که موجب شور و شوق شما برای انجام کسب و کار است .

به تعبیری .بازاریابی هنر جذب مشتریان و تغییر ذهنیت آنها برای علاقه مندی و وفاداری به شما است آن چه که هرگز قبل از خرید وجود نداشته و احتمالا در یک لحظه و یک ماه و یا حتی یک سال با دیدن علامت تجاری یا نوع محصول و خدمات اتفاق می افتد .

بازاریابی نه یک واقعه بلکه یک فرایند است ، بازاریابی ممکن است یک سری از حوادث باشد و اگر شما یک بازاریاب پارتیزانی باشید ، بازاریابی برای شما شروع و وسط داشته اما پایان ندارد .

بازاریابی حقیقتی جذاب و توجه به فرصت ها و فکر کردن به چشم انداز و مشتریان فعلی خود است ، بیش از نیمی از زمان های بازاریابی خود را باید به مشتریان موجود خود اختصاص داد شما می توانید مشتریان را در چگونه رسیدن به هدف خود کمک کنید سنگ بنای بازاریابی پارتیزانی ، مشتری را دنبال می کند ، بازاریابی یعنی سرمایه گذاری کمتر برای جذب سود بیشتر روی آن دسته از مشتریانی که مانند گرد و غبار در باد هستند .

بازاریابی دانشی است که روانشناسانه هر روز برای یافتن راه های جدید برای نفوذ بیشتر بر مشتری با آزمون ، به اندازه گیری و پیش بینی رفتار مشتری و تعیین کمیت بازار می پردازد بازاریابی شکلی از هنر و احتمالا ً التقاطی ترین شکل هنر در جهان است که تا به حال شناخته شده است ، نوعی ترکیبی از هنر که ازسایر هنر ها چون نوشتن ، نقاشی ، عکاسی ، موسیقی ، بازیگری بهره می برد امروزه یک بازاریاب پارتیزانی متفکر در بازاریابی با کمک دانش و هنر به دنبال اهداف کسب و کار برای کسب سود بیشتر است .

تفاوت بازاریابی پارتیزانی و بازاریابی سنتی :

بازاریابی سنتی همواره شما را به سرمایه گذاری در بازار مناسب دعوت می کند. بازاریابی پارتزانی همین عقیده را حفظ می کند و می گوید علاوه بر سرمایه گذاری پولی باید روی زمان ، انرژی ، تخیل و اطلاعات نیز حساب کرد .

بازاریابی سنتی بر شهرت و فروش و یا وب سایت و روابط عمومی خود تکیه دارد اما .بازاریابی پارتیزانی اعتقادی به آن نداشته و متکی بر واقعیت است .

بازاریابی سنتی به کسب و کار بزرگ نظر دارد اما جوهر و روح بازاریابی پارتیزانی کسب و کار کوچک با رویاهای بزرگ ولی با بودجه کم است .

بازاریابی سنتی اندازه گیری عملکرد با میزان فروش و یا اندازه گیری پاسخ به پیشنهاد بازدید در یک وب سایت و یا ترافیک ذخیره شده و تمرکز غلط بر روی این اعداد است اما بازاریابی پارتیزانی یادآوری تمرکز و توجه به اندازه رشد سود خود است .

بازاریابی سنتی بر مبنای تجربه و قضاوت است ، اما بازاریابان پارتیزانی می تواند حدس بزنند و بر مبنای قوانین رفتار انسانی عمل کنند و ملاک آنها تا آنجا که ممکن است بر اساس روانشناسی "حدس و گمان"پایه گذاری شده است . (شاید درصد از تمام تصمیمات خرید را در ذهن ناخودآگاه خود می گیرند .)

بازاریابی سنتی رشد و سپس تنوع کسب و کار خود را نشان می دهد بازاریابی پارتیزانی اگر کسب و کار شما رشد کند ، آن را نشان می دهد .

بازاریابی سنتی می گوید که باید کسب و کار به صورت خطی با اضافه کردن مشتریان جدید در یک زمان رشد کند. اما در این روش نسبتا ً رشد آهسته و گران قیمت است . بازاریابی پارتیزانی می گوید که راه رشد شامل بزرگ شدن اندازه معامله ، درگیر شدن با مشتری با معاملات بیشتر در چرخه فروش ، توجه به مشتریان و توجه به روش قدیمی از مد افتاده و نشان دادن مرتب سود است .

بازاریابی سنتی تمام تلاش خود را براساس ساختار فروش قرار می دهد و تحت این تصور غلط بازاریابی به یک باره با آن چه که فروش ساخته است به پایان می رسد . بازاریابی پارتیزانی به شما یادآوری می کند که 68 درصد از سود کسب و کار به خاطر بی تفاوتی پس از فروش و نادیده گرفتن مشتریان پس از خرید آنها از دست رفته است . به همین دلیل ، بازاریابی پارتیزانی به طور مستمر در ارتباط با مشتریان و گوش دادن به نیاز و درخواست آنها است.

بازاریابی سنتی به شما پیشنهاد می کند برای داشتن افق روشن باید تشخیص دهید که کدامیک از رقبای خود را باید معدوم کنید بازاریابی پارتیزانی به شما توصیه می کند برای داشتن افق روشن باید بر اساس اهداف کسب و کار و چشم انداز ها و استانداردها به همکاری با رقباء و انجام تلاش های بازاریابی مشترک با آنها بپردازید و با انجام بازاریابی تلفیقی ، شما اهداف خود را گسترش داده و به آن خواهید رسید در ضمن هزینه های بازاریابی کاهش می یابد ، چون شما آن را با دیگران به اشتراک گذاشته اید.

بازاریابی یکی از مهم ترین بخش ها برای راه اندازی هر کسب و کار کوچک و دارای بالاترین قدرت برای شناسایی مشتریان هدف ، کاهش هزینه ها و بازگشت سرمایه گذاری و رشد درآمد با استفاده از بودجه کم است .

بازاریابی در رسانه های (شبکه های) اجتماعی دارای پتانسیل زیادی برای گسترش خود در حد و سطح وسیع است .

داشتن طرح کسب و کار برای راه اندازی کسب و کار کوچک برای صاحبان آن مهم است و می تواند یکی از اصلی ترین بخش ها برای شروع کسب و کار باشد. طرح کسب و کار شامل خلاصه ساختار اجرایی طرح ، توضیحات بخش های طرح کسب و کار ، محصولات یا خدمات ، تجزیه و تحلیل بازار برای فروش محصول یا خدمات ، استراتژی بازاریابی خود در بازار ، تجزیه و تحلیل مالی طرح کسب و کار برای رشد در آینده و برآورد هزینه های عملیاتی خود و هزینه ترویج و فروش محصول یا خدمات می گردد .

گام برای شروع یک کسب و کار موفق

گام 1 : دریافت الهام همه کسب و کار ها از یک نقطه مشترک و یک ایده شروع می شود که .ممکن است از رویایی الهام بخش و غیر منتظره شکل گیرد .

گام 2 : انجام تحقیقات ، مرحله نخست شناسایی ایده های بزرگ خود است که آیا شما واقعا ً آماده برای شروع و مالکیت یک کسب و کار هستید ؟ مرحله بعدی تحقیق علمی در مورد نیاز و چیزی را که بازار می خواهد .

برای تحقیق پیش از شروع به کسب وکار خود به پرسش های زیر پاسخ دهید

آیا نیاز برای محصولات / خدمات شما وجود دارد؟

چه کسی به آن نیاز دارد؟

آیا شرکت های دیگری برای ارائه محصولات / خدمات مشابه در حال حاضر وجود دارد ؟

رقابت در این کسب و کار چگونه است ؟

چگونه بازار کسب و کار خود را به بازار مناسب تبدیل می کنید ؟

گام 3 : برنامه ریزی ، طرح کسب و کار باید دارای رئوس مطالب ، اهداف و انگیزه و بودجه باشد .

گام 4 : برنامه مالی ، شروع کسب و کار کوچک نیاز به مقداری پول برای سرمایه گذاری اولیه :از جمله : تامین مالی وام های کسب و کار کوچک ، کمک های مالی کسب و کار کوچک سرمایه گذاران فرشته دارد ، اگر به دنبال حمایت مالی از سرمایه گذار و یا موسسه مالی هستید ، یافتن منابع آن ضروری است .

گام 5 : انتخاب یک ساختار کسب و کار ، ساختار کسب و کار کوچک می تواند مالکیت شخصی ، مشارکت ، شرکت با مسئولیت محدود (LLC) یا یک شرکت سهامی باشد .شما ممکن است ساختار کسب و کار اولیه را انتخاب و پس از ارزیابی مجدد برای رشد کسب و کار آن را تغییر ساختار دهید .

گام 6 : انتخاب نام کسب و کار کسب و کار شما نقش مهمی در تقریبا در هر جنبه از کسب و کار شما دارد .

گام 7 : گرفتن جواز و اجازه کار ، .کاغذ بازی برای انواع اجازه و پروانه های کسب و کار کوچک بخشی از فرایندی است که هنگام شروع به کسب و کار باید انجام دهید.

گام 8 : محل کسب و کار ، راه اندازی جایگاه و محل مناسب برای عملیات و نوع کسب و کار بسیار مهم است ، این فضای می تواند خصوصی ، یا یک محل خرده فروشی ، محلی اشتراکی یا اداری باشد .

گام 9 : داشتن سیستم حسابداری ، حسابداری برای شما به منظور ایجاد مدیریت بودجه ، تنظیم نرخ های ، انجام کسب و کار با دیگران و تنظیم پرونده مالیاتی لازم و مهم است ، شما می توانید خودتان و یا با استخدام یک حسابدار این کار را انجام دهید .

گام 10 : تبلیغ در مورد کسب و کار هنگامی که کسب و کار در حال اجرا است ، نیاز به جذب مشتری بیشتر دارید . شما برای بازاریابی و فروش منحصر به فرد ، طرح بازاریابی را شروع و پس از آن به کشف ایده های ترویج کسب و کار خود به طور موثر می پردازید ، سپس تصمیم می گیرید که ساختار کسب و کار چگونه باشد و به جوانب مثبت و منفی آن می اندیشید و بهترین قالب کسب و کار را انتخاب می کنید.

نکاتی برای انتخاب نام کسب و کار

از کلمات عمومی ساده ، سریع ، واضح ، با تلفظ و نوشتار آسان برای جلوگیری از سردرگمی مشتریان استفاده کنید .

کلمات مرسوم ، روزمره ، روشن ، مد روز و محبوب باشد که فراموش نشود .

این نام می تواند یک نام واقعی متفاوت با اسامی مشابه یا یک نام ساختگی و صرفا ً نشان دهنده هدف از نام تجاری ساخته شده باشد .

به یاد داشته باشید که نام کسب و کار نقش مهمی در ایجاد یک شرکت موفق و داشتن یک نام تجاری پایدار دارد .

پرسش هایی که باید قبل انتخاب نام کسب و کار از خود بکنید :

می خواهید چه پیامی را از طریق نام تجاری خود به تصویر بکشد؟

مهمترین اولویت های شما برای انتخاب نام کسب و کار چه هستند؟

آیا می خواهید نام کسب و کار آسان به تلفظ در آمده یا متفاوت و منحصر به فرد ، به طور مستقیم به محصولات و خدمات شما اشاره داشته باشد ؟

آیا می خواهید مردم بدانند فکر و احساس آنها را مشاهده کنید ؟

ساختار کسب و کار شما چیست ؟

اگر چنین است ، آیا می خواهید نام کسب و کار کوتاه و یا یک نام طولانی باشد؟

بهای فروش محصول یا خدمات ، هزینه های ثابت و متغیر ( اجاره ، انرژی و غیره)شما برای آن چقدر خواهد بود ؟

رقباء چقدر محصول/خدمت مشابه شما را می فروشند آیا قیمت آن بهتر است ؟

چگونه می خواهید محصول خود را به بازار ارائه کنید از طریق روزنامه ها ، وب سایت یا از طریق کلمات ، از دهان مردم ؟

در مورد چگونگی تامین مالی کسب و کار خود ابتدا فکر کنید. ( بانک ها ، سرمایه گذاری سرمایه داران ، سرمایه گذاران فرشته ، پس انداز خود )

پس پیشنهاد قیمت فروش خود را منحصر به فرد کنید ، رفقاء ، مربیان ، سازمان های محلی کسب و کار ، انجمن های تخصصی اینترنت و به خصوص ویکی های کسب و کار کوچک خود را بیابید ، از فناوری الکترونیک (مانند استفاده از کارت اعتباری) به عنوان روش های پرداخت استفاده کنید .

ارزش کسانی که ممکن است مشتریان شما باشند را در نظر داشته باشید ، به مشتریان اجازه دهید که از قیمت کمی بالاتر و هدایت و یا خدمات برتر شما لذت ببرند ، شما ممکن است یک کسب و کار بزرگ در اشکالی متمایز مانند خدمات و یا کالاهای تزئینی و محل گران تر و شیوه های پرهزینه برای ارتقاء کیفیت و شناخت مشتریان ایجاد کنید تا مشتریان آسان برترین خدمات را دریافت و شما را ستایش کنند ، حق رای دادن به مشتریان نیز یک گزینه خوب و یک ایده عالی است .

یک مربی مورد اعتماد برای آموزش و یک شرکت پشتیبان برای فروش مستقیم که منجر به رونق اقتصادی از طریق افزایش متقابل شود پیدا کنید .

با تولید کنندگان و فروشندگان عمده مواد اولیه و توزیع کنندگان و خریداران مستقیم 3 (پارچه ، نخ ، رنگ ، گل ، بوم ، ابزار دست ، سبد ، کاغذ ، و غیره) روابط تجاری ایجاد کنید .

برای فروش خود و تعادل بانکی و موجودی انبار و بودجه به عنوان منبع پرداخت و درآمد و هزینه های جذب مشتریان ، هزینه تولید و ارائه (هزینه های متغیر و ثابت ، اجاره فضا و سفارشات 5 برای تکمیل اقلام ) حسابداری مناسب با نرم افزار های حسابداری پایه داشته باشید .

برای شروع و حرکت و جهش سودآور به جلو در آینده 7 از وب و تبلیغات از پیش برنامه ریزی استفاده کنید و جلوتر از زمان حرکت کنید برای ساختن درآمد فکر و تمرکز کرده و نگاه به جلو داشته باشد .

برای نمایش خدمات متفاوت و بهتر خود نسبت به رقبای دیگر از مشتریان کمک بگیرید .

برای کسب موفقیت ، اطلاعات بیشتری ، در مورد جزئیات فروش و محصولات و رقابت خود گردآوری کنید .

برای پرداخت پول اقلام و خدمات از طریق کارت های اعتباری ، یک دستگاه کارت خوان کارت اعتباری الکترونیکی خریداری کنید .

چرا که امروز اینترنت ابزار پژوهش مشتریان است .

اجرای کردن کسب و کار بسیار وقت گیر است. شما به ندرت می توانید کسب و کار را ترک کنید چون شما رئیس هستید . پس زمان را برای خودتان و خانواده و انجام برنامه های ورزشی و سرگرمی هایتان تنظیم کنید .

اجرای یک کسب و کار کوچک نیاز به هوشیاری مستمر و حل چالش ها داخلی و خارجی دارد .

با توجه به آنچه پیش از این گفته شد برای دستیابی به نتایج موفق طیف وسیعی از عوامل از جمله برنامه ریزی دقیق ، تکنیک های مدیریت کسب و کار ، حل خلاق مسئله و در نهایت یک شانس بزرگ نقش اساسی دارند ، به جز شانس ، تمام عوامل دیگر مبتنی بر دانش و مهارت است که می تواند یاد گرفته و توسعه یابد .

در برخی موارد بهتر است مشورت حرفه ای و گرفتن کمک های آزاد و کم هزینه از تعدادی از سازمان ها و شرکت ها برای آگاهی بیشتر صورت پذیرد ، چون تعدادی از فرصت های کسب و کار بدون هیچ هزینه راه اندازی می شود ولی گاهی سودآوری نداشته و شما را در بدهی غرق می کند .

اجاره املاک و مستغلات ، صرف پول برای مبلمان و وسایل ، مواد یا تجهیزات مصرفی ، کامپیوتر و تمام نرم افزار ضروری و سایر هزینه های لازم نیاز شما برای راه اندازی کسب و کار کوچک است .

پشتیبانی دولت ها از کسب و کار کوچک با رویکرد ایجاد فرصت های جدید موجب تامین پایداری و پویایی و ثبات اقتصادی بین بخش خصوصی از طریق کاهش نرخ مالیات بر درآمد و لغو مقررات دست و پاگیر موجود پس از بررسی و کاهش موانع ورود در بازارهای موجود ، ایجاد اعتماد به نفس قوی برای سرمایه گذاری و گسترش آن ، نوآوری تجاری ، ایجاد شرایط growthرشد و تقویت سرمایه گذاری ، اخذ استراتژی تمرکز بر نیاز کسب و کار با اندازه های کوچک و متوسط ، تمرکز بر نیازهای خاص یا عام ، ایجاد محیط جذاب برای سرمایه کسب و کار ، اصلاحات در رقابت ، کاهش فشار بار نظارتی دولتی برای کسب و کار در خانه و خارج آن و حتی خارج از کشور و گسترش کارآفرینی ، 1.بهبود روند دسترسی به منابع مالی با2. اعطاء تسهیلات مالی بانک ها و تضمین پرداخت فوری وام های بانکی و تدارکات دولت برای 3.حمایت از کسانی که شروع به یک کسب و کار کوچک کرده و دارای پتانسیل رشد بالا هستند ، راه اندازی سریع ، ساده و دوام کسب و کار ، فراهم کردن مربیان برای فعال کردن بیکاران است .

توصیه های بازاریابی برای کسب و کارهای کوچک

- بهترین آگهی های خود را به‌صورت کارت چاپ کرده و برای مشتریان خود در بازار هدف خود،ارسال کنید.

- یک روش بازاریابی معمولا برای همیشه برای همه کسب و کارها موفق نیست، بنابراین روش‌های بازاریابی خود را مرتب عوض کنید و در استفاده از این روش‌ها خلاق باشید.

- کمک به مشتریان برای یافتن محصولات و خدمات مناسب

- جواب تلفن‌های خود را متفاوت بدهید.

- استفاده از دست نوشته

- یک پیشنهاد فروش برای مشتری خود که تازه از شما خرید کرده است، بفرستید.

- خبرنامه

- بازاریابی مشترک

- بروشورها و آگهی های خود را در تمام نامه‌های ارسالی شرکت خود قرار دهید.

- ارایه سمینار تخصصی

در نهایت این روند منجر به ایجاد شبکه فنآوری نخبگان و مراکز نوآوری و شبکه ای از "هاب رشد" برای پشتیبانی بالقوه از متخصصین کسب و کار و حمایت از سرمایه گذاری و تحول رشد و توسعه در کسب و کار کوچک ، کمک به توسعه پتانسیل تجاری بین المللی کسب و کار ، رسیدگی دولت ها به نیازهای کسب و کارهای کوچک و متوسط بودجه و تغییر جامع در نگرش و رویکرد آنها به اولویت های کسب و کارهای کوچک می گردد .

منابع

http://www.businesstown.com/

http://marketing.about.com/

http://banki.ir/akhbar/

 

صنعت هواپيمایی جهان چالش ها و فرصت ها

صنعت هواپيمایی جهان بعد از بحران اقتصادي

 

         صنعت هواپیمایی براي خدمت به هر گوشه از جهان طراحي شده و به عنوان نیروی عمده اقتصادی كشور ها و بخشی جدایی ناپذیر از اقتصاد جهانی است ، سیاست گذاران دولت ها ، رسانه ها و صنایع مختلف كم و زياد به شرکت های هواپیمایی توجه دارند همچنين وضعيت اقتصادي شرکت های هواپیمایی در شرایط خاص مي تواند اثرات مثبت يا منفي  را بر صنایع مرتبط ديگر مانند صنعت هواپیماسازي و صنعت گردشگری بگذارد زيرا در بين افراد جوامع نيز تقریبا هر کسی در زندگي یک تجربه سفر هوایی داشته است .

        صنايع هواپیماسازي جهانی با نوآوریهای تکنولوژیک ، از قبیل معرفی هواپیما های جت جديد در توسعه صنعت هواپيمایی نقش بسزايي داشته است البته گاهي همراه با پیشرفت های تکنولوژیک ، سیاست های دولت ها بر سودآوری و رقابت شركت هاي هوايي در سراسر جهان برتري داشته است. 

         در سال 2006 ، صنعت هواپیمایی جهانی شامل بیش از 2000 خط هوایی عامل ، بیش از 23000 هواپیما و بیش از 3700 فرودگاه بوده تا به مسافرين خدمات ارائه كنند و خطوط هوایی جهان توانسته اند تقریبا 28 میلیون پرواز خروجي جهت حمل بیش از 2 میلیارد مسافر را برنامه ریزی نمايند .

         به طور متوسط در 30 سال گذشته ، رشد مسافرت هوایی جهان در هر سال حدود    5 ٪ بوده است كه سالانه​​ با تغییرات قابل توجه به علت تغییر شرایط اقتصادی و تفاوت در رشد اقتصادی در مناطق مختلف جهان هماهنگ بوده است. روند تغييرات سفر هوایی رشد سالانه حدود دو برابر تولید ناخالص داخلی را نشان مي دهد .  با ديدي محافظه کارانه پيش بيني مي شود رشد سالانه 4-5 درصد در 10-15 سال آینده در مسافرت هوایی جهانی ادامه داشته باشد .

         تاثيرات مستقیم نوسانات اقتصادي بر صنعت هواپیمایی موجب تاثيراتي در بخش اشتغال و سودآوری خطوط هوایی شده اما تاثيرات کمتر و بسیار مهم آن در صنعت ساخت هواپیما ، ساخت فرودگاه ها و رونق صنعت گردشگری و بر صنايع مرتبط با سفر هوايي بوده است . 

         در طول سال هاي گذشته ، تاثيرات جنگ خلیج فارس و متعاقب آن نوسانات و رکود اقتصادي پس از حملات 11 سپتامبر 2001 برای صنايع هواپیماسازي و گردشگری باعث نگرانی بسیار زیاد برای هر دو صنعت در مقیاس جهانی شده است .       

         افزایش سالانه هزینه های نیروی کار صنايع هواپیمايي و خطوط هوايي ، قیمت سوخت هواپیما ، محدودیت زیرساخت های حمل و نقل هوایی (فرودگاه ها ) که منجر به افزایش تراکم و تاخیر در پرواز ها مي شود ، مشتریان ناراضی به علت دريافت خدمات ضعیف ، نگرانی مسافرين از ايمني پروار به دليل ارائه خدمات پایین تر از حد انتظار در مسافرت هوایی ، نبودن درآمد کافی برای خطوط هوايي جهت پوشش هزینه های عملیاتی و ايجاد تغییرات اساسي در انتخاب و رفتار مسافرين به ویژه در بخش مسافرين کسب و کار ، کاهش بودجه سفر مسافرين ، كاهش حجم کلی کسب و کار و تقاضا های سفر هوایی و رکود کلی اقتصادی از عوامل اصلي بحران ساز و از مشکلات جدی در صنعت هواپیمایی و موجب تشدید کاهش ظرفیت سیستم و حجم سفر و رفت و آمد مسافرين بوده است .

          به گفته تحلیلگران و با توجه به گزارش انجمن بین المللی حمل و نقل هوایی (IATA) بخش هواپیمایی در سال هاي اخير با تلاطم بی سابقه ای روبرو بوده است ، خطوط هوایی در سال 2009 با ميزان 9 میلیارد دلار زيان مواجه بوده كه موجب کاهش ظرفیت ، کاهش فرکانس (تواتر پرواز) ، کاهش كاركنان و در نهايت کاهش بسیار قابل توجه در ميزان تقاضا و درآمد شده است .

         سياست گذاران در اين صنعت راهكار هايي براي مقابله و حل بحران هاي اقتصادي به كار گرفته اند كه به برخي از آنها ذيلا ً اشاره مي شود :

         يكي از راهكار هاي مهم ، ايجاد " شرکت هوایی ارزان قيمت " بوده كه تاثیر زیادی در شیوه های قیمت گذاری مسافرت هوایی ، برآورده سازي انتظارات مردم از مسافرت هوایی کم قیمت داشته و مقداري از تاثيرات منفی فشار بحران هاي اقتصادي را كاسته است كه گاهي تصور مي شود كاهش هزینه براي افزايش سود در رقابت منجر به کاهش استانداردها در تعمیر و نگهداری هواپيما شود اما شواهد آماری که ایمنی هواپیمایی با اين راهكار اقتصادي رو به وخامت گذاشته باشد ، وجود ندارد .

         يكي ديگر از راهكار ها " ادغام " يا اتحاد چند شركت هوايي برای کاهش فشار هزینه ها ، کاهش دستمزد كاركنان و جلوگيري از تحريك اتحادیه های کارگری و پيشگيري از افزوده شدن بر بی ثباتی سود و زیان های دوره ای و ورشکستگی شرکت هواپیمایی است .

         امروز در اروپا ، آمریکای شمالی ، آمریکای لاتین ، آفریقا ، و آسیا. تعدادی از بازارهای هوايي منطقه ای یکپارچه وجود دارد .

         طرفداران تثبیت اقتصادی بر این باورند که ادغام و اتحاد ، شركت هاي هوايي را قادر می سازد در هزینه هاي خود صرفه جویی نموده ، از سويي موجب استفاده بهینه و موثرتر و گسترده تر از منابع و فرودگاه و ناوگان در سراسر شبکه پروازي و در مسیر عرضه و تقاضا و رقابت آنها شود و از سويي ديگر قادر به افزایش درآمد و تكرار برنامه های کارآمد و خدمات جذاب تر به مقاصد جدید  ، کرایه های پایین تر برای مسافرين ، گسترش حوزه فعاليت در جغرافیایی وسيع به طرز چشمگیر شوند .

         راهكار ديگر ايجاد " شرکت های هواپیمایی کوچک منطقه ای " است كه باعث تغییرات و جایگزین كردن الگوی خدمات هوایی جديد به مسافرين شده و موجب کاهش و اختلاف قابل توجه در ​​قيمت بليت بین شرکت های هواپی در بازارهای داخلی ، جذب مسافرين کسب و کار  كه رو به رشد شديد داشت و  كساني كه براي انجام كار خود مجبور به پرداخت هزينه بيشتر بودند ، شد و از سويي موجب توسعه و گسترش هاب ها شدند .

         راهكار ديگر براي حل بحران مالي و فشار اقتصادي بر شرکت هاي هواپیمایی به منظور کاهش دخالت دولت ها در سراسر جهان " مقررات زدایی و آزاد سازی " است .اجرا اين راهكار در برخي كشور ها در سال 1978 موجب رشد مسافرت هوایی داخلی با نرخ معنی داری نسبت به قبل از مقررات زدایی شد و همچنين قيمت واقعی بليت پس از مقررات زدایی به کمتر از نصف کاهش یافت .

         راهكار ديگر تصویب " توافقنامه آسمان باز " كه با رفع برخی از محدودیت ها ، همراه با فرایند ادغام و اتحاد در برخي شركت هاي هوايي مانند شركت هوایی فرانسه و KLM ، ايبريا و  BA، خطوط هوایی کم هزینه چون Clickair  و  Vueling  و ایجاد گروه های بزرگ اروپا و آمریکا  به رهبری اروپا باعث جذابيت و ارائه یک فرصت عالی برای جهانی شدن بازار بزرگ هوايي پروازهای بین المللی میان آمريكا و اروپا شد .

         راهكار ديگر " توجه به زير ساخت ها " مانند بازسازی فرودگاه های بزرگ جهان براي ارائه خدمات بهتر بود .

         راهكار ديگر ايجاد روندي سریع براي تمرکز زدایی و خصوصی سازی شركت هاي هوايي ، از بين رفتن موانع در راه مدرنیزه کردن بود .

         راهكار ديگر براي حل بحران مالي و از بين رفتن آفت فشار اقتصادي و رهايي از این بحران بر شرکت هاي هواپیمایی " كاهش هزينه ها " با  صرفه جویی در سوخت ، كاهش هزینه های زیست محیطی بود . كاهش قیمت سوخت عاملي مهم براي فعال شدن و سود آور شدن خطوط هوایی و فرصت بسیار خوبی برای راه افتادن شرکت های هوايي جدید ، به فروش رفتن  بيشتر صندلی مسافر در مسیرهای مختلف است ، بود . 

         راهكار هايي چون از بین بردن هر گونه موانع که نمی تواند ارزشي را براي مشتری به ارمغان بیاورد و اقدامات دولتی در مهار كردن تاثیر بحران هاي اقتصادي همچون کاهش قيمت در حمل و نقل هوايي (مانند ثابت نگهداشتن قيمت کرایه در فرانسه ، در اسپانیا وضع قوانين انعطاف پذیر در این بخش در سال 2010 ) كمكي براي حل بحران مالي شرکت های هوايي بود .

         در حال حاضر در جهان ، صنعت هواپیماسازي در انحصار دو شركت بوئینگ و ایرباس است كه تصمیم گیری های راهبردی و تجزیه و تحلیل آنها از محیط خارجی و پیش بینی هاي آنها براي آینده صنعت به منظور رقابت و کنترل سهم بیشتري از بازار باعث توسعه ظرفیت های مختلف حمل و نقل مي شود  که ساخت هواپیمای B787 کم هزینه با سرعت زياد در شرکت بوئینگ و ساخت هواپيماي A380 با ظرفیت حمل بیش از دو برابر تعداد مسافران B787  در شركت ایرباس ، مؤيد استراتژي اين دو شركت است .

         پیش بینی اخیر منتشر شده توسط شركت هواپيما سازي ایرباس بيانگر آن است كه تا سال 2028 تقاضاي ترافیک هوایی نزدیک به سه برابر افزايش خواهد يافت و تعداد مسافر هواپیماهای مسافربری با ظرفيت بیش از 100 صندلي ، از 14 هزار نفر در سال 2009 به بیش از 28 هزار نفر در سال  2028 رشد خواهد داشت  .

         قبل از دهه 1970 ، صنعت هواپیمایی در کشورهای مختلف به طور عمده تحت کنترل و متعلق دولت بود و هميشه شركت هاي هوايي با راهكار هايي چون ارائه  کلاس های مختلف پروازي مقرون به صرفه متناسب با درآمد اقشار جامعه خدماتي را ارائه مي دادند .  اما فشار رقابتی شركت های کم هزینه ، شفافیت قیمت گذاری با بهره گیری از اینترنت و از دست دادن مشتريان به دليل ناتواني در جلب اعتماد و اطمينان آنها از سیستم حمل و نقل هوایی ، افزايش هزینه سوخت هواپيما ، هزینه های کاركنان ، تاخیر و افزایش هزینه های عملیاتی پرواز ناشی از اقدامات امنیتی و احتیاط اضافی ، کاهش آرامش و اطمینان و افزايش و نگرانی در مسافرت هوایی ،  فرار مسافر از مسافرت هوایی ، کاهش حجم ترافیک هوایی ، افزایش هزینه بیمه ، تاثيرات منفی بر درآمدهای شرکت های هواپیمایی گذاشت و سبب شد اين شركت ها براي مبارزه با این روند منفی و حل مشکلات مالی و بقاء كه برخی عاملي براي ورشکسته شدن بود با چالش هاي تازه اي روبرو شوند كه حل هر يك از اين چالش ها براي صنعت هواپیمایی به نوبه خود بسیار حیاتی و مهم و تاثیر مستقيم و غير مستقيم بر عرضه و تقاضا داشت . 

         اگر بخواهيم به عوامل محیطي خارج از کنترل مستقیم صنعت هواپیمایی و تاثيرگذار در بقاء آن فهرست وار اشاره نماييم مي توانيم به تاثیرات تصمیم در فرآیند ساخت ، بحران دائمي و مخرب نفت و بی ثباتی و افزايش قیمت سوخت ، عواملي مانند تغییر اجتماعی و فناوری ، شیوع بیماری ، جنگ ، تروریسم ، رکود اقتصادی و سیاست ها و مقررات دولت ، شرایط زیست محیطی (مانند خاکستر آتشفشانی اخیر و برف) و مسائل مربوط به کسب و کار های مرتبط با عملیات و پرواز هاي شرکت های هواپیمایی ، فشار بر عملکرد شرکت های هواپیمایی برای برآورده سازي نياز و پاسخگویی به تقاضای مشتريان با استفاده از مدل های مختلف برای مطالعه و درک محیط کلان اقتصادی مؤثر بر کسب و کار نگاهي داشته باشيم .

         رشد اقتصادی سریع آسیا ، به خصوص اقتصاد هند و چین نيز كه می توانست هر يك به عنوان عامل بسیار ناپایدار و عامل نوسانات منظم در محیط  خارجی خطوط هوایی محسوب شود را بايد به عوامل بالا افزود . 

         با توجه به ديدگاه هاي فوق و سهيم دانستن كشور هاي سراسر جهان نسبت به تغییرات آب و هوایی و نیاز آنها به حمل و نقل هوایی با نگرش کاهش آلودگي محیط زیست ،  هوا ، صدا ، ديدگاه هاي بسیار بلند پروازانه براي توسعه و سرعت بخشیدن به تحقيقات در صنعت هوايي شكل گرفت ، تحقيقات در زمينه تولید انبوه سوخت های جایگزین جدید غير فسيلي ، تلاش جهت بهبود نحوه مصرف ، كيفيت و كميت سوخت هاي موجود و ساخت و معرفي هواپیما هاي جدید با بدنه و موتورهای کارآمدتر و مقرون به صرفه  با نگرش جديد يعني " دوست دار طبيعت و سبز بودن " آغاز گرديد .

         نگرش جديد ديگر براي توسعه ، ساختار شكني شبکه های سنتی با رويكرد حذف محدودیت هاي مالکیت دولت ها ، ظهور شركت هاي هوايي جديد " کم هزینه "  ، كاهش هزینه های ثابت و متغيير ، استخدام کارکنان جوانتر ، پرداخت کمتر و توزیع خدمات خود به طور انحصاری از طریق رسانه های الکترونیکی و شبكه اينترنت ، ادغام و اتحاد و سرمایه گذاری مشترک ، انعقاد موافقت نامه ها بود .

         در راستاي اين نگرش جديد برخی از شركت هاي هوايي متعلق به کشورهای کوچک در حوزه خلیج فارس با استفاده از آزادی ششم مانند شركت هوايي الاتحاد (هاب ابوظبي) ، شركت هوايي امارات (هاب دبي) با سفارش خريد  90 فروند هواپیمای ایرباس A - 380s و 70   فروند هواپیمای ایرباس A - 350s  ، شركت هوايي قطر ايرويز (هاب دوحه) با سفارش خريد 80 فروند هواپیمای ایرباس A - 350s و پنج فروند هواپیمای ایرباس A - 380s  ضمن افزايش ناوگان خود و سفارش خريد هواپيما براي گسترش عملیات ، هاب خود را توسعه داده و بازار کشورهای کوچک خود را به آسیا ، اروپا و آمریکا متصل نمودند . از آنجا كه ویژگی های فرودگاه نيز می تواند یک چالش و يا یک فرصت بازاریابی برای بهره برداری شركت هاي هوايي باشد کشورهای حوزه خلیج فارس اهميت لزوم رشد خطوط هوایی خود را درک كرده و برای حمایت از آنها در حال برنامه ریزی براي توسعه فرودگاه های خود هستند .

        امروز مشاهده مي كنيم بازار آسیا به خصوص برای شبه قاره هند و كشور چین بسیار سریع در حال رشد است . جت ایرویز خط هوایی بین المللی از هند اجازه نمي دهد شركت هاي هوايي خلیج فارس از بازارهایش استفاده ببرند اين شركت مطمئنا ً  با رقابت در قیمت گذاري و فعال کردن هاب خود و استفاده از هواپيما هاي جدید  B787s بوئینگ و ایرباس A - 350s با قابلیت های دوربرد پرواز مستقیم بین آسیا ، اروپا و شمال آمریکا برقرار مي كند .

         در آسیا رکود اقتصادی عمر کوتاه داشته و رشد ساليانه مسافر در منطقه آسیا و اقیانوس آرام از شمال آمریکا پیشی گرفته (647 میلیون مسافر در مقابل 638 میلیون مسافر در سال 2009) و پیش بینی مي شود که تا چند سال آينده 50 درصد از کل ترافیک هوایی در سرتاسر جهان مربوط منطقه آسیا / اقیانوسیه باشد .

         در دنيا شركت هاي هوايي حامل پرچم بسیار وجود دارد كه پُـر هزينه و زيان ده هستند . آیا واقعا ً كشور سنگاپور به اندازه شهري كوچك در جنوب شرقی آسیا  يا استرالیا و نیوزلند دو کشور با جمعیت نسبتا کم نیاز به داشتن شركت هوايي حامل پرچم هستند ؟ برخي كشور ها خطوط هوایی بسیاری دارند که بسیاری از آنها سودآور نیستند و يا "هاب" هاي منطقه ای آنها به مسافرين خدمات خوب ارائه نداده و پرهزینه اند .

         براي اين رفع اين مشكلات چه بايد كرد ؟پاسخ منطقي برخي كارشناسان به این مشکل ادغام شركت ها با يكدیگر است .

         آسیا و به ويژه چین ، یک بازار با فرصت هاي فوق العاده اند . چین یکی از بازار هاي خوب حمل و نقل هوایی بوده و با بیشترین سرعت در حال رشد است .  شرکت هاي چینی در كنار اقتصاد در حال رشد ، روابط تجاری با همتایان خود را در سراسر جهان نگه داشته اند ، خطوط هوایی چین در حال ارتقاء شبکه بین المللی خود هستند و چشم انداز بسیار خوبي در دراز مدت برای حمل و نقل هوایی تجاری چین در پيش رو است كه موجب باز  شدن طیف وسیعی از فرصت ها برای آنهاخواهد شد .

         مناطق دیگر مانند امریکاي جنوبی به ویژه برزیل ، جمهوری هايي که قبلا ً بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بوده  و ترکیه با رشد بسیار سریع جمعیت و ترافیک هوایی عالی در آينده روبرو هستند كه برآورده سازي نیازهای آنها بخش مهمی از تقاضای مسافرت هوایی را تشكيل مي دهد .

         رشد شهرهای بزرگ در جهان عامل عمده ای در تصمیم ایرباس به ساخت ايرباس - 380 هواپیمايي بسیار بزرگ كه تعدادی زيادي از مسافرين را بین مراکز شهری در هر پرواز حمل مي نمود بود و موجب اتخاذ استراتژی توسعه اي و زیرساختي توسط شركت بوئینگ در پیشنهاد ساخت هواپيماي بويينگ B - 787 – 9 گرديد همچنين در كنار آن روند ساخت سیستم جدید ماهواره ای مبتنی بر فن آوری های ناوبری براي ردیابی دقیق تر پرواز ، سیستم اطلاعات آب و هوا و ارائه سیستم اطلاعات مدیریت را گسترش داد.

        پیش بینی مي شود كه تمایل به مسافرت و دیدن جهان  و نیاز به سفر به دلایل کسب و کار براي مردم در سراسر جهان با رشد همراه بوده و در هر پانزده سال درخواست برای رفت و آمد به دو برابر افزايش خواهد داشت و در سال 2025 تعداد مسافر حمل شده بالغ بر پنج میلیارد نفر شود كه بخش عمده ای از این رشد در آسیا و اقیانوس آرام ، چین و هند خواهد بود كه ترکیبی از انواع هواپیمای جدید كه سوخت کمتري مصرف كرده و يا از سوخت های بیولوژیکی استفاده مي كنند و از هزینه های نگهداری آنها كاسته شده پرواز هاي آن را انجام خواهند داد ، کنترل ترافیک هوایی بهبود يافته و در نهایت 20-25 ٪ از هزینه های عملیاتی براي خطوط هوایی کاهش خواهد يافت . انطباق با مدل های کسب و کار و حرکت به سوی بازار هوايي کاملا یکپارچه در اروپا و آمریکای شمالی ادامه يافته و در بسیاری از مناطق جهان تمايل به سمت خطوط هوایی کم هزینه خواهد بود .

         در موضوع زیرساخت در آينده نيز این احتمال وجود دارد که ظرفیت بهره برداری فرودگاه ، بطور قابل توجهی از یک منطقه با دیگر مناطق متفاوت خواهد بود و چالش تجاری مهمي محسوب مي گردد .

         شبکه های الکترونیکی پیچیده افزايش يافته و  مسافران هوایی مقدار زیادی از کنترل را براي دستيابي به نیازهای سفر خود مانند پذيرش شدن و سوار شدن به هواپيما ، دسترسي به جامه دان در فرودگاه را به دست خواهند آورد ، بهره وری بهبود يافته و هزینه های خطوط هوایی كاهش خواهد داشت و قابل پیش بینی است كه جنگ شدید برای به دست آوردن مشتری و دستيابي به سهم بيشتر بازار براي افزايش ظرفیت ، وجود داشته باشد .

         شايد يكي از ضعف هاي خطوط هوایی چشم پوشی از "مدیریت مالی كارآمد و قوی" خود باشد كه مقدار قابل توجهی از درآمد را به دلیل نداشتن سیستم حسابداری درآمد برای کنترل هزینه ها يا پیگیری مطالبات ، حسابداری درست در تعامل با آژانس های مسافرتی از دست مي دهد . توجه به اين مورد موجب صرفه جویی در فرایند كليه هزینه ها  مانند کاهش هزینه های عملیاتی ، صرفه جویی قابل توجه در ذخیره سوخت و برنامه ریزی صحيح می گردد .

         تمركز شركت هاي هوايي بر عنصر خدمات و درک مشتری و ابعاد انسانی است زيرا اهميت از دست دادن یک تماس شخصی با مشتري برای گوش دادن به آنچه که او می گوید و برخورد مستقیم با مشتریان آنقدر مهم است كه موجب توسعه و درک بازار کسب و کار براي آنها است

         فراهم نمودن الزماتي چون توجه به بخش IT (فناوري و ارتباطات) ، استفاده گسترده از شبکه های اجتماعی مبتنی بر وب ، مشاهده و پايش دائمي رفتار هاي متفاوت بازار و مشتریان ، ارزیابی خدمات و مدل های عملياتي جدید ، داشتن نمایندگي در تمام بازارهای مهم نزدیک به مشتری ، شكيبا و صبور بودن هنگام بحران هاي مختلف برای حفظ وجه خود زيرا اوضاع سرانجام به حالت عادی باز خواهد گشت ، پوشش و اشراف بر تمامی زنجیره مراحل حمل و نقل هوایی تجاری به ويژه سیستم برنامه ریزی پرواز كه با پیدا کردن بهترین مسیر ها و تعيين سریع ترین زمان پرواز ، کوتاه ترین مسیر پرواز ، براي مصرف سوخت کمتر ، مدیریت مسافر و بار ، امور مالی ، عملیات پرواز ، و تعمیر و نگهداری هواپیما از راه هاي محقق كردن توفيق در  بازار کسب و کار شركت هاي هوايي است .  

         مشتريان خطوط هوایی سفر را برای دو هدف کسب و کار يا فراغت و تفریح انجام مي دهند در دهه گذشته کشورهای در حال توسعه متوجه مزایای گردشگری در اقتصاد ملی خود شده و به توسعه زیرساخت ها  و اقامتگاه های تفریحی پرداخته اند ، توجه کشورهای پيشرفته صنعتي در غرب اروپا و شمال آمریکا به ساخت هواپیماهای بزرگ مانند ايرباس و بوئینگ ، براي انجام گرفتن سفر بیشتر و مقرون به صرفه به مقاصد جدید ، رشد سریع تجارت جهانی براي ارائه کالاها و خدمات و سرمایه گذاری مستقیم بین المللی به رشد سفر کسب و کار گردشگري کمک کرده است.

         سودآوری شرکت های هواپیمایی به رشد صنعت گردشگري ، اقتصادی و تجارت گره خورده است در حقيقت كل صنعت هواپیمایی پس از رکود اقتصادی جهان در طول نیمه اول 1990 ، جنگ خلیج فارس ، کاهش تعداد مسافرين بین المللی در سال 1991 و مشکلات شديد مالی شرکت های هواپیمایی ، سفارش هاي داده شده هواپیما در سال های رونق (در اواخر 1980) ، منجر به توليد بيشتر هواپيما و ايجاد ظرفیت اضافی قابل توجه در بازار خطوط هوایی عضو یاتا گرديد بسيار رنج برد .

         از آن زمان به بعد ، خطوط هوایی تلاش بسیاری برای کاهش هزینه ها و عوامل فشار كردند .  ياتا نيز در اين زمينه پيشنهاد كرد خطوط هوایی برای کاهش بدهی خود ، ذخایري را ایجاد و سطح سرمایه گذاری را حفظ است. 

         خطوط هوایی دريافتند كه برای مقابله با هزینه های خود و بهبود خدمات خود و حضور قوی در بازارهای جهانی حمل و نقل هوایی و برای تبدیل شدن به شركت هايي کارآمد تر و رقابتی تر و پاسخگویی به نیازهای مشتریان خود و حفظ آنها ، نياز به سرمایه گذاری زیاد براي بالا بردن کیفیت خدمات خود در زمین و هوا دارند لذا به اين منظور خدماتي چون Ticketlessسفر بودن بليت كاغذي به صورت  Ticketless ، فروش اینترنتی بلیت در وب سايت ، شفافیت در قیمت گذاري ، توانا نمودن مشتريان برای يافتن ارزانترین قيمت با يك کلیک ساده ، پذيرش براي پرواز توسط خود مسافر Self Checking ، ارائه سیستم های سرگرمی جدید ، راحتي بیشتر صندلی ، ایجاد شبکه های ارتباط برای گسترش دسترسی به مشتریان خود به عنوان راه هايي براي جذب و حفظ مشتریان ارائه نمودند ، زيرا رکود اقتصادی براي خطوط هوایی به معنی تقاضای کمتر برای سفرهای هوایی و کاهش ظرفیت بود يا حتي ورشكستگي بود مشكلي كه بايد در كنار بحران هاي ديگر چون قیمت بالای سوخت كه موجب افزايش هزینه ها و نگراني سرمایه گذاران از خريد سهام شرکت هواپیمایی پس از محاسبه بازگشت سود سرمایه مي شد ، مديريت مي گرديد .

 

يادداشت

شرکت هوایی ارزان قيمت يا LOW COST CARRIER = LCC

ادغام و اتحاد چند شركت هوايي يا ALLIENCE

مسافرين كسب و كار  BUSINESS كساني هستند كه فقط به دليل نياز كاري مسافرت مي كنند .

 هاب به معني فرودگاه مركزي است كه براي اتصال دادن پرواز هاي داخلي مسافرين به پرواز هاي خازجي مورد استفاده قرار مي گيرد .

منابع

بازرگانی حمل و نقل هوایی : چالش ها و فرصت کنفرانس APG Monte Carlo, November 4, 2010مونت کارلو ، 4 نوامبر ، 2010 

Pierre J.Jeanniot O.C,C.Q,B.Sc,LL.D.,D.Sc  مقاله اينترنتي

http://adg.stanford.edu

http://www.iata.org/whatwedo/economics/pdf

http://www.iata.org/pressroom/pr/2010-01-27-01

پروفسور JAN K. BRUECKNERK. BRUECKNER , DR. ، DR و DARIN LEE LEE DARIN شوک های 11 سپتامبر ، سارس ، قیمت نفت

K. Brueckner استاد اقتصاد در دانشگاه کالیفرنیا ، ایروین : Darin_Lee@lecg.com دارین لی مدیر مدرسه LECG ، LLC ، شرکت مشاوره اي اقتصاد در Cambridge MA, 

فروش اینترنتی بلیت هواپیمایی ، بیانیه کنت م مید ، بازرس کل Number: CR-2000-111, July 20, 2000 گروه حمل و نقل ، گزارش شماره : CR - 2000 - 111 ، در 20جولای 2000 و ارائه شده توسط Orbitz در سراسر جهان ، 2009

 

28/09/90



 

 

 

" خیال درکلام "


         مقدمه 

      گفتن شعر و بیان عقاید و مکنونات قلبی در کلام موزون و خیال انگیز یکی از هنر هایی است که قرن ها بین مردم ایران زمین برای بیان زیبای ، عقاید و مفاهیم دینی کاربرد داشته است ، " گاثا ها " اشعار دینی زردشت در ایران باستان ، مضامینی در خصوص طبیعت ، مفاهیم عرفانی ، فلسفی ، عشقی و ستایش شاهان در دوران بعد و بیان موضوعات اجتماعی و سیاسی یا طنز در دوران مشروطه و دوران معاصر و سرانجام بیان احساسات و مقولاتی نو با سنت شکنی قالب های کهن در شعر نو بعد از نیما از این مقوله اند .       

در طی عمر دراز شعر سالمند فارسی گاهی شاعران برای گنجاندن مفاهیم خیال انگیز زیبا و سُترگ ، ایهام ، اشاره ، ابهام ، ایجاز و صنایع ادبی در تعدادی واژگان اندک ، موزون و با قافیه و برای موجز گویی جهت تاثیر گذاری بیشتر ، شعر فارسی را به اوج زیبایی رسانده و گاهی با تکلفات نا به جا و اغراق آمیز خود موجبات افول آن را فراهم آورده اند اما در این گذار هیچگاه شعر نمُرده و در اوج بی جانی ، به ناگاه نابغه ای تیزبین و تیزرو آن را از ورطه انحطاط نجات داده است .       

روزگاری شغل شاعری (به استثناء برخی افراد) و شعر به اجبار در خدمت دربار و ستایشگر شاه و درباریان بوده و به دینار یا درهم فروخته و معاوضه می گردید که البته یکی از دلایل اصلی آن فقر شاعران بوده است ، حتی ستارگان ادب فارسی نیز خود به این نقیصه در اشعارشان اقرار داشته اند ، فردوسی سی سال ، به اجرت خسی ، برای کسی ناآگاه از شعر و ادب زحمت می کشد و مجبور می شود ، شاهنامه اثر ارزشمند و زیبای حماسی خود را به سلطان وقت تقدیم کند که او نیز با ناجوانمردی بر خلاف وعده نخست خویش به جای کیسه های زر برای او کیسه های سیم می فرستد .      

امروز در نزد بیشتر شاعران شعر یک هنر متعالی است و نه ابزار درآمد ، شاعران امروز اگرچه معمولا ً از قالب های موزون قدیم و نو تقلید می کنند اما یک تفاوت اساسی با قدما خود دارند و آن استقلال اندیشه برای گنجاندن مفاهیم بدیع و متفاوت نو در فحوای کلام و انتقال احساس و افکار و تاثیر گذاری بیشتر خود  بر شنونده است و خریداران شعرشان مردمان با خردند که قدرت درک و ارزیابی سره از ناسره را دارند .     

نویسنده این واژگان نیز هیچگاه ادعایی نداشته و افتخار می کنم که در این وادی مقلد ستارگان گذشته و حال ادب فارسی هستم ، هنگام تدوین بخش کوچک قابل انتشار ذوق و قریحه ناچیزم سعی کرده ام در حد توان مضامینی احساسی و از دیدگاه خودم نویی ( به قولی دیگر حرف دلم ) را در این قالب ها گنجانده و به شنوندگان و خوانندگان مجموعه "خیال در کلام " ارائه نمایم .     

اگرچه داوری در مورد اینکه تا چه اندازه موفق بوده ام را به خوانندگان عزیز محول می کنم اما امیدوارم گیرایی و قدرت کلام عرضه شده توانسته باشد گوشه کوچکی از خاطر خطیر آنها را تصرف کرده باشد .      

برای روشن شدن بیشتر جایگاه ادبی شعر خود و امثال خود در حوزه شعر فارسی به عنوان بخشی از ادبیات فارسی ، مثالی می آورم که در عرصه و دشت گسترده شعر فارسی با درختان تنومند و سرافراز زیبای روزگار قدیم و عصر نو که برخی از مدعیان معاصر ما نیز همچون بوته کوچکی از آن به حساب می آیند ما در اندیشه خود به مثابه خزه ها و علف های ریز این دشت می مانیم ، به تعبیر دیگر مانند خال کوچکی بر چهره ای زیبارویی هستیم ، که بود و نبودش برابر است ، اما شاید گاهی کمی موجب افزودن زیبایی جزئی و در مواقعی نیز شاید موجب کاهش اعتبار شعر در ادبیات شده و حتی از زیبایی آن بکاهد .       

از آنجا که در مجموعه " خیال در کلام " گاه کلام موزون اما به صورت آزاد و گاهی براساس قالب ها ، اوزان عروضی و با قافیه ، مضامین در قوالب مرسوم شعر کهنه و نو فارسی ریخته شده ، برای اینکه در محضر ستارگان شعر  فارسی خطایی نکرده باشم به جای نامیدن این دل نوشته ها به عنوان شعر ، نام مجموعه را " خیال در کلام " گذاشته ام .       

بزرگان گفته اند : " سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند " ، داوری و تمییز شعر بودن از کلام این مجموعه را بر عهده خوانندگان عزیز می گذارم .                              

ما کجا و  حسین (ع) کجا  !

اي حسين (ع) اي مقتداي دين ما      

راه و رسمت تا  ابد  آيين ما        

جسم تو خونين  ز دنيا دار شد           

دشمن تو رو سياه و خوار شد          

باش يارم ناخداي كشتي خير و نجات                 

هم  شفيع و دستگيرم  بر صراط                          

گفته هايت بوي عرفان  مي دهد                                   

ميوه خوش عطر ايمان مي دهد                                        

هم    پيامت ، خفته را جان  مي دهد                                     

هم مرامت ، درس قرآن  مي دهد                            

سرخي خونت به رنگ لاله هاست                       

چشم ما غرقاب و پُر از ژاله هاست                           

اي صداي تو نداي حق و داد                    

راه توعقباييان را توش و زاد         

پرچم خون رنگ تو در دست ماست      

ضامن اسلام و دين و هست ماست    

گر محبانت  روند  آن   راه   تو

کاش بينند گوشه اي از جاه تو

زمستان 81      

به یاد اربعین حسين ( ع )

اربعين رفت و نشستم گوشه اي    

چون درختی فاقد یک خوشه اي           

آن شجاع با فتوت ، آن سخي                   

آن حسين ( ع ) با مروت آن اخي                

زندگی بخشیده او بر مومنان                             

در ميان جنگ و غوغاي سنان                           

ديده ام نادر ، گياه سبز و تر                               

سبزيش جذاب افكار و بصر                              

من كه مغموم و خراب راه او                               

ناتوان از وصف و حد و جاه او                                    

مسجد و منزل همه محزون او                                           

هر كجا باشد ازویش گفتگو                                         

  تا قيامت باقي ، است افكار او                                         

فعل و ذکر و داستان هایی از او                  

مست و مقهور است با ظلمش چرا دنياپرست ؟                                                       

چون جزاشان مانده تا روز الست                              

مر خدایا ، در جهان ما ذره ايم                            

از سفاهت غافل و هم غره ايم                

  بي فروغ و دوریت ، روزم شب است                  

لطف کن بر من چو ذکرم رب است                   

تو ببيني جرم ما ، پوشيده دار               

در ره وصلت مرا کوشیده دار

چون نمایي رحمتت بر شخص خوار           

باز می گردد گره از کار و بار                   

شاكرم ، يا رب تو را یار ودود                             

بر همه انعام بر بود و نبود

زمستان 1385                                    

در رثای امام علی (  ع )

يا علي (ع) اي باب دانش، منجي روز شمار                                               

در مسير عشق بودي جان سپار                                     

ختم اخلاص عمل در راه دين                                                                        

پاك روحي و بري از كافرين                                                           

پاسدار راه حق از دشمنان                                                                                            

نور تو روشن كند تا بيكران                                                                            

ياور مظلوم و از ظالم بري                                                                                               

فاتح لشگرگه ديو و پري                                                         

  با تو قوم کور و ساده ، بد نهاد                                                               

  واي بر اين كوه حلم و صبر و داد                                         

سايه اي بر آفتاب روي او                                                         

ناكساني گمشده ، در كوي او                     

عاري از خشم شقاوت ، باد آز                                           

خصم او را كُشته در حین نماز            

هم دعا هم زاريش در چاه بود                          

بنده اي ارزنده همچون ماه بود       

چشم او مدهوش انوار خدا                              

 عصر او غافل ز انوار هدی        

فعل او یکتا ز قوم خویش بود (=خویشتن)           

داوری عادل برای خویش بود (=خویشاوند)              

بهر حفظ مصطفي (ص)، دست شقي                               

 او بخفت در جاي پاك آن نبي                                                                    

قرب كعبه جايگاه زاد او                                                                       

خلق ایمن بر حقوق از داد او                                                  

بر اسير و ضارب ظلمت سرشت                                                                             

رحم او سجن اش نموده چون بهشت                                                                      

ضربه اي کردش سزاي كار او                          

                                                                          

بهر آن  ديو  سياه و زشت رو                                                                       

از  علي  اخلاص  و  عرفان  را  بجو                                                                                               

  تا شناسي صورت زشت  از نكو       

 مهر ماه 83                      

شهر رندان               

شهری است پر ز رندان ، هر سو بود  نگاری         

تا وقت بازگشت است ، باید نمود کاری                

چشم  و  زبان  نگهدار ،  در طول     زندگانی         

تا کامران  شوی تو ،  با رسم  بردباری               

گر  اندکی   نظر  بر ، جسم   و   تنت    نمایی          

فهمی که از تکبر ، دور است از تو یاری                

چون  یار دردمندی  ، عاری کنی  ز  باری          

او با تو باز خندد ، همچون  گل  بهاری                

وقتی  توان تو داری  ،    دریاب   مستمندان             

گر بشنوی  غم دل ، از یار  یا   کناری                 

در بوستان  غفلت ، مست اند  این حریفان        

خوابند و سخت خوابی منجر شود به زاری                 

ما را درین سرامان ، هر  لحظه فرصتی  بود

کی ما توان  رساندن ، با حال زار باری                

روشن نما  تو  دل  را ، از  غفلت  و جهالت             

زشتی بشوی از دل ، از گرد و هر غباری               

 یا رب مرا چوعشقی است ، مملو این وجودم         

گوید  مرا که گیری ، آرامش و  قراری               

 با خوبروی خوشدل ، همراه  و همنشین شو      

شاید به یک تبسم ، تو بر کنی حصاری                

ای  مهربان  صابر ، از خویشتن  برون  رو            

رو سوی  شهر نیکان ، با  نیت شکاری                       

 با  یاد  مستمندان ، مغبون  و  مشتعل  شو            

شکر خدا نما  تو ،  گر مست و هوشیاری                        

مهر از کسی مگردان ، کز  وی  وفا  برآید             

این است رسم مردی ، گر  مرکبی سواری                       

 با فکر و کرامت  ،   پوشان  گناهکاری            

با رحمت الهی ،  رو سوی کامکاری                       

ای راهوار عاشق  ،  کن   جلوه ای نمایان            

آزاد کن  تو  دل را  ،  گر  عشق یار  داری                      

چون سال ها  برفت  و عمرت رسید آخر           

بگشای چشم دل را در حال خوار و زاری                       

راغب به حال جان باش ، در این  جهان فانی            

غافل مباش اینجا ، زیرا که بار داری 

آبان 1385                    

راز و نیاز 

گردي گردون ، تب خيره سري            

صرف ندارد كه تو دنيا خري                

حبس دل و روح و روان در درون                           

مانده فقط نقش تني در برون                              

  گرچه شكسته دل و آشفته ايم                                         

مخزن درديم ، ولي خفته ايم                                                     

بار خدايا ، سر جهل و هوي                                                                

داده همه عمر مرا بر فنا                                                                    

با گذر اين دهه ها ، سال ها                                                                          

ريخت مرا ، جمله پر و بال ها                                                                                 

زرد و نحيف از همه جا رانده ام                                                                                                    آن غزل آخر خود خوانده ام                                                                                 

چشم ترم تا دم آخر به توست                                                           

رو سيه ام بخشش آن دست توست                                                      

فاش بگويم به تو من راز خويش                                            

گرچه بداني  همه را خويش بيش                                            

رنگ رخم زرد ز زخم زبان                                   

بارش تير است ولی كو كمان                               

آن هنر و مهر و دل سوخته                              

آن ادب و دانش آموخته                          

من نتوانم كه كنم ادعا                   

بنده لطفم ، لیک بی مدعا

شكرگزارم همه جا ، هر زمان   

بر در تو خوار و زبون در امان                

با قلم لطف و كرم كن حساب                        

وقت شمارش بدي ام را عتاب                             

جز تو ني ام كس که پناهم تويي                                              

آن صمد واحد و غير دويي

خرداد 86                            

    اميد به فردا

بار الها ، من چرا    با دست  خود                                

پاي عشق و روشني   پي مي كنم                   

در گذار       چرخش چرخ زمان                                                  

  اشك ريزان ، آه ، بر  دي مي كنم                                       

سينه اي پر درد و رنج و مسكنت                                                                         

قوت جان و دل        ني مي كنم                                                         

سال هاي سالكي ،        آشفتگي                                                                         

من ،   فداي قامت   وي مي كنم                                           

حال از آغاز راه ،          با معرفت                                                         

جام عشقي ، مملو از  مي مي كنم                            

رفتني چابك ،  به سوي سرنوشت                                        

از براي دل ،  خدا  ،  طي مي كنم           

ناتوان  ،         از ديدن انجام كار                          

قصد تاج و تخت آن  كي مي كنم

  ۲/۲/ ۸۸             

مفاهیم رنگي

رنگ ها هر يك چه معني  مي دهند                 

شور و شوقي در دل و فكر    مي نهند      

سنگ  و  آب  و   چرخش  رنگين كمان                     

قدرت حق    رنگ كرده   ،   اين جهان            

رنگ آبي ،         رنگ آب   و    آسمان                           

پاكي و آزادگي را                    پاسبان                 

رنگ سرد   و   رنگ گرم در يك   زمان                                

جمع ،  اما نكته ها            در آن نهان                          

رنگ زرد         همرنگ نور  كهكشان                                          

روشني هاي جهان را          آن نشان                                 

مهر و كينه ، خشم  و   نفرت سركشان                                               

خفته  در معني رنگي           بي گمان                                        

رنگ قرمز رنگ خون  و   لاله ها ست                                                      

يادمان  عشق و درد       و ناله ها ست                                                

گنبد سبز پيمبر      قبله گاه    مسلمين                                                                

پرچم عمار و حيدر     پوشش ابن امين                                                        

رنگ سبز   با         سبزي روي  زمين                                                                          

 داده ما را         وعده ي  عصري نوين                                                                    

رنگ " مشكي " رنگ ماتم رنگ    مرگ                                                                                          

قطع هستي ، قطع شاخ    و قطع برگ                                                                            

 در " سپيدي " صلح و سازش باقي است                                                                                      

شهد مهر در جام يار    و ساقي است حسرت                                                                        

اي خدا     من  چرا          پنداشتم ؟                                                                               

جاي ديگر ديدم              و  برداشتم                                                                 

روزگاري    جايگاهي             داشتم                                                                         

در خيالم تخم               ايمان كاشتم                                                          

قربت كوي تو در سر          ، داشتم                                                                  

مي پريدم گر           كمي  پر  داشتم                                                   

گاه گاهي چشم خود تر      ،   داشتم                                                         

ساده راه وصل تو                انگاشتم                                        

ذكر و يادت    را كه          باور داشتم                                                    

دوستی    در دل  همی           انباشتم                                

 وای بر من           آنچه را من   کاشتم                                      

خار بوده ،      داشت یا         برداشتم                          

پشت سر  ،  راهی كمي   باريك    است                                       

پيش رو   سختي   ولی    تاريك   است                      

گرد پيري ، حسرتم  ،   سرمايه     شد                                

  آه بر دوران ماضي             مايه شد                 

در لباس   زهد ،   زاهد  ،    گم شده                            

کشف  مجهول         بر    مردم شده          

بد سرشتی  ،  مكر و حيله    ، دلبري                     

نخوت و مردم فريبي   ،    خود سري

31/3/88    

نهفته هاي ضمير

الهي اي كارساز و اي داننده نهفته هاي ضميرم .

بي تو غرق غفلت و به هواي خويش اسيرم .

رويم سوي توست و دل به ديگر جاي دارم .

اگرچه راه رسم دويدن ديده و پاي دارم .

قصدم راه توست اما گاهي گم گشته و به بيراهه مي روم .

سرگشته و حيران ، بيهوده مي دوم .

به بندگي ات ايستاده و پيشاني خويش بر خاك مي سايم .

در سنگلاخ عشق بي باك مي آيم .

خشنوديت مي جويم اما گاهي موفق وگاه ناآگاه به وادي شهوت و حرص قدم مي گذارم .

ظفر را با صبر به لطفت  نزديك مي شمارم .

از جان و دل مقامت را ستوده و به بزرگيت و بخشش ات ايمان دارم . 

گاه هواي درون با اغواي ديو بيرون با هم ساخته

و مرا به گمراهي كشانده

و مردماني را مي بينم كه بر خاك مذلت نشانده

هر جا به بازي انسان ها جمع دل

و دين موجب كمرنگي ايمان و رونق ريا شده

نور هدايتت چراغي منير و ضيا شده

كسب همه به بازار يكدلي و يكرنگي كساد

خوش مي درخشد سالوس و ريا و فساد

جوشان ضمير و طوفان به دل

نالان زبان آكنده ديدگان ز اشك

هر دم و زمان  زيبا خط و خالند دورويان نقش باز

مردم فريب و تيره دل پر ز آز

برخي به وعده دل به بنده بسته اند .

گم كرده راه و بيمار عشق و خسته اند .

آنان نيازمند

و چشم به داروي حيات

هم غرق غفلت

و هم عاشق ممات

الهي با دانش اندك و سياق خود سعي بر خشنودي تو داريم .

اما زمان گذشت و هنوز با منزل امنت فاصله داريم .

 گرد پيري و بيم دوري راه ، غم جانكاهي را بر دوشمان نهاده در كمال ناتواني عزم لقاء تو كرده ايم .

اي فرياد رس ، دستان ما را به رحمتت پر نعمت نما .

و ناديده انگار نقصان و گناه كوچك و بزرگ ما

روشن نما ديدگان نابيناي ما را با بارش نعمات و روزيت تا زنده ايم

بر تن نحيفمان بپوشان لباس بي نيازي و عافيت

بنمای بر ما راه خداشناسي

بیش بساز كار ما

و بنواز ما را به لطف و بخشش خويش

قهر خود را فرو ريز  بر نامردمان ناراست

كه به تزوير و نيت پليد و گرگاني آراسته به پوستين گوسفند همچون ولید

  با آتشي از خشم ، بر جاي خويش بنشان

و انوار روشنت برای هدایتشان بیفشان

جادة موفقيت را برایمان تا زنده ايم پيوسته در مسيري كه مي پسندي هموار کن

و ما را با تن هاي مقربت همراه کن

حاجات ما را خود برآر تا آن را از روي نياز ، نزد بندگان نبريم .

بدي هاي ما را ببخش  تا با كوله بار شرمندگي و گناه از اين دنيا نرويم .

سه شنبه ۲۵ خرداد 

باران

مواج چون نسيمي نرم بر چهره ي زمين

مي وزد بهار با صداي گريه باران

پوستين سفيد كوه سوراخ سوراخ و بي قواره کهنه شده

می خواهد جامه ای نو ، سبز و رنگین بخرد .

پرندگان با شادی چند روز است نغمه می خوانند .

صداي خشش برگ های خشكيده زير پا ها نمي آيد .

سيماي خاك با اشک باران شسته شده

لحظاتي آسمان  پاكی را به زمين و انسان هدیه می دهد .

كلاغ آب كشيده در خانه خيسش آراميده و در حسرت ، خشكيدگي ها انتظار می کشد .

تا به جاي بلبلان باز آواز بخواند .

تا روح مردگان زنده نما با شنيدنش آسایش بیابد .

سه شنبه 11 بهمن 89                

  آرزو

عمريست كه پي آرزو هايم مي گردم

و مي جويم آن چه را كه به همان اندازه كه دور است گاهي نزديك و دست يافتني  است .

واي كه يكي دو تا نيست .

و هرچه عمر مي گذرد تعدادش بيشتر مي شود .

برخي از زياده خواهي است .

و برخي هم از روي به گزيني و به خواهي و بهپويي مشغله فكري ام شده !!

گاهي دست از آن  كوتاه و همچون خرما بر نخيل خود نمايي مي كند .

و گوشه اي از فكر و ذكر و نماز و دعايم را پر كرده !!

اما با دلبستگي غريبانه در دور دست ها مي بينمش .

گاهي سراب است و گاهي نقشي خوشي بر آب !!

اگرچه برخي در راهش سر مي بازند تا به بهاي گزاف بيابندش

اما باور دارم كه ميوه آرزو وقتي كه آفتاب خواست آفريدگار را ببيند خواهد رسيد .

در وقت موعود ، در چند قدمي با ناباوري پيش پايم  آن را خواهم یافت  .

با رنگي و بويي خدايي همان گونه كه بار ها پيش از این ديده ام .

و باز آرزويي ديگر كه به اميدش زندگي و روزگار مي گذرانم .

چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390                 

شعر گونه با حروف بي نقطه

دادارا 

مردي محرم راه  آواره هر سو در هواي سرد و كم سوي سحر مي گردد  .

آگاه در دام مكري دائم  

گامي آرام هوي و هوسي مرده 

و احساسي سرد كه مرگ را هر دم در دل مي مكارد .

  ملول و دلي درد آلود

مار و دد و دام گرداگرد روح

و اما گروهي در صدر كار كوروار گرد دلدار

و رود  را در سراسر سحر طي مي دارد .

دمادم اي هلال ماه درود گوي

و صد سلام           

اشک

مي توان گفت و شنيد

  آن صداي نتراشيده که مذبوح ركيك 

مي تراود ز دهان رنگارنگ

مي خراشد دل و روح معصوم

پُر شد از عطر و فریب و نیرنگ

چون که آغشته نمود این فضا با کلامی زهرآلود ، پست و سخيف

خنده اي مستانه ، كه ز غيرت خالي است .

در پسش تاريكي ، در برونش چه نمايي زيبا !!

مي توان ديد ريا كه مخفی شده در ستر پرستش

بي اساس و بنيان

و غريب است كسي با دلي نا همراه

چون كه تمكين نكند  کام داران سخیف

مي نوازند رفيقان شفيق  

كه به دستان و به دل رهسپارند به تاريكي ها

عارفان تنهايند ! عاشقان تنهايند !

انتظار ياري ،سوی بالا دارند . ( یاری = دوستی ،کمکی )

آسمان ابر شد ، به دلش غم دارد .

اشك چشمش جاري است .

به دلم افتاده که دلش غم دارد .

دوشنبه 11 بهمن 89

به یاد دوست

روزگاري با اميدي زيستم          

رهنما شد هر دمي من كيستم .                           

در اميد و نااميدي شاد بود                        

نرم خو ، شيرين زبان ، چون باد بود .                                                

حلقۀ زنجير ياران  بود او                                                  

بر كوير تشنه  باران  بود او                                                       

  گرمي جمع و محيط غم زده                                                              

پوششي بر جسم سرد يخ زده                                                            

با كمال دانشش بي ادعا                                           

مي كنم هر دم مر او را اين دعا                                          

بار الهي حرمتش افزون نما                                     

تا كه بينم شهرتش اندر سماء                               

چشم بر درگاه حق من دوختم                        

جمله ها از يار خود آموختم               

كاش باشم هم رهش بار

دگر تا که جويم هم رهش كار دگر ب

همن ماه ۸۷          

بحر طویل

ای بشر ،  تو کیستی !

عاقبت تو نیستی !

پاک دینی یا به راه کفر هستی ، چیستی ؟!

عاشق دنیایی یا كه رهرو عقبایی !

در تمنای وصال ، بيش داری به سرت  کار محال !

ای که داری موی زال ، بس کن این قال و مقال !

کژدمی اندر درونت ... ماه وش نقش برونت !

در هوای دلبری , سخت کوبی هر دری !

می شناسی معرفت!

ذره اي داري مروت ، یا صفت!

گفتگویت آشناست ، تا قیامت نارساست !!

نقش بازی بی بدیل !

کشته ای عدل و عدیل  !

حق تو جویی ، دیو رویی

عابر غافل تويي مدهوش کو ایی !(کو= کوی ، کوچه)

نقش بينی ، سر گذاری تو بسویی ارزشش ، کمتر ز مویی !

آن خس بر روی آبی

غافل از هر کار نابی

با دو چشم باز ، لیکن خواب خواب و خواب خوابی !!!

تو خماری عاشق دنیا مداری

غافل از هر کارزاری (جنگ)

میزبان و میز داری کار داری هیمه ها بر گرده داری

در سرای مهر و الفت هم زبون و خار و خواری

بار داری ، نار داری ، وای من چون کار داری

ذره ای با خود بیندیش ، بر سکوی کفر بهتان  از چه روی ، تو کار داری  !

خورد دیوان بار داری

دیو خود خواهی  و محنت ، همنشین و یار داری !

راه و رسمت بی وفایی ، دوستي با بی صفایی

کم به دیده ، کم به سینه ، مردنت را یاد داری ؟!

شاه بیتی در همایش

شاهبازی در پریدن

هم پرش  ، هم در همایش ، خط و ربط و ختم کاری !

تو به ظاهر اوج احسان سکه دار مردمانی

  ياد دار اين پند من جان

چوبی است پای رفیقان

بشکند هنگام یاری ، دست گیرت دست شیطان

غافلی از کار یزدان

دوستدار نارفیقان

کن توقف ، باز بنگر بر تجاهل ، نیست وقت آه و زاری !!

وقت رفت و قد خمید و نفخه مالک دمید !

آری , آری کار داری آستین پر مار داری

از قبول اشتباهت عار داری !

 نتيجه :  

 قامت رعنا چه خوش می آوری 

چشم بر بستی ز روز داوری !

هان بدان ، کو نیست با تو یاوری  !

این همه گفتم از آنچه خورده ای

 لیک دانم باز همچون  مُرده ای 

  باز بنگر توشه خود با تعمق  باخته يا بُرده ای  !

خرداد 81                   

بهار

آمد بهاری زیبا

آمد و چه سریع در حال طی شدن است .

عمر و جوانی هم زود گذر است .

بهتر بگویم هر چیز تازه ای نیز با گذر زمان کهنه و قدیمی می شود .

تلاش کنیم که در فرصتی که داریم و تا چراغ زندگیمان روشن است راه را برای آینده ی دنیا و عقبی خود هموارتر کنیم و راه دیگران را روشن نماییم .

کاری کنیم که با آثار و خاطرات به جا مانده از ما اگر باشیم یا نباشیم به نیکی از ما یاد کنند .

اگر   بودیم تمایل همنشینی با ما را داشته و در سختی ها به کمکمان بیایند .

و اگر نبودیم آمرزشی برایمان بخواهند .

دستمان رسید کمکی کنیم .

و اگر دستمان نیامد لااقل دل کسی نیازاریم

که این بار بد ، به منزل آخرت نتوانیم رساند .

هر زشتکاری و  شیطان صفتی و شیطان گفتاری و شیطان اندیشی را می کنیم اما در توهم  متکبرانه خود را صالح و عابد و دیگران را نادان و پست تر از خود می بینیم .

سرشت خود را ببینیم ، چرا که آیینه شکستن خطاست .

مطمئن باشیم که با نمایش بندگی و ظاهرآرایی و عوام فریبی خدا را نمی توان فریفت .

غافل نباشیم در هر مکان و موقعیت اجتماعی که باشیم گزینه ها و راه های رسیدن به خدا برایمان فراوان است .

هیچگاه مدعی نباشیم که این راه را فقط ما شناخته ایم که پیش ازما نیز بیگمان مردمانی آن را پیموده اند  . اگر  ستمی بر ما رفته ، بدانیم دست بالای دست بسیار است و دست خدا بالاترین دست هاست .

با توکل و امید به خدا و همت مطمئنا ْ زندگی را زیبا دیده و  از آن خرسند خواهیم بود .

بهار 1391      

سوییس  

سوئیس

  به هيچ دريايی راه ندارد .

تنها 5% از ارتش سوئيس حرفه ای و مابقی وظيفه هستند .

مردم سوئيس تميزترين و آرام ترين مردم جهان هستند .

بخش عمده ای از سوئيس کوهستانی و زير برف است .

سوئيس درقلب اروپا درهيچ يک ازجنگ های جهانی اول و دوم شرکت نکرد .

اين كشور کوچک تنها 41 هزارکيلومترمربع مساحت دارد ، يعنی 2% مساحت ايران   (مساحت ايران1.648.000 مترمربع است .)

مجموع استان گيلان و مازنداران از لحاظ مساحت و جمعيت ونوع جغرافيا و آب و هوا با سوئيس برابری می کند .

سوئيس دارای مرز آبی و امکان تجارت دريايی و صنعت شيلات نيست .

سوئيس يخبندان های آلپ و سرما هوا را دارد . 

درامد سرانه سوئيس بيش از48 هزاردلاراست .

اين کشورجزء 5 کشور ثروتمند جهان است .

بيشترين درآمد سوييس از جذب سرمايه بانک ها وساخت ساعت واجرای پروژهای صنعتی و معدنی است .

نيما آغازگر تحول در شعر فارسي

نيما آغازگر تحول در شعر فارسي

         درخت شعر فارسي ريشه در ادبيات باستان دارد از دوره فارسي باستان با اوستاي موزون آغاز تا دوره فارسي ميانه و درخت آسوريك به زبان پهلوي و دوره فارسي جديد با ادبيات حماسي شاهنامه فردوسي و سرانجام شعر نو نوآوري و نو انديشي به دست نيما و سپس تا امروز ادامه داشته است .

         نيما در روستاي كوچك يوش در خانه اي گلي در ميان انبوهي از درختان و فضايي طبيعي در سال 1274 ه . ش چشم به جهان گشود محيط زندگي وي نقش و تاثير بسزايي در آفرينش آثار نو و پُـر جاذبه او داشت ، اگرچه شعر نيما همانند شعر ديگر شاعران بوده است اما چون منبعث از محيط اجتماعي و روح و احساس طبيعت دوست اوست بسيار لذت بخش و خيال انگيز و تاثير گذار است .

         نزديك به نود سال از تاريخ نخستين سروده متفاوت نيما به نام " افسانه " كه شعري موزون اما فارغ از قالب هاي سنتي بود و به عنوان سبكي ابتكاري و نوآورانه بعد ها مورد توجه و كاربرد توسط بهار ، ايرج ميرزا و شهريار شاعران مشهور آن روزگار  قرار گرفت ، مي گذرد . اگر امروز نيما را آغازگر تحول در شعر فارسي مي دانيم به معني آن نيست كه قبل از نيما شعر فارستي ايستا بوده و تغيير نيافته است ، شعر در طول تاريخ از جهت شكل و قالب و محتوا تغييرات محسوسي داشته و تغييرات زياد از نظر محتوا و تفكر و ادراك در شعر به هنگام نياز را در ايجاد سبك هايي چون خراساني ، عراقي ، هندي ، بازگشت و دوره مشروطه مي توان دخيل دانست كه وجود اين سبك ها شاهدي بر اين تغييرات است .

         يقينا ً راز دلپذيري و زيبايي شعر فارسي به دليل اين تنوع و گوناگوني تعبيرات و تحولات كه سر چشمه از شرايط حاكم بر محيط شاعر و حوادث و رخداد هاي تاريخي در زمان هاي مختلف مي گيرد ،  است . پيوسته شاعران كوشيده اند كه با دقت و ظرافت نوآوري ها و تغييراتي در مضامين را براي اشعار خود با توجه به محيط اجتماعي خود بيافرينند اما اين تغييرات به صورتي نبوده كه تغيير بنيادي و اساسي بر پيكر عظيم شعر سنتي باشد .

         نيما و نوگرايان ديگر هيچگاه بر سر آن نبودند كه افتخارات گذشته ادبي كه گنجينه اي گرانبها است را فراموش كرده و يا كنار بگذارند ، بلكه معتقد بودند كه با افزودن آثار نومي توان ارزش ميراث كهن را حفظ نمود .

         نيما نيز به يكباره دست به تغيير شعر سنتي نزد ، در آغاز شعر او متاثر از شعر دوره مشروطه بود ، وي در قالب هاي مستزاد ، چهارپاره ، رباعي و قطعه موضوعات و مسايل اجتماعي مردم محروم و متوسط و عقايد سياسي - اجتماعي تا عشق و عواطف و احساسات را بيان كرد .

         نيما مي گفت : فضاي زندگي و شكل جامعه تغيير كرده است ، شعر نيز بايد همپاي ديگر تغييرات پيش برود و افكار و انديش و عواطف و احساسات امروزين را در قالب هاي متناسب و نو بريزد ، نه آن كه قالب هاي كهن و متعلق به زمان گذشته را ظرف ديدگاه هاي اجتماعي نو امروز نمود .

         نيما مي گفت : شعر من نخست به سبك خراساني بود كه همه چيز در آن يك جور و بطور كلي دور از واقعيت و كمتر مربوط به خصايص فكري و زندگي شخصي بود .

         نيما مي گفت : هزار سال يكسان فكر كردن و حس كردن و حرف زدن تحقيري است كه به روح خود وارد مي آوريم .

         " قصه رنگ پريده " نخستين شعر متفاوت نيما از لحاظ شيوه و سبك سنتي بوده و گرايش به نوآوري در آن به صورت كم رنگ نمايان است .

         " افسانه " نيما شعري متفاوت است و همين شعر است كه او را از گمنامي بيرون آورد و بتدريج نام او را در محافل ادبي و انجمن ها بر سر زبان ها انداخت و موجب شد تا بسياري از شاعران جوان آن روزگار از سبك و شيوه او پيروي كنند .

         تحصيلات او در سن لويي و فراگيري زبان فرانسه ، او را با ادبيات جهان آشنا كرد ، او پس از مدتي شعر " ققنوس " را سرود و بعد از آن به طور رسمي شعر نو نيمايي رسميت خود را اعلام كرد و بدين طريق نيما تحول اساسي در شكل و محتوا را در شعر فارسي به وجود آورد و شعري خارج از حيطه تعريف شده مرسوم و به دور از تقليد را آگاهانه و صادقانه به ادبيات فارسي تقديم نمود .

         نخستين ويژگي بارز شعر نيمايي شامل صميميت در بيان است كه با ادراكات و تجربيات شخصي او در شعرش عجين است او در شعرش توصيف طبيعت را به زبان مردم روستايي مي كند نه فرهنگ هاي مرسوم !

         ويژگي ديگرش طبيعت ستايي است ، طبيعتي راستين ، واقعي و بي آرايش نه تقليدي ! زبان شعرش وحشي است و با طبيعت وحشي همساز است !

         به گفته نيما :

         شعرش " افسانه " يك شيوه مكالمه طبيعي و آزاد دارد

         غـزلي است طولاني تر از غـزل قدما ، اما به سبكي يگانه براي رسا ساختن كلام

         نمايشي است اختصاصي همانند يك تئاتر كه مي توان شخصيت ها را در داستان آزادانه به صحبت درآورد .

         ساختمان شعر ش كمي آزادتر و رهاتر از قالب مثنوي است و در آن فكر حركتي آزادنه دارد .

         گنجايش اين ساختمان شعري آنقدر زياد است كه مي توان مطالب زيادي را در آن جاي داد ، شاعر آزاد است در يك مصرع يك يا چند كلمه يا جمله اي بياورد ، هر جا خواست جمله خود را تمام كند .

         در حقيقت اشخاص در اين ساختمان صحبت مي كنند نه تكلفات شعري چون اشعار قدما ، شاعر در قيد چارچوب ها نيست ، زيبايي شعر در آن است كه طبيعت را نيكو تشريح مي كند و معني ساده اي را به سادگي بيان مي كند .

         مجموعه اشعار نيما به دفعات در مجلات و نشريات چاپ شده و فرزند او شراگيم و سيروس طاهباز اشعار سنتي ، مدايح ، رباعيات و شعر هاي نو نيما را با تاريخ سرودن آنها به چاپ رسانده اند .

         مقالات و نوشته هايي ديگر به نام " حف هاي همسايه – ارزش احساسات ، نامه هايي خطاب به همسرش " نيز از او باقي مانده است .

پيكر نيما پس از مرگش از تالار رودكي توسط شاعران و نويسندگان و دوستداران شعرش تا يوش تشييع و در زادگاهش يوش در دي ماه سال 1338  آرميد .

شعر از نيما به نام " داروگ "

خُشك آمد كشتگاه من

در جوار كشت همسايه

گر چه مي گويند " مي گريند روي ساحل نزديك

سوگواران در ميان سوگواري "

قاصد روزان ابري ، داروگ ! كي مي رسد باران ؟

 

بر بساطي كه بساطي نيست .

در درون كومة تاريك من كه ذره اي با آن نشاطي نيست .

و جدار دنده هاي ني به ديوار اتاقم دارد از خشكيش مي تركد .

چون دل ياران كه در هجران ياران

قاصد روزان ابري ، داروگ ! كي مي رسد باران ؟

 

برگرفته از : گزيده اشعار نيما يوشيج – تهران – ميلاد – 1378

 

وضعيت شركت هاي هوايي داخلي

وضعيت شركت هاي هوايي داخلي

         كسب و كار شركت هاي هوايي با افزايش حمل مسافر و بار در مسير هاي داخلي و بين المللي هوايي رونق مي گيرد و در راستاي تقويت اقتصادي و بقاء خود ، چشم آنها پيوسته به دنبال يافتن روزنه هايي براي نفوذ در بازار هوايي پُـر سود كشور هاي ديگر و كسب درآمد بيشتر از طريق دستيابي به مسير هاي جديد پروازي شناخته شده و سودآور شركت هوايي رقيب بوده و كمك آنها به رقيب نيز نه از سر دلسوزي بلكه با برنامه ريزي و براساس اهداف راهبردي براي منافع خود انجام مي پذيرد .

         اهميت اين موضوع به عنوان امري حياتي براي تمامي شركت هاي هوايي در عرصه بين المللي به حدي است كه سياست كشور ها و سازمان هواپيمايي كشوري آنها نيز به گونه اي است كه در اين ميدان قاطعانه به حمايت از شركت هاي هوايي داخلي خود در بازار داخليشان مي پردازند و پس از هم انديشي و مشورت با كارشناسان اين صنعت و بررسي كليه آسيب هاي احتمالي و اخذ راهكار هاي مناسب ، به اعطاء امتيازاتي حساب شده ، منوط به تامين منافع شركت هاي هوايي خود مي پردازند . به عنوان مثال به تعداد پرواز هاي اعطاء شده به شركت هوايي رقيب ، به همان تعداد پرواز براي شركت هاي هوايي داخلي خود ، پرواز در كشور  طرف مقابل در نظر مي گيرند  و اگر در شرايط خاصي شركت هوايي بيگانه بخواهد تعداد پرواز هايش را بيش از پرواز هاي در نظر گرفته شده افزايش دهد ، بايد پس از اخذ مجوز به تعداد مسافر حمل شده بيشتر (بزرگسال و كودك) مبلغي را به عنوان روياليتي به كشور مقابل بپردازد .  

         سال هاست كه ناوگان حمل ونقل هوايي كشورمان تحت فشار تحريم هاي جهاني است و گاهي با تصميم گيري هايي در اين حوزه ، سنگيني اين بار دو چندان شده است . بار ها به دليل ناخواسته نقص فني هواپيماهاي فرسوده ، شاهد تاخيرات طولاني و گاهي سوانح هوايي دردآوري بوده ايم ، اما آيا تا کنون فکري اساسي براي رفع اين گرفتاري شده است ؟

         روز به روز دايره تحريم ها بر كشورمان تنگ تر شده و امروز در ادامه اين روند ، شرکت هاي هواپيمايي نيز مشمول تحريم از سوي ياتا شده اند و مسئولين براي رفع مشكل و امنيت جان مسافرين و بهبود سطح كيفي و كمي پروازهاي داخلي ، راهكار كمك گرفتن از يكي از شركت هاي هوايي خارجي را انتخاب كرده و در نهايت از بين آنها تصميم گرفتند از يك شرکت هواپيمايي بيگانه متعلق به كشور كوچك قطر استفاده کنند .

         در نگاه نخست انتخاب اين راهكار امري پسنديده است اما چرا زودتر چنين اقدامي صورت نپذيرفته تا ضمن برآورده سازي رضايت مردم ، از بروز تاخيرات طولاني پرواز ها و وقوع سوانح هوايي ناگوار پيشگيري شود ؟

         امري انكار ناپذير است كه به طور حتم مسافرين حتي با قيمت گران تر بليت شرکت هوايي قطر ، با ورود ناوگان هواپيمايي پيشرفته و به روز و با ضريب امنيتي بالا و برتري در ارائه كيفي و كمي خدمات ، گرايش و تمايل بيشتري به سفر با آن شركت را داشته و اين موضوع نيز قابل قبول نيست که با سلب اختيار از مسافرين مي توان جلو آنها را براي سفر و استفاده كمتر از شركت هاي هوايي خارجي گرفت . يقينا ً حضور اين شركت در بازار هوايي ايران با شناسايي پتانسيل بازار و برنامه ريزي بوده و نشانگر اطمينان آنها به وجود درآمدي سرشار در اين بازار هوايي است .

         شركت هوايي قطر مطمئنا ً قصد دارد با افزايش مطلوبيت استفاده از حمل و نقل هوايي و سفر با هواپيما هاي مدرن و تخصيص ناوگان مورد درخواست مسافرين آنها را به سمت خود جذب كند و با برآورده سازي نياز ها و انتظارات مسافرين و ارائه خدمات با كيفيت تر و  متعدد ، پيش و پس از انجام پرواز و درون پروازي ، انتخاب مسافرين را به سوي خود معطوف كند .  

        همچنين با كاهش نرخ يا ارائه نرخ هاي مناسب در مسير هاي بين المللي و گسترش شبكه پروازي خود و ايجاد تقاضاي جديد و جذب تقاضاي موجود در بازار هوايي ايران براي پروازهاي اروپا و امريكا  به تعداد مسافرين خود بيفزايد . 

         از سويي ديگر با ورود کادر پروازي قطر در بازار هوايي ايران بسياري از فرصت هاي شغلي کشور در اختيار آنها قرار خواهد گرفت و احتمال اين نيز وجود دارد كه نيروهاي زبده و با تجربه در حوزه هواپيمايي كشور با مشاهده پيشنهاد ها و امتيازات بالاي ارائه شده شركت هوايي قطر و ساير شركت هاي هوايي خارجي جذب آنها شوند .

         به رغم اينكه مجلس شوراي اسلامي ايران اعلام نموده که اجازه فعاليت شرکت هوايي قطر در بازار هوايي ايران تا حدي است که موجب ضرري به شرکت هاي هوايي داخلي نشود ، اما شك نبايد داشت كه در رقابت دراز مدت با توجه به برنامه ريزي هاي راهبردي و ابقاء شرايط موجود ، به شركت هاي هوايي داخلي ضربه سنگيني وارد خواهد شد و احتمال خالي شدن جاي آنها براي حضور پُـر رنگ تر شركت هاي هوايي خارجي دور از ذهن به نظر نمي رسد .

         عبدالرضا موسوي رييس هيئت مديره انجمن شركت‌هاي هواپيمايي در گفت‌وگو با ايران اکونوميست ( ايسنا ) گفته است ‌: شركت‌هاي هواپيمايي همچنان مشكل دارند و به شركت نفت بدهكار هستند و ورود هواپيماهاي قطري به بازار ايرلاين‌هاي داخلي ، تيشه زدن به ريشه شركت‌هاي هواپيمايي داخلي است .

         او همچنين افزوده است : هنوز مشكل بدهي شركت‌هاي هواپيمايي به شركت پالايش و پخش فراورده‌هاي نفتي حل نشده است و به منظور رفع مشكل با رياست جمهور و رياست ستاد هدفمندسازي يارانه‌ها مكاتبه شده و منتظر اقدامي از سوي آنها هستيم تا مسئله شركت‌هاي هواپيمايي با شركت نفت را حل نمايند .

         وي در ادامه گفتگو بيان كرده ‌كه شركت نفت در برخي فرودگاه‌ها ( اهواز ، اصفهان و شيراز ) سوخت را فقط به صورت نقدي ارائه مي‌كند و تمام مبادلات با يورو انجام مي‌شود و قيمت آن نيز از ابتداي سال تقريبا 40 درصد افزايش يافته است .

         موسوي همچنين افزوده در گذشته بانك‌ها به ما ارز مي‌دادند اما اكنون بايد ارز را از صرافي‌ها تهيه كنيم ، با افزايش نرخ يورو ، درآمد شركت‌هاي هواپيمايي به شدت كاهش يافته است و در چنين شرايطي امكان اجراي طرح‌هاي توسعه‌اي و آموزشي وجود ندارد .

         وي تصريح نمود ‌: ما از مردم ريال مي‌گيريم و در شرايطي كه درآمدها هزينه‌ها را پوشش نمي‌دهد چه كسي بايد هزينه‌هاي شركت‌هاي هواپيمايي را تامين كند .

         به گزارش ايسنا ، اقتصادي نبودن ايرلاين‌ها از مشكلات عمده صنعت هوايي ايران است ، اكنون شركت‌هاي هواپيمايي ايران با مشكل اقتصادي و ناهماهنگي درآمد و هزينه روبه‌رو هستند ، زيرا هزينه‌هايشان براساس نرخ بين‌المللي دريافت مي‌شود ، اما درآمدهايشان تكليفي و ثابت است .

         در اين ميان بر اساس قانون ، فعاليت شركت هوايي خارجي در خطوط داخلي به صورت مستقل ممنوع است و حتما ً مجلس شوراي اسلامي بايد راي به اجراي آن دهد و اين طرح را تاييد كند اما اين موضوع مورد موافقت اعضای کميسيون عمران مجلس قرار نگرفته است .

         نهايتا چاره‌اي اساسي براي اين كاستي كه سالهاست در كشور مشهود است با خريد هواپيماهاي جديدتر و توسعه امکانات هوايي بر طرف مي گردد تا مانع از احتياج به کشورهاي خارجي شود و امروز کشوري با عظمت تاريخي و گستردگي ايران با اين همه ثروت و نيروي انساني ماهر براي رفع نياز خود وابسته و محتاج به شركت هوايي کشور كوچكي همچون قطر نباشد .

         احساس مسئوليت و انديشيدن اين راهكار از سوي مسئولين درخور تحسين است كه براي اهميت دادن به امنيت هوايي و جان مسافرين چنين راهكاري را در برنامه خود قرار داده اند اما همچنان اين انتظار باقي است كه تلاش مضاعف نمايند تا تحريم هاي چند جانبه كه باعث رکود صنعت هوايي و ضعف ناوگان هوايي گرديده را کاهش داده و يا تعديل کنند .

         در اين رابطه وزير راه و شهرسازي ورود هواپيماهاي قطري به حيطه فعاليت ناوگان هوايي داخلي ايران را باعث تقويت خطوط هوايي داخلي مي‌داند . وي تاكيد كرده كه مسئولين ايرلاين‌هاي داخلي نظير هما ، ماهان و آسمان در جلسه تفاهم با طرف قطري حضور داشته‌اند و با اين موضوع مخالفتي نكرده‌اند.

         وی با بيان اين که هواپيماهای قطری در صورت ورود به کشور فقط در مسير‌های داخلی به کار گرفته می‌شوند ، تصريح کرد : به دليل اين که اين هواپيماها سوخت را با قيمت بين‌المللی ليتری 700 تومان دريافت می‌کنند ، قيمت بليت آنها 25 درصد بيشتر از هواپيماهايی خواهد بود که با قيمت سوخت 400 تومان پرواز می‌کنند .

         فرهاد پرورش مدير عامل شركت هواپيمايي هما در گفت‌و‌گو با تهران‌امروز به شروطي كه وزير‌ راه‌وشهرسازي براي شركت‌هاي هوايي قطري تعيين كرده‌است اشاره نموده و گفته است : اولين شرط اين است كه قيمت بليت هواپيماهاي قطري 25 درصد از ايرلاين‌هاي داخلي گران‌تر باشد و دومين شرط هم اين است كه سن هواپيما ها زير 7 سال باشد .

         وي در اين ميان به تقسيم مسافرين نيز اشاره كرده كه به‌نوعي اشاره به تقسيم مسافرين به پردرآمدترها و كم درآمدترها دارد ، وي گفته است : بالاتر بودن قيمت بليت ايرلاين قطري باعث تقسيم مسافر مي‌شود و هميشه عده بسياري از مسافرين داخلي هستند كه نيازمند بليت‌هاي ارزان‌تر هستند و همين موضوع باعث مي‌شود كه از تضعيف ايرلاين‌هاي داخلي جلوگيري شود.

         وي اشاره كرد : موضوع پيشنهاد شركت هوايي قطر مبني بر ارائه خدمات در خطوط هوايي داخلي كشور ربطي به ممنوعيت كاپوتاژ ندارد . اما از آنجا كه فعاليت يك شركت هوايي خارجي در خطوط داخلي به صورت مستقل طبق اين قانون ، ممنوع است ، شركت‌هاي هوايي قطري بايد زير چتر ايرلاين‌هاي داخلي فعاليت كنند و تحت كنترل سازمان هوايي كشوري باشند ، همچنين افزود ايرلاين‌هاي قطري قرار نيست تمام پرواز‌هاي داخلي را پوشش دهند بلكه با رسيدن به توافق با ايرلاين‌هاي داخلي تنها بخشي از پروازهاي داخلي را پوشش خواهند داد و همين موضوع باعث مي‌شود كه ايرلاين‌هاي داخلي در اين ميان زيان نبينند .

         وي افزود : قطر كشوري كوچك است اما پتانسيل هوايي بالايي دارد و در مقابل كشور ما بسيار پهناور است و به دليل وسعت زياد آن ، تقاضا براي پرواز هوايي بالاست.

         پرورش ادامه داد:  قطري‌ها نيز مثل هر كشور ديگري در اين خصوص پيشنهاد هايي را به ما ارائه داده‌اند و اين موضوع براي ما هم منافعي متقابل دارد .

         گفته مي‌شود شركت‌هاي قطري با دو شركت آسمان و ماهان همكاري خواهند كرد ، هواپيماهاي تحت پوشش اين شركت نيز از نوع ايرباس و بوئينگ هستند .

         اما كارشناسان و دست‌اندركاران حوزه حمل‌ونقل هوايي كشور ورود ايرلاين قطري به آسمان ايران را صد در صد به ضرر ايرلاين‌هاي داخلي مي‌دانند و اين تصميم را به عنوان يك رقابت نابرابر عنوان مي‌كنند.  آنها معتقدند كه ضعيف بودن ايرلاين‌هاي داخلي در ارائه خدمات باعث مي‌شود كه عموم مردم از استفاده ايرلاين‌هاي داخلي رويگردان و به سمت استفاده از ايرلاين‌ قطري متمايل شوند .

         رويكرد شركت هوايي قطر به اين اقدام با چشم اندازي روشن بوده و مزاياي زيادي براي آنها به همراه مي آورد ، در مرحله نخست موجب رفع انحصار شركت هاي هوايي داخلي در استفاده از فرودگاه هاي ايران و افزايش تعداد فرودگاه هاي اصلي براي شركت هوايي قطر در ايران مي شود و پس از آن مي تواند براساس تقاضاي موجود و پوشش نواحي جمعيتي ايران به گسترش شبكه پروازي خود بپردازد تا از يك سو در كنار آن از بازدهي شركت هاي هوايي داخلي در صحنه رقابت كم كم بكاهد و از سوي ديگر با كاهش نرخ بليت خود و قيمت گذاري و تنظيم كرايه هاي حمل بر اساس تقاضاي بازار در ساير مسير هاي بين المللي مشترك با شركت هاي هوايي داخلي در شبكه پروازي ،  مسافرين بيشتري را جذب نمايد .

         با شرايط كنوني علاوه بر علل بر شمرده شده فوق شركت هوايي قطر به دلايلي چون ، امكانات نامساوي ناشي از تحريم ، امكان افزايش پرواز به منظور اتصال دوحه به مقاصد بيشتري در دنيا ، افزايش توافق ها و انعقاد قرارداد هاي هوايي جديد و ايجاد اتحاد با ساير شركت هاي هوايي اروپايي و آمريكايي و منطقه خليج فارس در مسير هاي جديد پروازي در منطقه اروپا ، آمريكا ، خاور دور و اقيانوسيه ، تقريبا ً امكان رقابت شركت هاي هوايي داخلي با خود را از بين مي برد .

         لذا لازم است در اين رابطه مسئولين امر ضمن هماهنگي و تقويت فعاليت شركت هاي هوايي داخلي به صورت چندجانبه با هم ، تمامي زواياي و تبعات اين موضوع را دقيقا ًبررسي و مطالعه نموده و بدون شتاب زدگي تصميمات را اخذ نمايند .  

 

منابع

تهران امروز ، سخنراني علي نيكزاد وزير راه و شهرسازي در مراسم تجليل از خلبان بوئينگ 727 مسكو- تهران

مقاله پرواز قطر در آسمان ايران به قلم حميدرضا عسگري در روزنامه صبح ايران آفرينش تاريخ : شنبه 28/08/1390

http://iraneconomist.com/  گفتگو با عبدالرضا موسوي رييس هيئت مديره انجمن شركت‌هاي هواپيمايي  باسايت  ايران اکونوميست سه شنبه  17 آبان   1390       

 

ازدواج و نظام خانواده در عهد ساسانيان

 

ازدواج و نظام خانواده در عهد ساسانيان

         در زمان ساسانيان ازدواج پنج قسم بود :

         1 - پادشاه زن (زن ممتاز) : ازدواج دختر باكره با رضايت والدين ، در اين ازدواج فرزندان در دنيا و عقبي از آن شوهر  بودند .

         2 - ايوك زن : ازدواج دختر باكره كه يكدانه والدين است ، زن بايد اولين فزرند خود را به عوض خود به والدنش واگذارد و از آن پس پادشاه زن شود .

         3 - سذر زن : زن خوانده ، اگر مرد جوان (لااقل در 15 سالگي) پيش از ازدواج بميرد ، خويشان او دختري بيگانه را جهيزيه داده تا با مرد بيگانه ازدواج كند ، چون اين زن فرزند خانواده محسوب مي گردد نيمي از فرزندان او متعلق به جوان متوفي خواهد بود و نيمي ديگر متعلق به شوهرش ، خود زن نيز پس از مرگ متعلق به جوان مرده است .

         4 - چغر زن يا چاكر زن يا زن چاكر : بيوه زني است كه از نو شوهر كند ، اگر از شوهر اول فرزندي نداشته باشد او مانند سذر زن است يعني نيمي از  فرزندان شوهر دوم او متعلق به شوهر اول و خود زن نيز پس از مرگ متعلق به شوهر اول است .

         5 - خود سراي زن : يعني زني كه در حمايت خود است و بي رضايت والدين ازدواج كرده باشد ، او از والدين ارث نمي برد مگر وقتي كه پسر ارشدش بزرگ شده و او را بار ديگر به ازدواج پدر خود به عنوان پادشاه زن در آورد .

         جواني كه مي خواهد ازدواج كند بايد به والدين دختر كابيني و جهيزيه به صورت نقد يا جنس دهد و در بعضي احوال حق استرداد آن را دارد ، مثلا اگر دختر نازا باشد .

         هنگام تولد فرزند ، پدر بايد به شكرانه آن خيرات و مبرات دهد و جشن گرفته و وليمه دهد و ميزان آن با دختر يا پسر بودن فزرند تفاوت مي كند ، هنگام نام گذاري نبايد نام هاي متعارف بت پرستان را بر فرزند بگذارند چون گناه است ، فرزند بايد از چشم بد حفظ شود ، بر اساس باورشان فرزند پرتويي از پدر است و بايد از او فرمان ببرد ، اگر فزرند نافرماني كند سهمي از ميراث به مادرش در صورتي كه شايسته تر از او باشد مي رسيد ، پرورش دادن كودك وظيفه مادر است و اگر او نباشد وظيفه خواهر و دختر جوان پدر اوست ، اگر فرزند دختر باشد شوهر دادن او بر عهده پدر است و اگر پدر فوت كرده باشد و مادرش پادشاه زن باشد اين اجازه داشت ، در ساير موارد اين حق مختص ولي شرعي دختر است و دختر مجاز نيست خودسرانه شوهر كند  ، اجراي عقد و ازدواج و صحت طلاق و حلال زادگي و صدق تملك و ساير حقوق در دست مغان بود .

 

منبع

وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهي ساساني - تاليف پرفسور آرتور كريستنسن ترجمه استاد مجتبي مينوي -  انتشارات پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي – 1374

 

مناصب اداری در عهد ساسانيان

مناصب اداری در عهد ساسانيان

         بزرگمهر را پرسيدند كه چه بود كه پادشاهي ساسان ويران گشت ، ... گفت سبب دو چيز بود : يكي آن كه آل ساسان كار هاي بزرگ به كارداران خُـرد و نادان گماشته بودند و ديگر اهل دانش و خردمندان را خريداري نكردند .         

         مسعودي در كتاب التنبيه و الاشراف مي گويد : پنج تن امور مملكت را مديريت مي كردند و واسط بين شاه و رعيت بودند ، اول موبذان موبذ (اعظم روحانيون ) ، دوم وزرگفرمازار (صدراعظم) ، سوم سپاهبذ (سپهسالار ) ، چهارم دويربذ (حافظ دفاتر  و كاتب) ، پنجم هوتخش بذ كه استريوش بذ نيز ناميده مي شد . (حافظ همه آنها كه كار دستي مي كردند از قبيل بندگان ، برزيگران ، بازرگانان ، ...)

         در ادبيات پهلوي اعضاء چهارگانه اجتماعي را به بدن انسان تشبيه كرده اند  ،  اصحاب دين را به منزله سر ، اصحاب مقاتله و جنگجويان و كارزار را به جاي دست  ،  كشاورزان را در حكم تن يا شكم  ،  صنعتگران را برابر با پا شمرده اند .

         صدراعظم در زمان هخامنشيان هزار پت و در زمان ساسانيان هزار بد خوانده مي شد و لقب ديگر وزرگفرمازار بود كسي كه هم وزير تفويض هم وزير تنفيذ بود ، او در همة رفتار و كردار خويش برترين مردان و واقف به امور سياست و عالم به اصول مملكت داري و مقدم همة اقران ، جامع خصال ، دور بين ، ماهر در حكمت عملي و نظري بود ، شغل صدارت در همه دولت هاي اسلامي خلفاء ، اقتباس از دولت ساساني بود .

         وزرگان (بزرگان و نژادگان) : در عهد ساسانيان هر بار كه شاه جديدي بر تخت مي نشست مهان و نژادگان براي عرض طاعت خويش و بيانات او حاضر مي شدند .

         تعبير عربي نژادگان برابر اهل بيوتات ، العظماء برابر با بزرگان و مهان ، الاشراف برابر با آزاده نژادان بود كه در زبان پهلوي به ترتيب وسپهران و وزرگان و آزاذان مي گفتند .

         آزاذان : طبقه نژادگان و اصيل زادگان در زمان ساسانيان تقريبا ً متعدد و در كشور پراكنده بوده و اداره ولايت را به عهده داشتند . اسواران : از طبقه آزاذان شغل زراعت داشته و در روستا و مورد لطف شاه بودند ، مي توانستند به مقامات عاليه اجتماع و خدمات دولتي نايل شوند ، ذوق اسب تازي ، سواري و پهلواني و دليري در سر داشتند ، تعداد آنها كم و پس از اشراف عاليه در درجه اول قدر و اعتبار بودند . درجه دوم اين صنف ديهكانان (دهقانان) خوانده مي شدند ، آنها از امور لشكري دور اما ملزم به دفاع ولايتي بودند .

         خسرو اول (خسرو لقب پادشاهان ساساني بود كه معرب آن كسري) خدمات " ايران سپاه بذ " يگانه را ميان چهار سپاهبد تقسيم كرد .

         ايران دوير بد يا دويران مهست : رئيس طبقه بي شمار دبيران و كاتب اعظم مملكت ،  شهردبير : دبير مملكت و مهتر دبيران شهرستان  ،  مُـهر دار : رئيس ديوان ختم و رئيس شعبه سجلات و صاحب صدقات

         مزربان : رئيس ولايت (بلد) و صاحبان ثغور ، مزربانان بيشتر جنبه لشكري داشتند تا كشوري ، آنها از ميان طبقه عاليه مردم انتخاب مي شدند و بر تخت سيمين مي نشستند ، مرزبانان شهردار ناحيه سرحدي آلان و خزر استثنائا ً حق نشستن بر تخت زرين داشتند ، پادگوسپان : نايب شاه در ربعي از مملكت بودند كه مهمات كشوري در منطقه خود را رسيدگي كرده و داراي قواي نظامي براي دفاع از ايرانشهر بودند .  (ايرانشهر به معني كشور ايران شامل اباختر يا شمال ، خراسان يا مشرق ، نيمروز يا جنوب ، خوروران يا مغرب  مي شد .)

         يك نام ديگر حاكم استان دار بود آنان داراي اندكي قواي نظامي و متكفل اداره املاك خالصه بوده اند .  شهريگ : به معني رئيس شهرستان (كوره) ،  اساوره و سرهنگان سپاه ، پشتيگبان سردار : به معني رئيس دسته پاسبان خاصه و از ملازمان عمدة شاه در موقع شكار  ،  همهرز : به معني سرهنگان دسته پاسبانان

         ولايت به كوره ها تقسيم و هر كوره كوچك داراي يك مركز بلده يا شارستان بود كه آنرا شهر مي ناميدند ، رئيس اداره شهر ، شهريگ از ميان دهقانان انتخاب مي شد ، رئيس يك قريه (ديه) و مزارع آن (رستاق – روستا) ديهيك ، دهقانان بودند . در مجمل التواريخ آمده است : ديهكانان رؤساء و مالكين اراضي و قراء بودند .

         قاضيان : دادوران محاكم هر كوره را اداره مي كردند . از ديگر كارگزاران عالي مقام ولايتي كه جنبه قضايي داشتند يكي سروش ورزدار يا فقيه صلح ، ديگري دست برهمداد ، در قريه نيز ديهكان يا يك فرد ديگر قاضي ديه بود ، براي داوري بين لشكريان فقيه مخصوص به نام سپاه دادور (قاضي عسكر) وجود داشت ، در بعضي موارد هيئت منصفه اي مركب از قضات مختلف به مطالب رسيدگي مي كردند .

         واستريوشان سالار : رئيس ماليه ، شاهريشت : صاحبان مظالم  ، مردمان بذ : صاحب ديوان ، خوان سالار : خورشگران و خواليگران ، ستكيان : پرده داران ، آخور بد يا آخور سالار يا ستورپان : رئيس اصطبل

         دُرسـت بد : طبيبان دربار بودند كه اكثرا ً مسيحي بودند ، مدرسه عيسويان در گندي شاپور در اين زمينه مشهور بوده است .

         مغني : به معني اهل فن موسيقي از اصناف خنياگران و رامشگران و نوازندگان و خوانندگان و ساير اهل هزل و طرب بود .

         موبد : از واژه مغپت كه بعد موغبد و موبد شده است ، مغان صنف اعلي و افضلي بودند كه وجود خويش را وقف خدمت به ايزادن مي نمودند ، بلاد ماد و آذرپاذگان سرزمين آنان بوده است .

         هيربذ (هيربد) در اوستا به معني مؤدب و مربي بوده ودر زمان بعد آخرين درجه از مدارج ديني است و تعداد آنها از افراد همة درجات ديگر بيشتر است ، كار هيربد و مهتر او موبد تزكيه و تطهير نفس است .

         در تاريخ طبري آمده كه خسرو دوم دستور داد آتشكده هايي ساختند و در آنها دوازده هزار هيربد براي زمزمه گماشتند ، فرهنگ برهان قاطع هيربد را چنين تفسير مي كند : 1- خادم و خدمتكار آتشكده   2- قاضي و مفتي گبران ، خداوند و بزرگ و حاكم آتشكده  3 - آتش پرست ، صوفي ، مرتاض ، رياضت كش

         همين كه مغ بچه شناخت خود را به كتاب هاي مقدس و آيين هاي ديني نشان مي داد (عموما ً در سن پانزده سالگي) هيربذ مي شود و قابل و صالح براي انجام دادن خدمات ديني مي گردد .

 

منبع

وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهي ساساني - تاليف پرفسور آرتور كريستنسن ترجمه استاد مجتبي مينوي -  انتشارات پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي – 1374

 

کورش در تاریخ باستان

         مورخين عصر حاضر تاريخ قديم ايران را به سه دوره تقسيم نموده اند:

         دوره اول شامل حوادث قبل از هجوم اسكندر مقدوني به ايران است كه اعراب آن را ملوك الطوائف مي خو انند ، دوره دوم به دوران پارت و دولت اشكانيان در ايران موسوم است ، دوره سوم عصر ساساني است.

         در دوره اول تاريخ - دوران هخامنشي - ايران به اوج مجد و افتخار رسيد ، اين دوران مجد از زمان سلطنت كوروش شروع مي شود و همان دوره ايست كه پرده اي بر جزييات وقايع آن افتاده و مستقيما ما را براي درك و تحقيق آن با مشكل روبرو ايم .

         مترجمين عرب ، داستان هاي ايراني را ترجمه كرده و به عنوان تاريخ از خود باقي گذارده اند كه بعدا ً فردوسي طوسي آن را به نظم كشيده و جاويدان ساخته است . اگرچه نمي توان شخصيت هاي شاهنامه را صورت حقيقت داد و ما نمي دانيم كه آيا واقعا ً در تاريخ چنين كساني بوده اند يا اينكه نتيجه خيال و ساخته تصورات هستند.

         يك چيز واضح است و آن اين كه اوستا كتاب ديني زردشتيان ماده اصلي اين كتاب بوده كه بعدها اين موارد توسعه يافته تا به صورت داستان درآيد . در قسمت هايي از اوستا كه باقي مانده است ،نام هاي بعضي از شخصيت هاي شاهنامه كه در آن به سلسله پيشداديان تعبير مي شود وارد شده است.  اين داستان ها و اسامي مدت ها ورد زبان ها بوده و سپس در عصر ساساني به صورت داستاني كه حاوي حماسه هاي ملي است درآمده است . پس از حمله اسكندر كه كتب تاريخي ايراني به آتش كشيده شد، كتابي براي درك حقيقت وقايع باقي نماند و داستان هاي فوق جانشين آن تاريخ  شد .

كوروش

         ماخذ ما از آن چيزي است كه مورخين يوناني در احوال كوروش نوشته اند يا ماخذ فارسي و آنچه از آثار باستاني ايران باقي مانده ، چيز ديگري نيست كه مهم ترين آنها كتيبه هاي داريوش است كه به خط ميخي نوشته شده و در قرن 19 به خواندن آن موفق شده اند ، جالب تر از همه اين ها نقش برجسته كوروش كبير در پاسارگاد است .

         سه تن از مورخين شهير يوناني احوال كوروش را به تفصيل نگاشته اند ، هرودوت ، كِتزياس و گزنفون هستند .

         هرودوت در سال 484 قبل از ميلاد متولد شده است . كتزياس به طب اشتغال داشته و در دربار امپراطوري هخامنشي نيز مدت ها طبابت نموده است و گزنفون مدت ها با دربار ايران ارتباط داشته است دو فيلسوف يوناني از شاگردان سقراط بوده اند . كتيبه هاي فارسي بعضي از آنچه را كه اين مورخين نوشته اند تاييد مي نمايد ، مثلا شجره نسب كوروش را همانطور كه هرودوت و گزنفون نوشته اند ،در  كتيبه داريوش نيز عيناً آمده است .

        استوانه كوروش كه در حفريات بابل بدان دست يافته اند بعضي تواريخ و سنوات را روشن تر مي سازد . كورش از امراي پارس بود كه اقوام آريايي مقيم سرزمين پارس او ر ا حاكم خود نمودند . پس از مدت كمي بدون مقاومت زيادي كوروش توانست ماد را نيز تصرف نمايد و براي اولين بار در تاريخ ، كشور متحدي در ايران تشكيل دهد و در آسياي غربي امپراطوري تازه اي ايجاد كرده و از آن زمان فتوحات پي در پي كوروش شروع مي شود، فتوحاتي كه مقصود از آن خونريزي و جمع مال و شهوت سلطنت و سيطره نبود بلكه براي گسترش امنيت و عدالت و دستگيري از مظلومين و مقهورين بود ، بيش از دوازده سال از سلطنت او نگذشته بود كه همه كشورهاي آسيايي از ساحل درياي سياه تا صحراي بلخ در برابر او سر تسليم فرود آوردند .

هرودوت و گزنفون داستان كودكي كوروش را به تفصيل بيان مي كنند و چنين مي گويند كه جد مادري كوروش قصد كشتن كوروش را داشت و فرمان كشتن او را نيز صادر كرده بود اما كوروش به طرز عجيبي از چنگال مرگ نجات يافت . بدين طريق تعليم و تربيت درباري از كوروشروي بر بست و در كلاس طبيعت درس خواند و در دامان كوه و بيابان پرورش يافت تا روزي رسيد كه توانست مواهب خدادادي و فضائل خود را آشكار كند و آوازه شهرت خود را به گوش همه برساند . به رغم اين كه كوروش مي توانست از دشمنان خود كه مي خواستند او را به دهان مرگ بيندازند انتقام بگيرد ، ولي او عفو را بر انتقام برگزيد و از همه گذشت و كوچكترين اهانتي به آنها روا نداشت.

         مورخين يونان عقيده دارند كه كوروش پس از آنكه بر تخت نشست با پادشاه ليدي (كرزوس) كه با او دست به دشمني زد و كوروش را مجبور به توسل به شمشير نمود جنگ نمود ، كوروش در اين جنگ پيروزي يافت . ليدي در آسياي صغير كه امروز موسوم به آناتولي تركيه حاضر است قرار داشت . حكومت ليدي دست نشانده يونان بود ، معمولا در آن زمان عاقبت ممالك شكست خورده ، ويراني و قتل عام به دست فاتحين بود ، اما مورخين يونان مي نويسند كه چنين چيزي اتفاق نيفتاد و كوروش با كمال بزرگواري با مغلوبين رفتار كرد به طوري كه مردم احساس نمي كردند كه آتش جنگي به خانه آنها كشيده شده است.

         رسيدن كوروش به بلخ در آن زمان در حكم رسيدن به آخرين نقطه شرق بود ، زيرا كوروش از ايران جنوبي برخواسته و سپس به مكران و بعد به كابل رفته و بلوچستان را پيموده به سوي بلخ رو نهاده بود . گمان قوي مي رود كه سرزمين سند نيز در اين حمله كوروش فتح شده باشد  . پارسيان، سند را به نام هند مي خواندند  . در كتيبه داريوش هند در فهرست بيست و هشت كشوري كه گشوده شده ، ذكرگرديده است.

         آوازه دادگري كوروش دنيا را گرفته و زبان ها ، گو ياي محاسن او بود ، مردم بابل و طبقات زجركشيده آن شهر چاره اي نديدند جز آنكه به دربار كوروش پناه برده و متوسل شده و  از او دعوت به فتح بابل كنند تا براي نجات آنها از اين عذاب و رنج ، گام پيش نهد ، هرودوت مي نويسد : والي سابق بابل با لشكر كوروش همراه بود و راهنمايي مي كرد . با وصف در و دروازه هاي مستحكم شهر ، مسلم بود كه محاصره بابل سال ها طول مي كشيد و شايد بي نتيجه بود ، چاره اي جز آن را  نديدند كه شعباتي از رود دجله در بالاي شهر جدا كرده و مجراي نهر را منحرف سازند ، با كندن اين شعبات ، آب رود تا حدي پايين رفت و گوشه اي براي هجوم سربازان به داخل شهر باز كرد . جنگاوران پارس از داخل دجله به شهر راه يافتند و در يكي از شب هاي تاريك افراد زيادي به درون رفتند و با گشودن ساير دروازه ها كار پايان يافت.

         پس از فتح بابل كوروش دستور داد كه كليه اموال و اثاثيه معابد يهوديان مثل ظروف طلا و نقره و غير آن كه توسط بخت النصر هنگام خراب كردن معبد مقدس از اورشليم به غارت برده شده بود به يهود بازگردد. علاوه بر آن دستور داد كه وسيله مراجعت آنها را به فلسطين فراهم نمايند و شهرهاي خراب را آبادان و معبد مقدس را از نو برپا سازند،

         مورخين يونان از حمله سوم كوروش كه براي اصلاح اوضاع ماد صورت گرفته نيز خبر مي دهند ، اين لشكركشي بايد در شمال سرزمين پارس باشد و حدود آن به كوه هاي شمال موسوم به كوه قاف كه متصل به درياي خزر و درياي سياه مي شوند مي رسيد . اين نواحي بعدها به قفقاز و به اصطلاح پارسيان كوهستان قفقاز فعلي گشت .

         در اين حمله كوروش به نزديك رودي رسيد كه امروز هم به نام كُـر معروف است ، اردو زد . در اين حمله با اقوام كوهستاني اين منطقه رو به رو شد ، اين اقوام از دست دو قبيله به وي شكايت بردند كه كوروش دستور داد سدي در برابر آنان بنا كنند .

         مردي كه تا 14 سالگي يك چوپان بود و در جنگل ها و كوهستان ها مي زيست ، توانست همه كشورهايي كه تمدن عصر را در بر داشتند ، زير سلطه خود درآورده و تنها مرجع و پناه همه ملتهاي نواحي غرب آسيا تا صحراي بلخ شود. كوروش پس از فتح بابل ده سال زنده بود و در سال 529 پيش از ميلاد از جهان رخت بربست.

         بنابر نوشته هاي هرودوت و گزنفون نسب كوروش با كتيبه داريوش مطابقت دارد . جد كوروش هخامنش نام داشت ، مورخين و كتيبه داريوش مي گويندكه پادشاهان ماد و پارس به او منتسب بوده اند و نام او را براي خانواده برگزيده و سلسله خود را هخامنشي ناميده اند.

در تاريخ مي بينيم كه عمر فتوحات اسكندر با عمر خود او پايان پذيرفت اما پايه هايي كه فتوحات كوروش در كشورها گذاشت ، دو قرن كامل موجب تداوم و قوام حكومت براي فرزندانش گرديد . به محض مرگ اسكندر كشورش به چند پاره تقسيم شد . اما روزي كه كوروش دنيا بدرود گفت ، هنوز كشور او توانايي توسعه داشت .پس از  فتوحات در مصر پسرش دره نيل را نيز گشود و امپراطوري بزرگ جهاني را  پديد آمد كه دنياي قديم نظير آن را نشان نمي دهد . قسمت اعظم قاره آسيا و اروپا و مصر زير فرمان امپراطوري او بود كه پسرش به تنهايي بر اورنگ شاهي تكيه زد ، فتوحات اسكندر همه جنبه مادي داشت ، اما كوروش روح كشورها را مي گشود ، امپراطوري اسكندر پس ار استقرار پايدار نبود ، در صورتي كه امپراطوري بزرگ جهاني كوروش سال ها پابرجا و استوار ماند.

         گرندي مي گويد: موفقيت و پيروزي كوروش بسيار بزرگ بود ، او  تا 12 سال پيش از آن حاكم ولايت كوچكي به نام  انشان بود در حالي كه يكباره تمام حكومت هاي قومي و بزرگ در برابر او زانو مي زنند ، امپراطوري بخت النصر و بابل اكنون در برابر امپراطور جديد سر تسليم فرود آورده و كوروش نه تنها فاتحي بزرگ ، بلكه حاكمي مقتدر محسوب مي شود .

ساسانیان - تقسیمات اجتماعی

خانواده و تقسيمات اجتماعي در عهد ساسانيان

زماني كه ايرانيان همچون ساير اقوام و ملل ديگر هند و اروپايي داخل عصر تاريخي شدند تحت يك نوع نظم و ترتيب ايلي مي زيسته اند .

         بناي مملكت برخانواده (نافه) بود كه مركز آن خانه (مان) بود ، چند خانواده خويشاوند يك عشيره (تُخمه) را تشكيل مي دادند كه در يك ده (وس) مجتمع بودند و نام سلسله همه خانواده ها بر عشيره اطلاق مي شد .

         زن كه شوهر مي كرد در عشيره شوهر به فرزندي قبول مي شد ، مجموعه چند عشيره قبيـله (زنـد) مي شد كه مسكن آنها شُـثره (كوره) ناميده مي شد ، مفهوم وسيعتر آن ولايت (دهيـو) بود و نام آريـا بر همه ايرانيان شامل مي شد كه علامت مميزه آنها از ساير قبايل و ملل بيگانه ساكن در شمال و غرب بود .

         در كتيبه نقش رستم داريوش شاه چنين مي گويد : منم داريـوش ، پسر ويشتاسـپ (خانواده) هخامنشـي (عشيره) پارسـي (قبيله) آريايـي (ملت) 

         پير ترين مرد خانواده رئيس بود (مانبُـد) از ميان پيران و شيوخ رئيس قبيله و كدخدا را انتخاب مي كردند . (وسبُـد)

         قدرت در دست رؤساي محلي مجتمع بود و سيادت والي ولايت و شاه بيشتر صوري و اسمي بود ، كار عمده شاهان جنگ بود كه موجب استحكام موقعيت و افزايش قدرت آنها بود ، در اعصار ما قبل تاريخ براي جلال و تكريم پادشاه لقب " كـي " را به او مي دادند . (مانند كيـخسرو ، كيـقباد ، كيـكاوس و ...)

         امر ولايت را " دهبُـد " و رؤساي دودمان ها را " وسبُـدان " مي گفتند ، گروهي را نيز گماردگان (گماشتگان) مي گفتند كه كار آنها اداره املاك و تيول بود ، شهرباناني نيز بر ولايت فرمانروايي داشتند و افرادي نيز به صورت مخفي بر كار آنها نظارت مي كردند .

         در كتاب " شايست نشايست " مربوط به دوره فارسي ميانه به زبان پهلوي چهار درجه ولايت ذكر شده است : ولايت بزرگ خانه (خانه خدا) ولايت رئيس ده (كدخدا) ولايت مير قبيله (ايلخان) ولايت مهتر ولايت (حاكم)

         اين طبقه بندي در رسايل به جا مانده از مانويان در ناحيه تُرفان نيز به چشم مي خورد .

         شغل هاي مهم و مناصب افتخاري دربار و خدمات عمومي از وقايع نگاران و تاريخ نويسان ارمني اينگونه نقل شده است : بزرگ قبيله يا شيخ قبيله مسئوليت گذاشتن تاج بر سر پادشاه و مقام سركردگي سواره نظام را به صورت ارثي داشته است ، او اين امتياز را داشت كه هر وقت پيش شاه است تاجي با سه رشته مرواريد بدون زر و گوهر بر سر داشته باشد ، رئيس يك قبيله ديگر مسئول نصب زينت آلات سلطنتي بر سر و بر شاه بود ، پاسبانان ويژه شاه اهل يك قبيله ديگر كه از خاندان ممتاز بودند و خدمات ديگر بين خاندان هاي مختلف ديگر تقسيم مي شده است ، اين مشاغل شامل : سمت موكل شكارگاه هاي شاهي ، سمت انباردار (حافظ انبار گندم) ، سمت وكيل در و حاجب سالار (وزير دربار و رئيس تشريفات) ، سمت ساقي (شربت دار) ، سمت مامور قرباني ، سمت باز دار ، سمت سرايدار عمارت ييلاقي ، سمت پرچمدار جنگ ، سمت پرده دار ، رئيس خدم و قضات عادل در شهر ها و روستا ها

         در دربار دو نفر منهي بود كه يكي مُكلف بود حسنات واجب شاه را هنگام خشم به عدالت و مردم دوستي هدايت كند و ديگري كيفر هاي لازم را به شاه تذكر دهد .

         از جمله حقوق و امتيازات ويژه شاه ، يكي بر سر نهادن تاج بود و ديگري خفتن بر تخت زرين ، شاه براي شكار باغ وحش هايي داشت كه حيوانات وحشي در آن نگاه داشته مي شد ، حرمسراي شاه نيز در دربار دخالت داشت ، خواجه سرايان غالبا ً اقتدار زيادي داشتند ، شاه در سفر ها جمع كثيري از نيزه داران و پاسبانان ويژه را ملازم ركاب داشت ، هر كس پيش شاه مي آمد بايد هدايايي را به حضور تقديم كند ، خزانه شاه و دولت يكي بود ، باج ممالك داخل خزانه شاهي مي شد .

         در زمان ساسانيان تقسيمات اجتماعي چهار طبقه بود كه هر يك از اين طبقات به چند صنف تقسيم مي شده است  : 1 – اصحاب دين ( شامل : الف - حكام ، قضات و داوران          ب –  زُهاد ، پايين ترين مرتبه آن مُـغان بعد موبـدان ، رئيس طبقه موبدان را موبدان موبد مي گفتند ، سپس هيربُـدان و ساير روحانيون ج – سـدنه ، دستور   د – معلمان ، مغان هندرزبُـد   )  2 – مردان كارزاز ( طبقه مقاتله شامل : الف – سوار )  2 – پياده  ( بعد از آن به مراتب و اعمال متفاوتند ، رئيس طبقه را ايران سپاهبُـد تا ارتشتـاران سالار گويند . )         3 – كتاب و اهل قلم ( الف – كاتبان رسائل  ب- محاسبات )  ج – كاتبان اقضيه و سجلات و شروط  د – كاتبان سير ( اطباء ، شعراء ، منجمان ، رئيس طبقه را دويربـُد ، دبيربُـد گويند . ) 4 – چوپانان و برزگران به انضمام هُتُـخشان (محترفه و شهريان و طبقه مهنه شامل : برزيگران ، راعيان ، تجار و ساير محترفه اند ، رئيس طبقه را واستريوش بُـد يا هوتُـخش بُـد گويند . )

         زيردست هر رئيسي ، عارضي است ، بعد از او مفتش يا همركار (براي تفتيش خطا ها) است ، معلمي نيز از كودكي حرفه و كار را به آنها تعليم مي دهد كه به او هندرزبُـد يا اندرزبُـد گويند .

         در دوران پادشاهي ساسانيان اشخاص اول دولت عنوان شاه داشتند و اطلاق عنوان رسمي شاه بر شاه ايران از اينجا مي آيد .

         ساسانيان رسم ملوك الطوايفي را از اشكانيان يادگار داشتند و بنابر آيين باستان بعضي از مناصب به ميراث به رؤساي بيوتات هفتگانه تعلق داشته اند . خانداني به نام ارتبيدس (ارگ بُـد ، نگهدار قصر) صاحب رتبه شاهي است و تاج نهادن بر سر شاهان وظيفه اوست البته در زمان بهرام پنجم (بهرام گور) اقتدار شاه كم شد و قدرت روحانيون زردشتي به اوج رسيده بود و موبد موبدان تاج بر سر شاه مي گذاشت ، دوم موكل امور نظامي است ، سومي امور كشوري را اداره مي كند ، چهارمي محاكمات بين طرفين دعوا را فيصله مي دهد ، پنجمي فرمانده سواران است ، ششمي متعهد جمع آوري خراج رعايا و مواظبت از خزائن شاهي است ، هفتمي حافظ زرادخانه و مامور تهيه مُهمات نظامي است .

 

 

يادداشت

 در كتيبه هاي هخامنشي شاهان خود را خشايس يه (شاه ولايت) مي خوانند .

عقيده پژوهشگران بر اين است كه هخامنشيان به يك قسم از دين زردشت گرويدند كه با دين زردشتي اوستايي كه ما با آن آشنا هستيم متفاوت بوده است روايات پارسيان نيز نشانگر آن است كه دين زردشتي تا آغاز پادشاهي ساسانيان دين رسمي دولت نبوده است .

در زمان هخامنشيان تقسيمات اجتماعي چهار طبقه بود : 1- روحانيون  2 – لشكريان  3- كشاورزان  4 – پيشه وران كه دو صنف آخر تحت يك عنوان در آمد .

در روزگار ساسانيان تمامي مملكت ايران به چهار ايالت عمده (بديشخ) بر حسب چهار جهت اصلي تقسيم مي شده است .

 

 

منبع

وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهي ساساني - تاليف پرفسور آرتور كريستنسن ترجمه استاد مجتبي مينوي -  انتشارات پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي – 1374

مزدك و آيين مزدكي

مزدك و آيين مزدكي

         در سال 488 ميلادي در زمان پادشاهي قباد پسر پيروز  از شاهان ساساني آييني توسط مزدك مبتني بر مساوات در تقسيم ثروت بين افراد جامعه اشاعه يافت ، بنا بر اين باور  دارايي ثروتمندان و اغنياء( اعم از اشياء مادي و زنان حرمسرا ) بايد به فقراء داده مي شد ، اين نهضت به منزله عكس العمل بردگان و روستاييان نيمه برده و ساكنين سابقا ً آزاد شهر ها و حومه آنها كه با انديشه ضد فئوداليسم و دستگاه برده سازي به صورت جدال طبقاتي در آمده بود محسوب مي گرديد.

         مزدك توانست با اين انديشه نهضتي بر عليه اغنياء كه اموال بسيار گرد آورده و زنان متعدد را در حرمسراي خويش محبوس كرده بودند ، برپا كند و اعتراض فقراء را بر عليه آنها برانگيزد .

         قباد پادشاه ساساني در ابتدا از اين نهضت پشتيباني كرد اما به دليل اين حمايت بر اثر توطئه از سلطنت خلع و پس از محاكمه محبوس شد ، او توانست جان خود را از اين مهلكه نجات دهد و مجددا ً حكومت از دست داده را باز يابد .

         پس از به قدرت رسيدن مجدد قباد اين نهضت به صورت انقلاب در آمد و موجب اغتشاشاتي توام با اعمال افراطي پيروان مزدك چون به غارت رفتن اموال و ضبط و تصرف املاك ثروتمندان و ربودن زنان آنها گرديد ، از آن پس قباد با رؤساي مزدكي قطع رابطه كرد و براي از بين بردن آنها مجلس مناظره و مباحثه بين آنها و علماء و روحانيون زردشتي و مسيحي كه آنها نيز مخالف اين انديشه نوظهور بودند ترتيب داد ، از آنجا كه مخالفين مزدكيان توانستند آنها در مناظره مغلوب كنند ، قباد دستور قتل عام تمامي مزدكيان را صادر نمود و اين انديشه و پيروانش به طور كامل از صحنه تاريخ محو و نابود گرديدند .

 

سروش کیست ؟

سروش

تا نگردي آشنا زين پرده رازي نشنوي          گوش نا محرم ناشد جاي پيغام سروش

         سروش در كتاب مينوي خرد از متون فارسي ميانه (پهلوي) يكي  از ايزدان است كه وظيفه اصلي اش مراقبت بر نظم جهان مادي است ، او روان را پس از مرگ همراهي مي كند ، در دوران ساساني موبدان جهت انجام اعمال آييني هفت دستيار داشتند كه شش نفر آنها با شش امشاسپند مطابقت داشته و هفتمين نفر سروشاورز بوده كه در عقب آنها مي ايستاده و نظم و ترتيب يزش (مراسم عبادت) را زير نظر داشته است .

         سروش در باور زردشت به معناي اطاعت و فرمانبرداري است ، او سه روز بعد از مرگ روان مرده ، در كنار كالبد او قرار مي گيرد در حالي كه روان درستكار خوشحال و روان بدكار رنج مي كشد ، روز چهارم مسير او آغاز مي شود ، ايزدان سروش ، واي نيك ، ورهرام و ديوان ويزرش ، استوويدات ، واي بد به خاطر او مبارزه مي كنند ، او به پل چينود مي رسد كه سه داور سروش ، مهر و رشن با ترازويي براي سنجش اعمال او منتظرند .

         سروش يكي از چهره هاي محبوب دين زردشت است كه در تمام آيين ها حضور دارد ، زيرا او در نيايش ها و سرود هاي مردمان جاي دارد و ايزدي است كه نيايش ها را به بهشت منتقل مي كند ، او چون جنگجويي مسلح و بهترين در هم كوبنده دروغ توصيف شده است ، او فرمانبرداري است كه تجسم كلام مقدس است ،

         سروش نخستين آفريده اهورمزدا است ، او با سلاح خويش از هنگام آفرينش به نبرد با ديوان سرگرم است ، او نيرويي است كه در نبرد هميشگي عليه نيروي مخرب شر ، پيروزي به همراه مي آورد ، در سرود هاي اوستا به عنوان  سرور مناسك ديني و آييني دانسته مي شود و او را به ياري مي طلبند .

         سروش بر فراز البرز كاخي دارد با هزار ستون كه از درون ، خود به خود روشن است و از بيرون از ستارگان نور مي گيرد ، گردونه او چهار اسب سفيد تندروي زيبا با پاي زرين دارد ، او سه بار در شبانه روز جهان را در مي نوردد تا آفريدگان را نگاهباني كند .

         سروش بهترين حامي درماندگان است ، او نگهبان آتش است به دليل محبوبيت فراوان سروش در ميان پيروان آيين باستاني در متون پهلوي به عنوان آخرين امشاسپند به شمار مي رود .

 

يادداشت

امشاسپند ، شش ايزدند كه جلوه هايي از اهورمزدا هستند و نام آنها ارديبهشت ، شهريور ، سپندارمد ، بهمن ، خرداد ، مرداد است .

چينود نام پلي است در عالم برزخ كه گذرگاه تمامي مردگان و مجزا كننده بهشت و دوزخ است اين پل چون كاردي مي ماند كه روان بدكار موفق به عبور از روي آن نمي شود و در دوزخ مي افتد و براي راستكار عريض و آسان گذر است .

 

منابع

اساطير ايران – جان هينلز – ترجه ژاله آمزگار ، احمد تفضلي – چشمه 1373

تاريخ اساطير ايران – دكتر ژاله آموزگار – سمت – 1374

 

پيرامون نحوه ساخت كاخ شوش

 

متن ترجمه شده  DSF

پيرامون نحوه ساخت كاخ شوش

خداي بزرگ اهورمزدا كه اين سرزمين را آفريد ، آن آسمان را آفريد ،  كه انسان را آفريد ، كه شادي را آفريد براي مردم ، كه داريوش را شاه كرد ، يك شاه از بسياري و يك فرماندار از بسياري ، منم داريوش ، شاه شاهان ، شاه سرزمين ها ، پسر ويشتاسپ هخامنشي  

مي گويد داريوش شاه : اهورمزدا كه بزرگترين خدايان است او مرا شاه كرد ، اين شهرياري را به من ارزاني داشت ، كه بزرگترين است ، كه نيك مرد و نيك اسب است به خواست اهورمزدا ، پدر من ويشتاسپ و آرشام كه جد من است كه هر دو زنده بودند هنگامي كه اهورمزدا مرا در اين سرزمين شاه كرد ، اهورمزدا را چنان ميل بود كه در تمام اين سرزمين به عنوان مرد خودش مرا انتخاب كرد ، او مرا شاه در همه اين سرزمين ها كرد ، من اهورمزدا را مي پرستم ، اهورمزدا مرا ياري كرد كه آنچه كه فرمان من بود ، آن را براي من نيك انجام گردانيد ، آنچه كه من كردم همه را به لطف اهورمزدا كردم ، اين كاخ كه درشوش ساختم از دور دست تزئينات آن آورده شد ، ابتدا زمين كنده شده تا به سنگ رسيدم ، وقتي كنده شد سپس (سنگريزه) شفته انباشته شد ، يك طرف چهل زرع عمق و طرف ديگر بيست زرع عمق روي آن شفته كاخ ساخته شد و اين كه كنده شد ابتدا و شفته انباشته شد و خشت زده شده اين كار ها را مردم بابلي انجام دادند ، چوب سدر آن از كوهي به نام لبنان از آنجا آورده شد مردم آشور آن را آوردند ، تا به بابل آوردند ، از بابل كاري ها و يوناني ها تا شوش آوردند ، چوب يكا از قندهار آورده شد و از كرمان آورده شد ، طلا از سارد و از بلخ آورده شد كه اينجا به كار رفته ، سنگ لاجورد از كاتاپوتكا ، و عقيق كه اينجا به كار رفته از سغد آورده شد ، سنگ گرانبهاي فيروزه از خوارزم اينجا آورده شد كه در اينجا به كار رفته ، نقره و آبنوس از مصر آورده شد ، تزئيناتي كه روي ديوار ها با آن تزئين شده از يونان آورده شد ، عاج كه اينجا به كار رفته از اتيوپي و از سند و ارُخج ، آورده شدند ، ستون هاي سنگي كه اينجا به كار رفته از روستايي به نام آبيرادو در عيلام آورده شده ، مرداني كه روي سنگ كار مي كردند (سنگتراشان) آنها از يوناني ها و ساردي ها بودند ، مردان طلاكاري كه روي طلا كار مي كردند آنها از مادي ها و مصري ها بودند ، مرداني كه نجاري مي كردند از ساردي ها و مصري ها بودند ، مرداني كه روي خشت كار مي كردند از بابل بودند ، مرداني كه روي ديوار هاي دژ (كاخ) كار مي كردند و ديوار ها را تزئين مي كردند از مادي ها و مصري ها بودند .

مي گويد داريوش شاه : در شوش كار ها و دستور هاي بسيار عالي (زيبا) داده شد و كار هاي بسيار آورده شده بود ، مرا اهورمزدا بپايد و ويشتاسپ پدرم را و سرزمينم را

كتيبه اي از داريوش اول پيرامون شرح جنگ ها با سركشان و نكات اخلاقي

متن ترجمه شده  DB4

كتيبه اي از داريوش اول پيرامون شرح جنگ ها با سركشان و نكات اخلاقي

مي گويد داريوش شاه : اين است آنچه من كردم (از طرف من كرده شده) در بابل

مي گويد داريوش شاه : اين است آنچه كه من انجام دادم به لطف اهورمزدا ، در همان سال بعد از آنكه شاه شدم ، نوزده جنگ انجام دادم ، به لطف اهورمزدا من آنها را شكست دادم و 9 نفر از شاهان را گرفتم ، يكي گوماته مغ بود ، او به دروغ چنين مي گفت : من برديا هستم پسر كورش ، او پارس را شورشي كرد ، يك اسرينه نام عيلامي ، او به دروغ چنين گفت : من شاه هستم در عيلام ، او عيلام را شورشي كرد بر عليه من ، يك نديته بيره نام بابلي به دروغ چنين گفت : من نبوكدرچره هستم پسر نبونيد ، او بابل را شورشي كرد ، يك مرتيا نام پارسي او به دروغ چنين گفت : من ايماني هستم ، در عيلام شاه شد ، او عيلام را شورشي كرد ، يك فروتير نام مادي او به دروغ چنين گفت : من خشثريته هستم از خاندان هوخشتره ، او ماد را شورشي كرد ، يك چيسره تخمه نام اهل ساگارت او به دروغ چنين گفت : من شاه هستم در ساگارت از خانواده هوخشتره ، او ساگارت را شورشي كرد ، يك فراده نامي اهل مرو او به دروغ چنين گفت : من شاه هستم در مرو ، او مرويان را شورشي كرد ، يكي وهيزداته نام پارسي ، او به دروغ چنين گفت : من برديا هستم پسر كورش ، او پارسيان را شورشي كرد ، يك ارخه نام از ارمنستان ، او به دروغ چنين گفت : من نبوكدرچره هستم پسر نبونيد ، او بابليان را شورشي كرد .

مي گويد داريوش شاه : آنها 9 پادشاه هستند كه من اسير كردم در طي جنگ ها

مي گويد داريوش شاه : تو كه شاه بعدا ً شدي ، خودت از دروغ پرهيز كن ، مردي كه پيرو دروغ باشد او را تنبيه خوب كن ، اگر چنين فكري كردي (مي انديشي) سرزمين من استوار بماند .

مي گويد داريوش شاه : اين است آنچه كه من انجام دادم به لطف اهورمزدا ، اين است كه در همان يك سال انجام دادم ، تو كه بعدا ً اين كتيبه را (مي خواني كه به وسيله من كرده شده) خواهي خواند كه من انجام دادم ، مباد كه آن را دروغ بپنداري .

مي گويد داريوش شاه :  اهورمزدا را گواه مي گيرم كه آنچه كه من انجام دادم در آن يك سال درست و واقعي است و دروغ نيست .(كه من كردم در همان سال)

مي گويد داريوش شاه : به لطف اهورمزدا كار هاي بسيار ديگري هم است كه از سوي من انجام داده شده كه در اين كتيبه ننوشتم ، به اين دليل ننوشتم ، مباد آن كه پس از اين ، آن كه كتيبه را مي خواند به نظرش زياد آيد كه من كردم و او را باور نشود و آن را دروغ بپندارد .

مي گويد داريوش شاه : آنها كه قبلا ً اينجا شاه بودند ، آنها را چنان كرده اي نيست كه به لطف اهورمزدا در همان يك سال به وسيله من انجام داده شد .

مي گويد داريوش شاه : اكنون آنچه را كه من انجام دادم به من بگو و آن را پنهان مخواه ، اگر اين نوشته را پنهان نكني و براي مردم بگويي ، اهورمزدا تو را دوست باد و صاحب خاندان بسياري باد و عمر طولاني كني .

مي گويد داريوش شاه : اگر اين نوشته پنهان شود و به مردم نگويي اهورمزدا تو را زننده باد و تو را خاندان مباد .

مي گويد داريوش شاه : اين است آنچه كه من انجام دادم در همان يك سال به لطف اهورمزدا ، اهورمزدا مرا ياري داد و ديگر خدايان كه هستند .

مي گويد داريوش شاه : براي اين اهورمزدا مرا ياري داد و همچنين ديگر خدايان مرا ياري دادند (كه هستند) نه بي اعتقاد بودم ، نه دروغگو بودم ، نه پيرو بدي بودم ، هم من و هم خانواده من بر طبق راستي رفتار كرديم ، نه ضعيف و بيچاره و نه توانا را بدي نكردم ، مردي كه كوشيد براي خاندان من ، او را خوب پاداش دادم و آن كه آسيب رساند او را به سختي مجازات كردم .

مي گويد داريوش شاه : تو كه پس از اين شاه خواهي بود ، از اين پس خواهي شد ، مردي كه پيرو دروغ باشد يا زورگو است او را دوست مباش و خوب تنبيه كن .

مي گويد داريوش شاه : تو كه پس اين كتيبه را خواهي ديد كه من نوشتم يا اين پيكر ها را ، مباد خراب كني . تا وقتي توان داري از آن مراقبت (محافظت) كن  .

مي گويد داريوش شاه : اگر اين نوشته را (پيكره ها را) ببيني آنها را خراب نكني تا هنگامي كه تو را توان باشد اهورمزدا تو را دوست باد و خاندان تو بسيار باد و عمر طولاني داشته باشي و آنچه كه انجام مي دهي اهورمزدا تو را موفق و نيك فرجام كناد . (دارد)

مي گويد داريوش شاه : اگر اين نوشته را (پيكره ها را) ببيني آنها را خراب كني تا هنگامي كه  توان داري در طي حكومت اهورمزدا تو را زننده باد و خاندان تو نباد و آنچه را كه انجام مي دهي آن را اهورمزدا خراب كناد .

مي گويد داريوش شاه : اين ها مرداني اند كه در آن زمان آنجا بودند ، وقتي من گوماته مغ را شكست دادم كه خود را برديا مي گفت .

 در آن زمان اين مردان كوشيدند به عنوان سركردگان من ، ويدفرنا  نامي پسر وايسپار پارسي ، اوتانه نامي پسر سوخُره پارسي ، گئوبرو نامي پسر مردونيه پارسي ، ويدرنه نامي پسر بگابيگ نه پارسي ، بغه بوخشه نامي پسر دايووهيه ، اردوماني نامي پسر وهيوكه پارسي

مي گويد داريوش شاه : توكه پس از اين شاه خواهي بود ، خاندان اين مردان خوب را حفاظت كن .

مي گويد داريوش شاه : به لطف اهورمزدا من اين كتيبه را نوشتم ، علاوه بر اين كه به زبان آريايي نيز كتيبه گلي و روي چرم نوشته شد و آن را امضاء كردم و نسب نامه درست كردم ، نوشته شد و خوانده شد در حضور من ، اين نوشته را من به همه سرزمين ها فرستادم در كشورها مردم در اجراي آن كوشيدند ، آن را به كار بردند .

كتيبه خشايارشا اول  XPF

متن ترجمه شده از كتيبه خشايارشا اول  XPF

 

خداي بزرگ اهورمزدا كه اين سرزمين را آفريد ، كه آن آسمان را آفريد ، كه اين انسان را آفريد ، شادي را براي براي انسان آفريد ، كه خشايارشا را شاه كرد ، يك شاه از بسياري ، يك فرماندار از بسياري ، منم خشايارشا شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمين هاي مختلف القبايل ، شاه در اين سرزمين بزرگ و وسيع ، پسر داريوش شاه هخامنشي

مي گويد خشايارشا شاه : پر من داريوش ، پدر داريوش ويشتاسپ نام بود ، پدر ويشتاسپ آرشامه نام بود ، ويشتاسپ و آرشامه هر دو در يك زمان زنده بودند ، وقتي كه اهورمزدا چنان ميل بود كه داريوش پدر من را شاه كرد در اين سرزمين ها ، وقتي داريوش شاه شد كار هاي بسياري انجام داد .

مي گويد خشايارشا شاه : داريوش را پسران ديگري نيز بودند ، اهورمزدا را چنان ميل بود كه داريوش پدر من بعد از خود مرا برترين كرد ، وقتي پدرم داريوش از تخت پادشاهي رفت يا مُـرد .، به لطف اهورمزدا من شاه شدم به جاي پدر بر تخت پادشاهي پدر نشستم ، وقتي كه من شاه شدم ، كار هاي بسيار كردم ، آن كارها را كه پدرم كرده بود من محافظت كردم (پاييم) و كار هاي ديگري به آنها افزودم ، آنچه كه من كردم و آنچه كه پدرم كرد ، آن همه از لطف اهورمزدا و به ميل او كرديم .

مي گويد خشايارشا شاه : مرا اهورمزدا بپايد و پادشاهي مرا و آنچه كه من كردم و آنچه را كه پدرم كرد نيز اهورمزدا پايد .

شرح جنگ با شورشيان مرو ، بردياي دروغين و بابليان در کتیبه داریوش اول

متن ترجمه شده  DB3

شرح جنگ داريوش اول با شورشيان مرو ، بردياي دروغين و بابليان

 

در متون ترجمه شده از كتيبه هاي داريوش اول سعي شده تا حد امكان نحوه نگارش و ترتيب واژگان ثبت شده در كتيبه ها تغيير داده نشود و با متن حاضر يكي باشد .

مي گويد داريوش شاه : سپس من سپاه پارسي را به سوي ويشتاسپ فرستادم از ري ، هنگامي كه آن سپاه به ويشتاسپ رسيد ، ويشتاسپ به سپاه پيوست و رفت به محلي به نام پتي گربنا شهري در پارت ، آنجا با شورشيان جنگ كرد ، اهورمزدا مرا كمك كرد ، به لطف اهورمزدا ويشتاسپ آن سپاه شورشي را شكست داد ، در اولين روز كامل از ماه گرامپده بود ، هنگامي كه جنگ كرديم .

مي گويد داريوش شاه : سپس سرزمين از آن من شد ، اين است آنچه كه من كردم ( كرده من است ) در پارت

مي گويد داريوش شاه : سرزميني به نام مرو نسبت به من شورشي شد ، يكي به نام " فرادا" اهل مرو ، او را سركرده كرده بودند ، سپس من "دادرشي" نام پارسي را كه بنده من بود و در شهر بلخ شهربان بود ، فرستادم به سوي او چنين ، گفتم : پيش برو آن سپاه را بزن ، كه خود را از آن من نمي خوانند ، سپس دادرشي با سپاه رفت و جنگ كرد با مروي ها ، اهورمزدا مرا ياري كرد ، به لطف اهورمزدا سپاه من آن سپاه شورشي را شكست سختي داد ، در 23 روز كامل از ماه " آسريديه " بود وقتي جنك كرده شد .

مي گويد داريوش شاه : يك به نام " وهيزداته " در محلي به نام " تاروآ " در شهري به نام "ياويتا" در كشور پارس آنجا مستقر بود ، او براي دومين بار شورش كرد در پارس ، به مردم چنين گفت : من " برديا " هستم ، پسر كورش ، سپس سپاه پارسي كه در كاخ بودند ، قبلا ً از "انشان" فراخوانده شده بود ، بيشتر آنها نسبت به من شورشي شدند و به سوي وهيزداته رفتند ، او شاه پارس شد ، در پارس

 مي گويد داريوش شاه : سپس من سپاه پارسي و مادي را كه تحت فرمان من بودند ، فرستادم و " آرته وريه " نامي پارسي را كه بنده من بود ، او را سركرده آنها كردم ، باقيمانده سپاه پارسي به دنبال من رفت ، به ماد رسيد ، سپس آرته وريه با سپاه به پارس رهسپار شد تا در محلي به نام " رخا " در پارس آنجا آن وهيزداته كه خود را برديا مي خواند با سپاه به مقابله با آرته ورديه براي جنگ كردن كرد ، و اهورمزدا مرا ياري كرد ، به لطف اهورمزدا سپاه وهيزداته را شكست سختي داد ، 12 روز از ماه " ثوره وهره " گذشته بود كه با آنها جنگ كرده شد .

مي گويد داريوش شاه : سپس آن وهيزداته با سپاه كمي گريخت و به پاسارگاد رفت ، از آنجا سپاهي براي خود تهيه كرد و براي بار ديگر به مقابل ارته وريه آمد براي جنگ كردن ، در كوهي به نام " پرگه " آنجا جنگ كردند ، اهورمزدا مرا ياري كرد ، به لطف اهورمزدا سپاه من آن سپاه وهيزداته را شكست سختي داد ، از ماه " گرامپده " 5 روز گذشته بود كه جنگ شد ، آن وهيزداته را گرفتم و آنهايي كه سركردگان پيروان او بودند .

مي گويد داريوش شاه :  سپس من آن وهيزداته كه خود را برديا مي ناميد او سپاهي را به "هرووات" فرستاد " ويوانه " نامي پارسي را كه بنده من بود و در " هرووات " شهربان بود در مقابل او بود ، و يك مرد را سركرده كرد ، به آنها گفت : پيش برويد و آن ويوانه را بكشيد و آن سپاهي را كه خود را از آن داريوش شاه مي خوانند ، سپاه كه وهيزداته فرستاده بود رفت ، و برابر ويوانه براي جنگ كردن در دژي به نام " كاپيش كاني " با هم جنگ كردند ، اهورمزدا كمك كرد ، به لطف اهورمزدا سپاه من آن سپاه شورشي را شكست سختي داد 13 روز از ماه "آنامكه" گذشته بود هنگامي كه جنگ كرديم .

مي گويد داريوش شاه :  دوباره بعدا ً شورشيان گردآمدند و در برابر ويوانه جنگ كردند در ناحيه اي به نام " گدوته وه " با هم جنگ كردند ، اهورمزدا مرا ياري كرد ، به لطف اهورمزدا سپاه من آن سپاه شورشي را شكست سختي داد ، از ماه " وي خنه " 8 روز گذشته بود كه جنگ كرده شد .

مي گويد داريوش شاه : پس از آن مردي كه سركرده سپاه بود و وهيزداته فرستاده بود به سوي ويوانه ، با سپاه كمي گريخت ، در دژي به نام " آرشاده " در " اُرُخج " تا به آنجا رسيد ، آنگاه ويوانه با سپاه به دنبال او رفت ، آنجا او را كه مقدم سركردگان پيروان او بودند گرفت و كُشت.

مي گويد داريوش شاه : سرزمين كشور از آن من شد ، اين است آنچه كه من انجام دادم در اُرُخج

مي گويد داريوش شاه : هنگامي كه در پارس و ماد بودم ، براي دومين بار بابليان شورشي شدند ، مردي " ارخه " نام ارمني پسر " هليته " ، او شورش كرد در بابل در سرزميني به نام "دوبلله" ، از آنجا به مردم چنين دروغ گفت : من " نبودچره " هستم ، پسر " نبونيد " ، سپاه بابلي نسبت به من شورشي شد و به طرف ارخه رفت ، او بابل را گرفت ، او شاه شد در بابل

مي گويد داريوش شاه : سپس من سپاهي فرستادم به بابل ، " ويده فرنا " نامي پارسي كه بنده من بود بر آنها سركرده كردم ، سپس به آنها گفتم : پيش برويد ، آن سپاه بابلي را بكُشيد كه خود را از آن من نمي خوانند ، سپس ويده فرنا با سپاهي به بابل رفت ، اهورمزدا كمك ارزاني داشت ، به لطف اهورمزدا ويده فرنا بابليان را كُشت و اسير كرد بقيه را ، از ماه " وركه زنه "  22 روز گذشته بود از هنگامي كه آن ارخه ، " نبوكودرچرا " به دروغ خود را خوانده بود  و مرداني كه آنها بيشترين ، مقدم ، سركرده پيروان او بودند ، گرفتم و دستور دادم ارخه و مرداني كه آنها بيشترين پيروانش بودند در بابل به دار بزنند .

 

متن کتیبه ای از داریوش اول پیرامون کندن کانال سوئز

متن ترجمه شده DZC

خداي بزرگ اهورمزدا است كه آسمان را آفريد ، كه انسان را آفريد ، كه شادي را آفريد ، داريوش را شاد كرد ، به داريوش پادشاهي را ارزاني داشت ، شهرياري كه بزرگ و خوب است و خوب مرد است ، منم داريوش شاه بزرگ ، شاه شاهان كشور هاي داراي همه گونه مردم مختلف القبايل ، شاه در اين سرزمين گسترده و بسيار وسيع و دور ، پسر ويشتاسپ هخامنشي

مي گويد داريوش شاه : من يك پارسي هستم از پارس ، مصر را گرفتم ، من دستور كندن كانال را دادم از رود نيل كه در مصر جاري است به دريايي كه كه از پارس مي آيد ، آنگاه اين كانال كنده شد آنگونه كه من دستور دادم و كشتي ها آمدند به مصر به طريق اين كانال به سوي پارس آنطور كه مرا ميل بود .

متنی از کتیبه داریوش

متن ترجمه شده DNA

         يكي از منابع معتبر براي تاريخ نويسي ، آگاهي از وضعيت اجتماعي و قدرت سياسي دوره هخامنشي ، كتيبه هاي به جا مانده از آن دوران است .

         خداي بزرگ اهورمزدا است كه اين سرزمين را آفريد ، انسان را آفريد ، شادي و صلح را براي انسان آفريد ، داريوش را شاه كرد ، يك شاه از شاهان بسيار ، يك فرماندار از فرمانداران بسيار ، منم داريوش شاه ، شاه بزرگ ، شاه كشور هاي مختلف القبايل ، شاه در سرزمين بسيار بزرگ و گسترده ، پسر ويشتاسپ هخامنشي ، پسر پارسي ، يك آريايي داراي نژاد آريايي

مي گويد داريوش شاه : به لطف اهورامزدا اين سرزمين هايي است كه من گرفتم كه دور از پارس است ، من بر آنها حكمراني كردم ، به من باج دادند ، آنچه از طرف من به آنها گفته شد آن را انجام دادند . قانون من آنها را نگهداري كرد ، ماد عيلام ، پارت ، هرات ، بلخ ، سغد ، خوارزم ، زرنگ ، اُرُخج (بلوچستان) ، سگتوش ، قندهار ، سند ، سكاهايي كه هوم مي نوشيدند ، سكاهايي كه كلاه خُود مي پوشيدند ، بابل ، آشور ، عربستان ، مصر ، ارمنستان ، كاتپه توكا ، سارد ، يونيه ، سكاهايي كه آن سوي دريا هستند ، سكاهايي كه سپر يوني ها را داشتند ، ليبيايي ها ، حبشي ها ، مكران ها ، كاريان ها

مي گويد داريوش شاه : اهورامزدا وقتي ديد اين سرزمين در آشوب است ، آنگاه آن را به من ارزاني داشت ، مرا شاه كرد ، من شاه هستم ، به لطف اهورمزدا من آن را در اين مكان سر جايش نشاندم ، آ نچه من گفتم ، آن را انجام دادند ، آن طور كه مرا ميل بود ، اگر بينديشي كه چند كشور بوده كه داريوش شاه داشت ، پيكره ها را ببين كه تخت را مي برند ، آنگاه خواهي دانست و آگاه خواهي شد از نيزه مرد پارسي كه به دور دست برده شد . يك مرد پارسي آن را به دور دست برده است .

مي گويد داريوش شاه : اين است آنچه كه من كردم ، اين ها را همه به لطف اهورمزدا انجام دادم ، اهورمزدا به من كمك ارزاني داشت تا من اين كار ها را انجام دهم ، اهورمزدا مرا ار آسيب نگهداري مي كند و خاندانم را و اين سرزمين را ، من اهورمزدا را ستايش مي كنم ، اين را اهورمزدا به من داده است ، مردي كه اهورمزدا را فرمان برد او را مخالف به نظر نمي رسد ، پيروانش او را ترك نمي كنند و آشوب به پا نمي كنند .

ترجمه یکی از سنگ نوشته های داریوش اول در بیستون

ترجمه یکی از سنگ نوشته های بیستون

         برصخره اي در منطقه بيستون نزديك شهر كرمانشاه كتيبه اي است به بلندي هفت متر و هشتاد سانتيمتر و درازاي بيست و دو متر كه در پنج ستون به سه زبان و متجاوز از هزارسطر توسط داريوش اول پادشاه هخامنشي نوشته شده است  ، متن زبان فارسي باستان شامل 515 سطر ، متن زبان عيلامي شامل 650 سطر و متن زبان اكدي شامل  141 سطر  است.

         خواندن كامل نوشته هاي ميخي فارسي باستان از سال 1836 توسط لاسن و بورنف ميلادي آغاز شد و سپس توسط فلاندن و كوست دو گردشگر فرانسوي و راولينسون فرماندار نظامي انگليس در كرمانشاه ، جكسون استاد دانشگاه كمبريج و سرانجام بوسيله كامرون قسمت هاي ناخوانا دقيقا ً بازخواني شد .

 

متن ترجمه شده DPE

 

منم داريوش ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه سرزمين هايي كه بسيار است ، پسر ويشتاسپ هخامنشي

مي گويد داريوش شاه : به لطف اين سرزمين ها كه من دارم همراه با اين پارس كه از من ترسيدند .

 به من باج مي دادند عيلام و ماد و بابل و عربستان و آشور و مصر و ارمنستان و كاتاپوتكه و سارد و يونيه (يونانيان) كه كنار خشكي و آنها كه كنار دريا هستند و كشور هايي كه آن سوي درياي ساگارتا و پارت و زرنگ و هرات و بلخ و سند و خوارزم و ستگوش (افغانستان) و ارُخج و سند (هند) و قندهار و سكا و مكران

مي گويد داريوش شاه ، اگر فكر كني از ديگري نمي ترسم از اين مردم پارس نگهداري كن ، اگر مردم پارس نگهداري شوند ، محافظت شده باشند براي مدت طولاني ، شادي خوشبختي ناگسستني از طرف اهورمزدا به اين خاندان مي رسد . 

آرش كمانگير

آرش كمانگير

(فريدون ،سلم ، تور ، منوچهر )

         فريدون سه پسر داشت كه كشور را بين آنها تقسيم كرد ، او ثروتمندي بسيار را براي سلم ، نيرومندي را براي تور و دين را براي ايرج از اهورمزدا مي خواهد ، فريدون سرزمين روم تا ساحل دريا را به سلم و تركستان را با بيابان تا ساحل دريا به تور و ايرانشهر و هندوستان را تا ساحل دريا به ايرج بخشيد و تاج را از سر برداشته و بر سر او مي نهد . فريدون فرزند كوچك ايرج را بر سلم و تور ترجيح داد ، ايرج به دست برادرانش از روي حسد كشته مي شود اما از نسل او دختري به نام وزك يا گوزگ باقي مي ماند ، فريدون اين دختر را پنهاني مي پرورد و از او منوچهر زاده مي شود ، منوچهر به انتقام ايرج ، سلم و تور را مي كشد و خود به پادشاهي مي رسد . در زمان منوچهر  افراسياب توراني به ايرانشهر مي تازد و منوچهر را در طبرستان محصور مي كند ، سرانجام هر دو به صلح تن در مي دهند و منوچهر از افراسياب درخواست مي كند كه به اندازه پرتاب يك تير از خاك ايران را به او برگرداند ، منوچهر دستور مي دهد تير و كمان خاصي بسازند و به آرش كه تيرانداز ماهري بود دستور مي دهد تا تير را بيندازد .

         آرش گفت : ببينيد كه بدن من عاري از هر جراحت و بيماري است اما بعد از اين تيراندازي نابود خواهم گشت . او كمان را كشيد و تير به اقصاي خراسان رفت و بر گردويي نشست و بدين طريق مرز ايران و توران معين شد اما خود جان به جان آفرين داد .

ماني و مانويت

ماني و مانويت

         ماني از مردم همدان بود وي در سال 215 ميلادي به دنيا آمد و سپس به بابل مهاجرت كرد ، آيين ماني در قرن سوم و چهارم ميلادي رواج داشت و تا قرن هفتم از اديان رايج است به ويژه در شمال شرقي ايران و تا چين نيز نفوذ كرد .

         ماني و پيروانش از خطي آوانگار به نام خط مانوي براي نگاشتن آثارش استفاده مي كردند كه مقتبس از خطوط آرامي است ، او استعداد خاصي در هنر نقاشي و كتابت داشت و آن را به شيوه ممتاز مي آراست ، بخش مهمي از آثار ماني به زبان پارتي و فارسي ميانه به خط مانوي است ، انجيل ماني و شاپورگان دو اثر او هستند كه تلفظ كلمات دقيق تر و روشن تر از خط پهلوي است و هُزوارش نيز ندارد .

جهان بيني ماني

ماني سه دوره را براي هستي بيان مي كند :

 1 - دوره اي كه دو جهان روشنايي و تاريكي از هم جدايند .

2 -  دوره آميختگي

 3 - دوره جدايي روح از ماده تاريكي

         ماني معتقد است وقتي جهان از انسان پُـر مي شود ، پر بزرگي زروان يا پر روشني با ياري گرفتن از بهمن پيامبراني را براي راهنمايي انسان در مكان هاي مختلف و زمان هاي گوناگون فرو مي فرستد ، " بودا " را به سرزمين هند ، " زردشت " را به سرزمين پارس ، " عيسي " را به سرزمين مغرب و " ماني " را به ميانه زمين يعني بابل زمين مي فرستد .

         ماني در يكي از متون مدعي است كه دين او آخرين دين و او خاتم پيامبران استاما بودا ، زردشت و عيسي براي مكان و زمان معين فرستاده شده ولي ماني براي تمام جهان است و جاودانه خواهد بود ،  در واقع ماني مدعي شده بود كه او كسي است كه عيسي به آمدنش بشارت داده است . ( يعني فارغليط )

         به گفته ماني پيامبران موظف بودند مردم را آگاه سازند و چنين كردند آنها حقايق را براي مردم گفتند اما گفته هاي آنان تحريف شده و وظيفه ماني آن است كه حقايق را بار ديگر براي همه مردم جهان باز گويد تا روشني از بند تاريكي آزاد شود به همين دليل است كه مانويان كتاب هاي ماني را به زبان هاي شناخته شده زمان خود برگردانده اند تا مردم هر ناحيه اي آن را بخوانند و از حقايق آگاه شوند .

ماني پيروان خود را به دو گروه تقسيم مي كند :

1-    وزيدگان : آنها از خوردن گوشت و نزديكي خودداري مي كردند و حق داشتند غذاي گياهي بخورند به شرط اين كه گياه را خود نچيده باشند ، در طول سال فقط مجاز به داشتن يك دست لباس بودند ، وظيفه آنها تبليغ و مسافرت به جاهاي ديگر بود .

2-   نيوشاگان : آنها حق داشتند گوشت حيوان مرده يا كشته شده بخورند ، يك زن بگيرند ، به كار توليدي بپردازند .

         پس از اين كه همه انسان ها به درجه وزيدگي برسند روشني هاي در بند به بهشت نو مي رود و روشني هاي ديگر كه در بند ماده گياهان و حيوانات است جدا مي شوند ، در اين هنگام عمر جهان به پايان مي رسد و آتش سوزي بزرگي بر پا مي شود كه 1400 سال طول مي كشد تا همه روشني ها رها شوند و در تاريكي ماده در گودال اهريمني گذاشته مي شود و سنگي بزرگ برروي آن مي نهند تا ماده از آن بيرون نيايد ، بدين ترتيب ماده براي هميشه زنداني مي ماند و بهشت نو به بهشت اصلي متصل مي شود و جهان نو براي هميشه از تاريكي در امان مي ماند .

 

  

يادداشت

انسان از ديدگاه ماني زندان روشني هاست .

زروان : خداي زمان و تقدير است كه شخصيت او را ابهامي فراگرفته است و سرشتي جاودانه و دوگانه دارد ،  در آيين زرواني ، زروان پدر اورمزد و اهريمن دو برادر توأمان است . در زماني كه هيچ وجود نداشت زروان يزش ها (نيايش) مي كند براي اين كه پسري داشته باشد ، دو پسر در بطن او بوجود آمدند ، برخي معتقدند كيش زرواني متعلق به پيش از دوران زردشت است كه در زمان هخامنشي بر اثر نفوذ عقايد بابلي پيدا شده است .

بهمن يكي از ايزدان است .

به دليل اين كه اكثر كاتبان متون پهلوي از اقوام آرامي بودند آنها بسياري از كلمات آرامي را در اين آثار مي آوردند ، به كار بردن كلمات آرامي در متون را هُزوارش مي گويند .

نگارم براي تو و همه نگار ها

(گزيده هايي از اشعار حافظ)

نگار

نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

هر نقش كه دست غقل بندد

جز نقش نگار خوش نباشد

عروس طبع را زيور ز فكر بكر مي بندم

بود كز دست ايامم به دست افتد نگاري خوش

بيا كه توبه ز لعل نگار و خندة جام

حكايتيست كه عقل نمي كند تصديق

 نگار مي فروشم عشوه اي داد

 كه ايمن گشتم از مكر زمانه

من رميده ز غيرت ز پا فتادم دوش

نگار خويش چو ديدم به دست بيگانه

ساعد آن به كه بپوشي تو ، چو از بهر نگار

دست در خون دل پر هنران مي داري

در آن چمن كه بتان دست عاشقان گيرند

گرت ز دست برآيد نگار من باشي

گر تو فارغي از ما اي نگار سنگين دل

حال خود بخواهم گفت پيش آصف ثاني

اين خون كه موج مي زند اندر جگر تو را

در كار رنگ و بوي نگاري نمي كني

قامتش را سرو گفتم سركشيد از من به خشم

دوستان از دست مي رنجد نگارم ، چون كنم ؟

بعد از اين دست من و زلف چو زنجير نگار

چند و چند از پي كام دل ديوانه روم؟

زاهد برو كه طالع اگر طالع من است

جامم به دست باشد و زلف نگار هم

بوي بنفشه بشنو و زلف نگار گير

بنگر به رنگ لاله و عزم شراب كن

غلام چشم آن تركم كه در خواب خوش مستي

نگارين گلشنش رويست و مشكين سايبان ابرو

حسن فروشي گلم نيست تحمل اي صبا

دست زدم به خون دل ، بهر خدا نگار كو ؟

روي نگار در نظرم جلوه مي نمود

و ز دور بوسه بر رخ مهتاب مي زدم

خيال نقش تو در كارگاه ديده كشيدم

به صورت تو نگاري نديدم و نشنيدم

گر دست دهد خاك پاي نگارم

بر لوح بصر خط غباري بنگارم

چو كار عمر نه پيداست باري آن اولي

كه روز واقعه پيش نگار خود باشم

دل داده ام به ياري شوخي كشي نگاري

مرضيهٌ السجايا ، محمودهٌ الخصائل

حافظ از سر پنجه عشق نگار

همچو مور افتاده شد در پاي پيل

بادة گلرنگ تلخ تيز خوشخوار سبك

ن‍ُقلش از لعل نگار و نقلش از ياقوت خام

ز نقش بند قضا هست اميد آن حافظ

كه همچو سرو به دستم نگار باز آيد

گر ديگران به عيش و طرب خُرمند و شاد

ما را غم نگار بُود مايه سُرور

 چو لاله در قدحم ريز ساقيا مي و مُشك

كه نقش خال نگارم نمي رود ز ضمير

نگاري ، چابكي ، شنگي ، كُله دار

ظريفي ، مهوشي ، تركي قباپوش

هم گلستان خيالم ز تو پُر نقش و نگار

هم مشام دلم از زلف سمن ساي تو خوش

هزار حيله برانگيخت حافظ از سر فكر

در آن هوس كه شود آن نگار رام و نشد

قدح دركش و سرخوش به تماشا به خرام

تا ببيني كه نگارت به چه آيين است

رقص بر شعر تر و نالة ني خوش باشد

خاصه رقصي كه در آن دست نگاري گيرند

ياد باد آن كه نگارم چو كمر بر بستي

در ركابش مه نو پيك جهان پيما بود

واعظ شهر چو مهر ملك و شحنه گُزيد

من اگر مهر نگاري بگُزينم چه شود؟

هر آب روي كه اندوختم ز دانش و دين

نثار خاك ره آن نگار خواهم كرد

نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست

گره بگشود از ابرو و بر دل هاي ياران زد

هزار نقش برآيد زكلك صُنع و يكي

به دلپذيري نقش نگار ما نرسد

آن پريشاني شب هاي دراز و غم دل

همه ساية گيسوي نگار آخر شد

هر ناله و فرياد كه كردم نشنيدي

پيداست نگارا كه بلند است خيالت

خندة جام مي و زلف گره گير نگار

اي بسا توبه كه چون توبة حافظ باشد

شيدا از آن شدم كه نگارم چو ماه نو

ابرو نمود و جلوه گري كرد و رو ببست

اين همه عكس مي و نقش نگارين كه نمود

يك فروغ رخ ساقيست كه در جام افتاد

نيست در شهر نگاري كه دل ما ببرد

بختم ار يار شود ، رختم از اينجا ببرد

سعدي

نگار من چو درآيد به خندة نمكين

نمك زياده كند بر جراحت ريشان