Why Walk When You Can Fly
Why Walk When You Can Fly
Why Walk When You Can Fly
هنوز مكتب ، مدرسه و كلاس بين نسل قديم يادآور خاطراتي شيرين است و در دنياي پيشرفته و صنعتي كنوني با توسعه فناوري اطلاعات و ساختار دنياي مجازي صداي معلم مهربان ، همهمه شاگردان و ميز و نيمكت براي كودكان ما رو به رنگ باختن و تغيير شكل اساسي است شايد ديگر آهسته آهسته طي كردن روزانه راه مدرسه ، صداي دلنشين زنگ مدرسه ، شنيدن صداي تذكر مدير و ناظم به بچه هاي شيطان در حياط مدرسه ، صف كشيدن صبگاهي بچه ها ، خش خش جاروي سرايدار ، گفتگوي پدر و مادر ها هنگام انتظار براي بچه ها جلو مدرسه قبل از تعطيلي رو به فراموشي برود و دانش آموزان بايد از قاب نمايشگر رايانه خود در فضايي ساختگي ، غير ملموس و مسحور كننده در مدرسه اي مجازي با وسعت جهاني پر از اطلاعات از طريق اينترنت به كسب دانش هاي گوناگون بپردازند .
بحث آموزش در ايران بحثي چالش برانگيز و قديمي است كه با آمدن هر وزير جديد تنور آن روشن و داغ شده و طرح ها و بحث هاي زيادي در خصوص تجديد طراحي و تغيير ساختار آموزشي و محتواي كتاب ها را به ميان مي آورد .
گذشته آموزش در ايران
نخستين مدرسه ها به شكل امروزي در سال 1254 ه . ق در دوران قاجار به همت ميرزا حسن خان رشديه در اروميه و سال بعد در تبريز تاسيس گرديد ، در سال 1285 خورشيدي نيز نخستين مدرسه دخترانه با نام عفتيه با 66 دانش آموز آغاز به كار كرد . نخستين كلاس هاي اكابر (آموزش بزرگسالان بي سواد) نيز كه شاگردان آنها تنها مردان بودند در سال 1315 راه اندازي شد .
در حال حاضر نظام آموزش عمومي شامل ، دوره 5 ساله ابتدايي ، دوره 3 ساله راهنمايي و دوره 3 ساله متوسطه عمومي است و دانش آموزان در دوره متوسطه با رشته هاي نظري ، فني و حرفه اي و كار– دانش آشنا مي شود ، داوطلبان ورود به دانشگاه نيز علاوه بر دوره متوسطه دوره پيش دانشگاهي را مي گذرانند .
|
آمار دانش آموزان و دانشجويان سال90 - 89 | |||||
|
جمعيت كل دانش آموزان |
جمعيت كل دانش آموزان بزرگسال |
جمعيت كل دانشجويان | |||
|
12368793 |
489673 |
3790859 | |||
|
دختر |
پسر |
زن |
مرد |
زن |
مرد |
|
5981474 |
6387319 |
194594 |
295079 |
1874966 |
1915892 |
|
تعداد دانشجويان در مراكز دولتي |
تعداد دانشجويان در مراكز غير دولتي |
|
2088287 |
1702572 |
نقاط ضعف و قوت نظام آموزشي
تحقيقات نشان داده كه محتواي درسي علوم و روش هاي سنجش و ارزشيابي در ايران هماهنگ با توسعه علوم و فناوري به طور كامل متحول نشده و سنجش هاي كيفي و تكويني به خوبي اجرا نمي شود .
شيوه ارزشيابي دانش آموزان تنها مبتني بر آزمون هاي معلم است و بسياري از اهداف آموزشي شناختي و غير شناختي مورد سنجش قرار نمي گيرد ، متداول ترين روش تدريس در ايران شيوه پرسش و پاسخ و سخنراني است و گردش علمي ، تحقيق درباره طبيعت و محيط زيست ، كاوشگري ، حل مسئله ، آموزش كارگاهي ، فعاليت هاي علمي و آزمايشگاهي كمتر مورد استفاده قرار مي گيرد .
برنامه ريزي آموزشي و درسي در ايران بر اساس نياز و شناخت وضع موجود نبوده و خروجي هاي آن با نياز جامعه همخواني ندارد كه علت آن نپرداختن به فعاليت هاي علمي ، آزمايش و نيز آموزش بر پايه رويكرد هاي فرايندي و ضعف در بخش اهداف مهارتي و نگرشي در مدارس است .
سطح آموزشي مدارس دولتي و غير دولتي در نقاط مختلف ايران تفاوت فاحش با هم دارد .
رويكرد نوين آموزشي متناسب با محتواي درسي در همه مدارس اجرا نمي شود .
نظام آموزش خانواده و مدرسه از دو لحاظ فاقد برخي نياز هاي ضروري افراد جامعه است:
1- آنچه كه فرد بايد بياموزد .
2- آنچه كه فرد را بايد به آموختن آن تشويق كرد .
بنابرين نظام كنوني نظامي بسته و فاقد نگرش چند جانبه است ، زيرا كودك نمي تواند فرصت آزمودن بعضي از استعداد ها و آرزو هاي خود را بيابد و به علت فرهنگ اشتباه ارزش گذاري از تلاش براي به دست آوردن آرزو هاي خود نااميد مي شود ، همچنين فقدان كار گروهي از دبستان تا مقاطع بالاتر و عدم موفقيت خانواده در ايجاد يك شخصيت كاري براي آينده فرد موجب بروز مشكلات بعدي براي او در محيط كار آينده و عدم اعتماد به نفس و خلاقيت وي مي گردد .
از راهكار هاي نوين تغيير و توسعه مستمر در امر آموزش در دنياي معاصر ، بهره گيري از پيشرفت هاي فناوري اطلاعات و آموزش الكترونيك و شبكه اي است كه با اتكا بر زير ساخت هاي الكترونيكي به سرعت و بدون محدوديت زمان و مكان در حركت بوده و با مجموعه وسيعي از نرم افزار هاي كاربردي و بهره گيري از ارتباط دو سويه بين فراگير و استاد يا فراگيران با هم ، كيفيت آموزش را متحول نموده اما هنوز در نظام آموزشي ايران جايگاه اصلي خود را نيافته است .
رويكرد آموزش در ايران از لحاظ هدف دانشي مشابه ساير كشور هاست اما از لحاظ تحقق اهداف مهارتي و نگرشي تفاوت معناداري با ديگر كشور ها وجود دارد كه علت آن نپرداختن به فعاليت هاي علمي ، آزمايش و رويكرد هاي فرايندي است .
پيدايش و گسترش متوازن آموزش ، تدوين استاندارد ، موجب كاهش فاصله نظام آموزش ايران با كشور هاي پيشرفته ، ساماندهي نظام آموزش و پرورش ، نوعي همسان سازي در مدارس مختلف و ارتقاء سطح علمي ، افزايش سواد و روحيه علمي ، رشد توانايي ها ، كاوشگري و آفرينندگي بين دانش آموزان مي گردد .
به رغم افزايش تعداد زنان دانش آموخته در سه دهه گذشته در مقطع آموزش عالي ، تعداد زنان هنوز كمتر از مردان است ، طي تحقيقات انجام شده تقاضاي برقرار عدالت جنسيتي و كاهش نابرابري زنان با مردان در نظام آموزش و علاقه مندي به نقش آفريني در بخش هاي مديريت اجرايي يا قانون گذاري و ايفاي نقش در سطوح مختلف بيشتر شده همچنين تلاش جهت كسب اعتبار و نيل به حداكثر سواد آموزي جهت كسب موقعيت بهتر اجتماعي ، علاقه به مشاركت هاي سياسي ، تغيير نگرش فرهنگي اقشار مختلف جامعه به افراد تحصيل كرده ، علاقه مندي به احراز شغل ، منجر به تغيير نگرش اعضاي نهاد خانواده (والدين و همسر) و ايجاد تغيير و گرايش بيشتر زنان به امر آموزش شده است .
شاخص هاي سنجش وضعيت آموزش
برخي از كشور ها براي سنجش و بهبود وضعيت آموزش از شاخص هاي زير استفاده مي كنند :
1- نسبت هزينه آموزش و پرورش به كل توليد ناخالص داخلي
2- ميزان باسوادي بين افراد 15 ساله به بالاتر (داراي سواد خواندن و نوشتن)
3- ميزان تعداد كتاب در كتابخانه هاي كشور
4- نسبت تعداد كتاب هاي كتابخانه ها به كل جمعيت كشور
5- نسبت افراد عضو در كتابخانه ها به كل جمعيت
6- نسبت متوسط دانش آموزان به كلاس درس
7- نسبت تعداد دختران خارج از مدرسه در مقطع ابتدايي (يا عدم پوشش كودكان واقع در سن تحصيل)
8- اندازه اميد به زندگي تحصيلي به تفكيك زن و مرد
9- ميزان دسترسي به امكاناتي چون : رايانه ، ماشين حساب ، فرهنگ لغت ، داشتن بيش از 25 كتاب ، ميز تحرير يا مطالعه و ...
نقش آموزش در توسعه از ديدگاه سازمان بين المللي كار
بر اساس گزارش سازمان بين المللي كار چهار هدف راهبردي براي پيشرفت اجتماعي حياتي است : اشتغال زائي ، كه نياز به افزايش سرمايه گذاري براي ارتقاء نيروي انساني ، آموزش و يادگيري براي بالا بردن قابليت اشتغال ، كاهش فقر ، رقابت هاي بين المللي ، ارتقاء بهره وري منابع انساني و رسيدن به استاندارد هاي جهاني ، آماده سازي افراد براي استخدام ، رشد همه جانبه اجتماعي ، ترويج حقوق بشر در محيط كار ، بهبود امنيت اجتماعي و ترويج گفتگو هاي اجتماعي
همه موارد فوق پايه و اساس توسعه نيروي انساني جديد و سياست هاي آموزشي را بنا مي نهد .
كشور هايي با نظام آموزشي موفق داراي برنامه درسي ملي بوده و به سوي استاندارد كردن مولفه هاي نظام آموزشي خود حركت مي كنند ، برخي بيشتر در برنامه خود به تعرف محتوا ، تعيين روش تدريس و روش هاي ارزشيابي و توجه به نتايج يادگيري (استاندارد ها) پرداخته اند ، برخي تاكيد زياد بر فناوري اطلاعات در آموزش علوم و استفاده از وسايل كمك آموزشي چند رسانه اي و شبيه سازي رايانه اي و مدل هاي آموزشي دارند و برخي چون آمريكا به رغم داشتن استاندارد آموزشي علوم در هر ايالت ، يك استاندارد ملي كلي نيز تدوين كرده است .
منابع
بررسي نقاط قوت و ضعف و تهديد هاي آموزش مجازي – دكتر شاپور امين شايان جهرمي ، طاهره محمدي
بررسي نقاط قوت و ضعف نظام جديد(سالي-واحدي) آموزش متوسطه- پايان نامه عليرضا نصيري
سيستم آموزشي غلط و محافظه كارانه خانواده در مدرسه- حنيف عمران زاده
آمار دقيق تعداد دانش آموزان كشور – خبرنامه دانشجويان ايران
وضعيت آموزش زنان در جمهوري اسلامي ايران( قسمت اول و سوم) - ميترا كاوه مريان
مقايسه وضعيت آموزش در كشور هاي توسعه يافته و در حال توسعه – حسين توكلي طرقي
آموزش نيروي انساني از ديدگاه سازمان بين المللي كار – طاهره اكبري
آموزش در ايران – فريده موسوي
دانشنامه آزاد ويكيپديا – اينترنت
گزارش تحليلي از وضعيت آموزش مجازي كشور- سايت ictna
وبلاگ گروهي كتابداران ايراني
لينك منابع
http://www.lisiran.blogfa.com/